کانال تلگرام ایران جیب

روايت تلخ از تهرانی‌هايی كه خانه‌شان در جنگ تخريب شد


کد خبر : ۱۴۳۵۲۰چهارشنبه، ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۵:۳۹۵۹۱۷ بازدید

برای آنها جنگ فقط هراس و صداهای دور نبود. فقط دست و دلشان و شيشه‌ها نلرزيد، بلكه آشيانه‌هايشان فروريخت. آوار برسر برخی‌شان ...
روايت تلخ از تهرانی‌هايی كه خانه‌شان در جنگ تخريب شدروايت تلخ از تهرانی‌هايی كه خانه‌شان در جنگ تخريب شد

براي آنها جنگ فقط هراس و صداهاي دور نبود. فقط دست و دلشان و شيشه‌ها نلرزيد، بلكه آشيانه‌هايشان فروريخت. آوار برسر برخي‌شان ريخت و برخي بخت با آنها يار بود و در خانه نبودند.

ساكنان بيش از 39 هزار واحد مسكوني در تهران، طبق گفته شهرداري، آسيب‌هايي از جزئي تا بسيار شديد و تخريب كامل خانه ديدند. ساكناني كه مانند بقيه جمعيت تهران از جنگ هراس داشتند، اما حتي فكرش را هم نمي‌كردند آشيانه‌اي را كه با عشق و اميد، تك‌تك آجرهايشان يكي يكي بالا رفته بود را يك شبه، حتي ظرف چند ثانيه، با خاك يكسان شود. تخريب شود و فروريزد و دل و جانشان حالا بيشتر از يك ماه است كه مي‌لرزد. برخي كه جزئي‌تر بود، تعمير را آغاز كردند. اما ساختمان‌هايي با درصد خرابي بيشتر، يا آنهاكه آسيب به جسم و جانشان هم زده است، مانند آنها كه در كما هستند يا فردي كه به هوش آمده اما حافظه‌اش را از دست داده، يا دانيال 28‌ ساله‌اي كه بخشي از پاي خود را از دست داد، چگونه مي‌شود به قبل از جنگ بازگردند؟ 

با احترام به خانواده‌هايي كه آسيب جنگ براي خانه و زندگي و جسم و روحشان بيش از ديگران بود، از ذكر برخي جزييات خودداري كردم. اين افراد هنوز در شوك هستند و در ذهن خود و روزهايي كه مي‌گذرانند، طبق گفته خودشان بارها به روز حادثه برمي‌گردند و مرورش مي‌كنند. 

افرادي كه خانه آنها دچار تخريب شده است، ابتدا با شهرداري تماس مي‌گيرند و مسوول مربوطه مشخصات آنها را دريافت مي‌كند و بلافاصله به ستاد بحران ارجاع داده مي‌شوند كه در بيست و دو منطقه تهران هستند. بعد از مراجعه حضوري به آنجا، كارشناسان شهرداري براي ارزيابي ملك مي‌روند و بعد وارد چرخه پرداخت يا تعميرات مي‌شود. 

دانيال و مادرش خانه خودرا در شرق تهران با شروع جنگ ترك كرده بودند. چندروز از جنگ گذشته بود كه دانيال 28‌ساله ساعت 10‌صبح براي سرزدن به خانه مي‌رود. با همان موتوري كه تازه خريده بود، وقتي مقابل ساختمانشان مي‌رسد، انفجار رخ مي‌دهد. مادرش هنوز شوكه است. دانيال يك پايش را از زيرزانو از دست داد، دچار خونريزي ريه شد و چهارتا از دنده‌هايش شكست. تركش‌هاي بسياري به بدنش، از سر تا دست و پاهايش اصابت كرد. حالا براي يك جراحي ديگر در بيمارستان است.

مادرش نمي‌داند نگران اجاره خانه‌اي باشد كه صاحب خانه مدام دنبالش مي‌گردد، يا درآمدي كه ديگر ندارد و مراقبت از پسر جوانش، كه وقتي به هوش است، از صبح تا شب فقط گريه مي‌كند و نمي‌داند چه كند و مدام باخود مي‌گويد كه نبايد اين اتفاق براي من مي‌افتاد. اين مهندس معمار كه كمك‌خرج مادرش بود، حالا بيكار شده است و باورش نمي‌شود كه بخشي از پايش را ازدست داده است.

مادر دانيال كه خانه‌شان در يك مجتمع مسكوني است، درباره آسيبي كه به خانه‌شان وارد شده است مي‌گويد: واحد ما شمالي است و آسيب نديده است. اما كل ساختمان از در ورودي و لابي و همه واحدهاي جنوبي از بالا و پايين به آنها موشك اصابت شده است. آسانسور قطع است و گاز و آب نيز. فقط برق وصل است. تا جايي كه اطلاع دارم هنوز اجازه سكونت به كسي ندادند. من هم كل اين مدت در مسير بيمارستان و خانه بودم و اصلا وقت نكردم به خانه خود سربزنم. فقط آنها كه آسيب‌هاي جزئي‌تري در حد دروپنجره داشتند، خودشان تعمير مي‌كنند. از طرف ديگر هم به دليل اينكه پي ساختمان و سازه‌اش آسيب ديده است خودمان هم اين ترس را داريم كه نكند ساختمان بريزد. 

