به گزارش ایران جیب، در حالی که مسئولان وزارت نیرو پیش از این از پایان خاموشیهای برنامهریزیشده خبر داده بودند، قطعی برق در برخی مناطق همچنان ادامه دارد؛ موضوعی که بار دیگر فاصله میان وعدههای رسمی و واقعیت شبکه برق را نمایان کرده و نگرانی تولیدکنندگان و خانوارها را افزایش داده است.
وعده پایان خاموشیها؛ واقعیت چیز دیگری است
وزارت نیرو اعلام کرده بود که خاموشیهای برنامهریزیشده پایان یافته و شهروندان برای پیگیری قطعیهای احتمالی میتوانند از سامانه 121 استفاده کنند. با این حال، گزارشهای میدانی از ادامه قطعی برق در بخشهایی از کشور حکایت دارد.
تداوم خاموشیها در شرایطی که پیشتر وعده پایان آن داده شده بود، تنها یک مشکل رفاهی برای خانوارها نیست. صنایع، کارگاهها، فروشگاهها و واحدهای تولیدی نیز از ناپایداری شبکه برق آسیب میبینند.
قطع ناگهانی برق میتواند موجب توقف خطوط تولید، آسیب به تجهیزات، از بین رفتن مواد اولیه و کاهش ظرفیت تولید شود؛ خسارتهایی که در بسیاری از موارد مستقیماً قابل جبران نیست.
ناترازی برق؛ ریشه اصلی خاموشیها
یکی از مهمترین دلایل تداوم خاموشیها، فاصله میان تولید و مصرف برق است. برآوردهای کارشناسی، میزان ناترازی برق در دوره اوج مصرف را حدود 18 تا 20 هزار مگاوات اعلام کردهاند.
در کنار کمبود ظرفیت تولید، فرسودگی شبکه انتقال و توزیع نیز یکی از مشکلات ساختاری صنعت برق کشور است. تلفات شبکه، راندمان پایین برخی نیروگاههای حرارتی و عقبماندگی سرمایهگذاری در زیرساختها باعث شده ظرفیت اسمی تولید برق الزاماً به معنای امکان تامین برق مورد نیاز در زمان اوج مصرف نباشد.
«مدیریت بار»؛ نام جدید خاموشی؟
در ماههای اخیر عباراتی مانند «مدیریت بار»، «محدودیت فنی» و «جدول احتمالی» بیشتر در ادبیات صنعت برق دیده میشود؛ اصطلاحاتی که اگرچه از نظر فنی ممکن است تعاریف مشخصی داشته باشند، اما برای یک واحد تولیدی که ناگهان با قطع برق مواجه میشود، نتیجه نهایی تفاوت چندانی با خاموشی ندارد.
برای تولیدکنندهای که برنامه کاری خود را بر اساس ساعات اعلامشده تنظیم کرده، قطع ناگهانی برق به معنای توقف تولید و افزایش هزینه است. بنابراین مسئله اصلی تنها عنوانی که برای این اقدام انتخاب میشود نیست؛ بلکه قابلیت پیشبینی و ثبات تامین برق است.
چرا سرمایهگذاری در صنعت برق عقب مانده است؟
بحران برق تنها به افزایش مصرف مربوط نمیشود. اقتصاد صنعت برق، مطالبات انباشته نیروگاهها و پیمانکاران، پایین بودن جذابیت سرمایهگذاری و مشکلات تامین مالی پروژههای جدید، از جمله عواملی هستند که توسعه ظرفیت تولید را با مشکل مواجه کردهاند.
در چنین شرایطی، حتی اگر ظرفیت نیروگاهی جدید نیز به شبکه اضافه شود، بدون اصلاح شبکه انتقال و توزیع و ایجاد سازوکار اقتصادی مناسب، مشکل ناترازی بهطور کامل حل نخواهد شد.
خاموشی از تابستان به زمستان میرسد؟
یکی از نگرانیهای جدی این است که بحران برق تنها به ماههای گرم سال محدود نماند. در تابستان، افزایش مصرف ناشی از استفاده گسترده از وسایل سرمایشی فشار زیادی به شبکه وارد میکند؛ اما در زمستان، محدودیت تامین سوخت نیروگاهها میتواند به یک چالش تازه تبدیل شود.
به این ترتیب، اگر برای افزایش ظرفیت تولید، اصلاح شبکه و تامین پایدار سوخت نیروگاهها اقدام جدی صورت نگیرد، احتمال انتقال بحران از یک فصل به فصل دیگر وجود خواهد داشت.
هزینه خاموشی را چه کسی پرداخت میکند؟
خاموشی برای خانوار ممکن است به معنای اختلال چند ساعته در زندگی روزمره باشد، اما برای بخش تولید میتواند هزینه بسیار بیشتری داشته باشد.
کارخانهای که خط تولیدش متوقف میشود، کارگاهی که تجهیزاتش در اثر قطع و وصل برق آسیب میبیند و فروشگاهی که کالاهای حساس خود را از دست میدهد، همگی هزینه این ناترازی را پرداخت میکنند.
از سوی دیگر، کاهش تولید میتواند در نهایت به کاهش عرضه کالا و افزایش هزینه تمامشده منجر شود؛ بنابراین تبعات خاموشی تنها به زمان قطع برق محدود نمیشود و میتواند اثر خود را در قیمت کالاها و وضعیت تولید نیز نشان دهد.
صنعت برق به وعده نیاز ندارد؛ به برنامه قابل اتکا نیاز دارد
ادامه خاموشیها پس از وعده پایان قطعیهای برنامهریزیشده، بار دیگر اهمیت شفافیت در مدیریت شبکه برق را نشان میدهد.
اگر امکان تامین برق در تمام ساعات وجود ندارد، اعلام برنامههای دقیق و قابل اتکا میتواند دستکم امکان برنامهریزی را برای خانوارها و واحدهای اقتصادی فراهم کند.
حل پایدار بحران نیز نیازمند مجموعهای از اقدامات شامل توسعه نیروگاهها، افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر، اصلاح اقتصاد برق، کاهش تلفات شبکه، نوسازی زیرساختها و ایجاد انگیزه برای سرمایهگذاری بخش خصوصی است.
مشکل برق با تغییر واژه «خاموشی» به «مدیریت بار» حل نمیشود؛ آنچه مردم و تولیدکنندگان نیاز دارند، برق پایدار و برنامهای است که بتوان حداقل برای روز آینده روی آن حساب کرد.


