تحولات اخیر در غرب یمن، اهمیت راهبردی بابالمندب را بیش از گذشته افزایش داده است؛ تنگهای که در کنار هرمز میتواند به یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت و انرژی جهان تبدیل شود.
به گزارش ایران جیب، پیشرویهای اخیر انصارالله در مناطق غربی یمن و تثبیت موقعیت این گروه در نزدیکی سواحل دریای سرخ، بار دیگر نگاهها را به تنگه بابالمندب و جزیره میون (پریم) معطوف کرده است. اهمیت این تحولات تنها به معادلات داخلی یمن محدود نمیشود و میتواند بر تجارت جهانی، بازار نفت، هزینه حملونقل دریایی و محاسبات آمریکا و کشورهای منطقه اثر بگذارد.
چرا بابالمندب اهمیت دارد؟
بابالمندب یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان برای اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و اقیانوس هند است. پیش از تشدید بحران منطقه، بخش قابلتوجهی از تجارت دریایی جهان از این مسیر عبور میکرد.
بر اساس دادههای منتشرشده، در سال 2023 حدود 8.7 درصد از حجم تجارت دریایی جهان از بابالمندب عبور کرده بود. سهم این مسیر در انتقال برخی کالاها نیز بسیار قابلتوجه بود؛ بهخصوص در بخش کانتینری، خودرو و فرآوردههای نفتی.
در حوزه انرژی نیز اهمیت این تنگه بسیار بالاست. در سال 2023 روزانه حدود 9.3 میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از بابالمندب عبور میکرد، اما با افزایش حملات و تغییر مسیر کشتیها، این رقم در سال 2024 به حدود 4.1 میلیون بشکه در روز کاهش یافت.
انصارالله چگونه میتواند معادله را تغییر دهد؟
نکته مهم این است که برای ایجاد اختلال در بابالمندب، لزوماً نیازی به کنترل کامل این آبراه وجود ندارد.
افزایش ریسک حملونقل در منطقه میتواند شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و صاحبان کالا را مجبور کند مسیرهای جایگزین را انتخاب کنند. این اتفاق پیشتر نیز رخ داده و بخشی از کشتیها به جای عبور از دریای سرخ و کانال سوئز، مسیر طولانیتر دماغه امیدنیک را انتخاب کردهاند.
نتیجه چنین تغییری، افزایش زمان سفر، مصرف سوخت، هزینه اجاره کشتی و نرخ بیمه است؛ هزینههایی که در نهایت میتواند به قیمت کالاها و انرژی منتقل شود.
از هرمز تا بابالمندب؛ دو گلوگاه در یک معادله
اهمیت تحولات یمن زمانی بیشتر میشود که در کنار وضعیت تنگه هرمز بررسی شود.
اگر ناامنی در دو گلوگاه مهم هرمز و بابالمندب همزمان افزایش پیدا کند، فشار بر زنجیره تأمین جهانی میتواند چند برابر شود. در چنین شرایطی، مسئله دیگر صرفاً یک درگیری منطقهای نخواهد بود؛ بلکه بخش مهمی از تجارت آسیا، اروپا و بازار انرژی جهان تحت تأثیر قرار میگیرد.
برای آمریکا نیز چنین سناریویی به معنای افزایش هزینه حفاظت از مسیرهای دریایی در دریای سرخ، خلیج عدن و اقیانوس هند خواهد بود.
پریم؛ جزیرهای کوچک با اهمیت بزرگ
جزیره میون یا پریم در یکی از حساسترین نقاط بابالمندب قرار دارد. به همین دلیل، هرگونه تثبیت موقعیت نظامی در این منطقه میتواند اهمیت استراتژیک آن را افزایش دهد.
البته میان کنترل کامل بابالمندب و توانایی ایجاد ناامنی در این مسیر تفاوت زیادی وجود دارد. یک بازیگر حتی بدون بستن رسمی تنگه میتواند با افزایش ریسک عبور کشتیها، هزینه استفاده از این مسیر را بالا ببرد.
همین موضوع باعث میشود تحولات میون و سواحل غربی یمن برای بازار انرژی و صنعت کشتیرانی اهمیت ویژهای داشته باشد.
عربستان و اروپا در معرض فشار بیشتر
در صورت افزایش ناامنی در بابالمندب، عربستان سعودی نیز با چالش بیشتری مواجه خواهد شد؛ زیرا امنیت مسیرهای صادراتی و سواحل غربی این کشور با تحولات دریای سرخ ارتباط مستقیم دارد.
اروپا نیز از این تحولات متأثر خواهد شد. هرچه کشتیهای بیشتری مسیر سوئز را ترک کنند، زمان و هزینه انتقال کالا میان آسیا و اروپا افزایش خواهد یافت.
بازار نفت؛ نخستین بازار حساس
بازار نفت احتمالاً یکی از نخستین بخشهایی است که به افزایش ریسک در بابالمندب واکنش نشان میدهد. افزایش هزینه حمل، بیمه و تغییر مسیر نفتکشها میتواند قیمت تمامشده انتقال انرژی را افزایش دهد.
از سوی دیگر، اگر همزمان ریسک در بابالمندب و تنگه هرمز بالا برود، بازار با یک وضعیت متفاوت مواجه خواهد شد؛ زیرا دو مسیر مهم انتقال انرژی در دو سوی شبهجزیره عربستان تحت فشار قرار میگیرند.
جنگی که میتواند به اقتصاد جهانی منتقل شود
تحولات اخیر نشان میدهد اهمیت یمن دیگر صرفاً به مرزهای این کشور محدود نیست. بابالمندب میتواند به یک اهرم ژئوپلیتیکی برای اثرگذاری بر تجارت، انرژی و حملونقل جهانی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، افزایش هزینه جنگ فقط به هزینههای نظامی محدود نمیشود؛ بلکه افزایش نرخ بیمه، کرایه نفتکشها، هزینه حمل کالا، مصرف سوخت و قیمت انرژی میتواند بخشی از تبعات آن باشد.
به همین دلیل، هرگونه تغییر در وضعیت بابالمندب میتواند برای بازارهای جهانی اهمیت داشته باشد؛ بهویژه اگر همزمان با افزایش ریسک در تنگه هرمز رخ دهد.


