تحریمهای جدید آمریکا علیه بخش هوانوردی ایران، بار دیگر چالشهای صنعت حملونقل هوایی کشور را در مرکز توجه قرار داده است. در حالی که دامنه تحریمها از شرکتهای هواپیمایی فراتر رفته و برخی واسطهها، شرکتهای پوششی و مسیرهای تأمین تجهیزات و فناوری را نیز هدف قرار داده، پرسش اصلی این است که آیا چنین فشارهایی میتواند صنعت هوانوردی ایران را بهطور کامل زمینگیر کند یا صرفاً هزینه و ریسک فعالیت آن را افزایش خواهد داد؟
به گزارش ایران جیب به نقل از تسنیم، محمدرضا سبزعلیپور، رئیس مرکز تجارت جهانی ایران و رئیس شورای سیاستگذاری اقتصاد مقاومتی و بخش خصوصی، در تحلیلی درباره وضعیت صنعت هوانوردی ایران پس از اعمال تحریمهای جدید آمریکا، به بررسی ابعاد اقتصادی، فنی و حقوقی این تحریمها و راهکارهای مقابله با آن پرداخته است.
تحریمها از ایرلاینها فراتر رفتهاند
سبزعلیپور معتقد است تحریمهای جدید آمریکا را نباید صرفاً ادامه تحریمهای گذشته علیه شرکتهای هواپیمایی دانست؛ چراکه به گفته او، این بار بخشهای مختلف زنجیره فعالیت هوانوردی ایران از ایرلاینها و واسطهها گرفته تا مسیرهای تأمین هواپیما، قطعات و فناوری تحت فشار قرار گرفتهاند.
بر اساس مطلب منتشرشده، وزارت خزانهداری آمریکا در ۸ سپتامبر ۲۰۲۶، ۳۶ هدف مرتبط با بخش هوانوردی ایران را تحریم کرده و ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی را نیز در فهرست تحریمها قرار داده است. همچنین شرکتهای پوششی، واسطههای خارجی و مسیرهای انتقال تجهیزات و فناوری نیز هدف تحریم قرار گرفتهاند.
از این منظر، نویسنده این رویکرد را «تحریم زنجیره پرواز» توصیف کرده است؛ یعنی اعمال فشار همزمان بر بخشهای مختلفی که برای تداوم فعالیت یک شرکت هواپیمایی ضروری هستند.
اکوسیستم پرواز چگونه تحت تأثیر تحریم قرار میگیرد؟
فعالیت یک ایرلاین تنها به در اختیار داشتن هواپیما و خلبان محدود نمیشود. هواپیما، موتور، قطعات یدکی، تعمیر و نگهداری، خدمات فرودگاهی، سوخت، بیمه، تأمین مالی، فروش بلیت، سامانههای فنی، خدمات زمینی و دسترسی به فرودگاههای مقصد، مجموعهای از حلقههای بههمپیوسته را تشکیل میدهند.
فشار بر چند حلقه از این زنجیره میتواند هزینه فعالیت شرکتهای هواپیمایی را افزایش داده و انجام برخی پروازهای بینالمللی را دشوارتر کند.
به بیان دیگر، حتی اگر یک ایرلاین از نظر تعداد هواپیما و نیروی انسانی امکان فعالیت داشته باشد، محدودیت در دسترسی به قطعات، خدمات تعمیراتی، بیمه، خدمات مالی یا فرودگاههای خارجی میتواند بر عملکرد آن اثر بگذارد.
هدف تحریمهای آمریکا چیست؟
بر اساس توضیحات مطرحشده در این گزارش، از نگاه دولت آمریکا برخی شرکتهای هواپیمایی و شبکههای مرتبط با آنها در انتقال تجهیزات، نیرو و محمولههایی نقش داشتهاند که واشنگتن آنها را در چارچوب سیاست تحریمی خود هدف قرار داده است.
با این حال، اهمیت صنعت هوانوردی فقط به فعالیت ایرلاینها محدود نمیشود. حملونقل هوایی با حوزههایی مانند تجارت خارجی، گردشگری، سفرهای تجاری و علمی، سفرهای زیارتی، جابهجایی نیروی انسانی و انتقال کالاهای با ارزش بالا ارتباط دارد.
در نتیجه، محدود شدن ارتباطات هوایی میتواند هزینه مبادلات و ارتباط اقتصادی ایران با سایر کشورها را افزایش دهد؛ حتی اگر تمام پروازها متوقف نشوند.
آیا تحریم آمریکا به معنای ممنوعیت پرواز است؟
یکی از نکات مهم در بررسی آثار تحریمهای هوایی، تفکیک میان تحریمهای یکجانبه آمریکا و مقررات حقوق بینالملل هوانوردی است.
کشورها بر اساس قوانین داخلی خود میتوانند اشخاص و شرکتهایی را که در حوزه صلاحیتشان قرار دارند هدف تحریم قرار دهند. اما این موضوع لزوماً به معنای آن نیست که آمریکا مستقیماً اختیار تعیین روابط هوایی تمام کشورهای دیگر با ایران را دارد.
کنوانسیون شیکاگو اصل حاکمیت کشورها بر فضای هوایی سرزمینی خود را به رسمیت میشناسد و پروازهای برنامهای بینالمللی نیز تابع مجوزها و توافقات مربوط میان کشورها هستند.
از این رو، تحریمهای آمریکا با یک ممنوعیت بینالمللی ناشی از مقررات هوانوردی تفاوت دارد.
فشار تحریمی چگونه همکاری شرکتهای خارجی را محدود میکند؟
حتی در مواردی که یک شرکت خارجی از نظر قوانین کشور خود ممنوعیتی برای همکاری با یک شرکت ایرانی نداشته باشد، ممکن است تحریمهای آمریکا محاسبات اقتصادی آن شرکت را تغییر دهد.
برای مثال، یک شرکت خارجی ممکن است به دلیل نگرانی از قرار گرفتن در معرض تحریمهای ثانویه، افزایش هزینههای مالی، مشکلات بیمهای یا محدود شدن دسترسی خود به بازار آمریکا، ریسک همکاری با طرف ایرانی را بیشتر از گذشته ارزیابی کند.
بنابراین اثر تحریم در همه موارد به شکل یک دستور مستقیم برای توقف همکاری ظاهر نمیشود؛ بلکه در برخی موارد میتواند از طریق افزایش ریسک و هزینه، تصمیم اقتصادی شرکتهای خارجی را تحت تأثیر قرار دهد.
آینده صنعت هوانوردی ایران به شبکههای جایگزین وابسته است
صنعت هوانوردی زمانی با خطر جدی زمینگیر شدن مواجه میشود که برای حلقههای حیاتی خود هیچ مسیر، بازار، تأمینکننده یا شبکه جایگزینی در اختیار نداشته باشد.
از این منظر، چالش اصلی صنعت هوایی ایران تنها تعداد هواپیماها نیست؛ بلکه حفظ دسترسی به قطعات، تعمیر و نگهداری، خدمات فنی، بیمه، منابع مالی، مسیرهای پروازی و همکاری با فرودگاهها و شرکتهای خارجی است.
در نتیجه، مقابله با آثار تحریمها نیازمند مجموعهای از راهکارهای فنی، اقتصادی و تجاری برای حفظ زنجیره تأمین و ایجاد مسیرهای جایگزین است؛ موضوعی که میتواند تعیینکننده میزان تأثیر تحریمهای جدید بر عملکرد آینده صنعت هوانوردی کشور باشد.