دانيال كمك خرج مادرش بود. دولت هزينه بيمارستان را پرداخت كرد. اما اين ميان يك هفته در خانه بود و بايد پانسمان‌هاي پا و بدنش را تعويض مي‌كرد و پاي آسيب ديده را وكيوم مي‌كرد. از همان فردي كه در بيمارستان اين كار را انجام مي‌داد خواستند در خانه انجام دهد. هر جلسه آن 6ميليون تومان مي‌شد كه يك روز در ميان مي‌آمد و5بار انجام شد. چون هزينه آن براي مادر دانيال زياد بود؛ يكي در ميان برادرش، پانسمان را تعويض مي‌كرد تا از هزينه‌ها كم شود. 

مادر دانيال مي‌گويد: خانه ما هنوز به همان صورت است. روزهاي اول به ما هم گفتند كه اگر مي‌خواهيد به شما در هتل اسكان دهيم. روزهاي اول پيگيري بسياري مي‌شد. وزير بهداشت آمد و با دانيال عكس گرفت. رييس بيمارستان و نماينده‌هاي مجلس آمدند و با پسرم عكس انداختند، ولي هيچ كس هنوز براي ما كاري انجام نداده است. به دليل اينكه هنوز پرونده پزشكي پسرم را بيمارستان نداده است، دنبال كارهاي جانبازي‌اش هم نرفتم. نه خودم سركار مي‌توانم بروم و نه پسرم. لااقل بگويند اجاره خانه ات را پرداخت مي‌كنيم. حتي موتور دانيال به دليل اينكه مقابل ساختمان بود، آسيب ديده بود. اول گفتند تعمير مي‌كنيم. قراربود كارهاي جانبازي‌اش را انجام دهند، طبق قولي كه دادند و حقوق ماهيانه براي دانيال و هم خودم به گفته خودشان براي نگهداري از پسرم درنظرگرفته مي‌شود. من حتي شنيده بودم كه براي پايي كه از دست داده است ديه مي‌دهند. همه اينها را روزهاي اول به ما گفتند، اما بعد آن ديگر خبري از كسي نشد. فقط روزهاي اول چندنفري آمدند، عكس گرفتند و رفتند و حالا ديگر خبري از كسي نيست. 

هزينه‌هاي درماني دانيال، غير از مشكلات روحي‌اش كه هنوز حتي مادرش فرصت نكرده است به آن بپردازد، حداقل براي خريد پروتز بسيار زياد است. به گونه‌اي كه مادرش مي‌گويد از پس آن برنمي‌آيد: تا يكي دوماه ديگر مي‌توانيم براي پسرم پروتز بگيريم. هزينه‌هاي پروتز بسيار بالاست. من اصلا نمي‌دانم بايد دنبال چه كسي بروم. از طرف ديگر صاحب‌خانه هم به من فشار مي‌آورد كه اجاره را پرداخت كن. يك ماهي كه جنگ شده بود را گفت نمي‌خواهم، اما باقي را بايد پرداخت كنيم و توجهي هم نمي‌كند كه آنجا اصلا قابل سكونت نيست و من اصلا نمي‌توانم ديگر به آنجا بروم. پسرم حتي اگر حالش خوب شود هم آنقدر ترس دارد كه نمي‌توانيم به آنجا برويم. اما با وجود اين شرايط صاحب‌خانه آنقدر بي‌انصاف است كه بازهم اجازه‌اش را مي‌خواهد. 

دانيال خبر نداشت كه روزهاي آخرين ماه سال1404، آخرين باري است كه با پاهاي خودش به خانه مي‌رود. سوار برموتوري كه مي‌خواست بارها با آن در ياد، خيابان‌هاي تهران را زيرپا بگذارد و جواني كند. حتي روحش هم خبرنداشت كه سال جديد را در بيمارستاني با بخشي از پايي كه ديگر نيست، روي تخت، با آسيب‌هايي كه به اين زودي قابل درمان نيست، آغاز خواهد كرد. 

هنوز در روز حادثه جامانده‌اند

خانه كناري ساختماني پنج طبقه در غرب تهران، ساعت يك‌ربع به شش بامداد، اوايل فروردين، درحالي مورد اصابت موشك قرار مي‌گيرد، كه ساكنان اين ساختمان، به دليل اينكه همسايه‌ها به هم گفته بودند اخطار حمله به اين محله داده شده است، شب هنگام خانه‌هايشان را ترك كردند. ساكنان طبقه دوم كه سه نفر بودند، خانه را با هراس و فريادهاي زن درحالي ترك مي‌كنند كه ديگر مناطق غرب تهران زير حمله‌ها و صداهاي انفجار قرار داشت. شب سخت ديگري براي ساكنان غرب تهران بود. خانه را با چشماني خيس سپردند به امان خدا و رفتند. تا صبح در خانه 60متري يكي از نزديكانشان ماندند و صداهاي انفجار را شمردند و اشك ريختندكه يعني فرداصبح خانه ما سرجايش هست يا آن خبرهاي سرخي كه زيرنويس اغلب شبكه‌هاي اخبار است، اسم محله ما را هم اعلام مي‌كندكه بامداد امروز موشك باران شد؟ 

بامداد به كوچه‌اي رسيدند كه سال‌هاي زيادي خاطره داشت برايشان. به همان پيچ آخري كه خانه را مي‌شود ديد. به اين نقطه كه مي‌رسي، نفس عميقي مي‌كشي كه خب چندثانيه ديگر كليد را مي‌اندازم در قفل در و باز مي‌شود به روي من، همان خانه‌اي كه سال‌هاي بسياري امن بود و سرپا بود و ما را پناه مي‌داد. اما از همان ابتداي اين محله، خبرها دست به دست و كوچه به كوچه و همسايه به همسايه چرخيده بود كه ساختمان شما هم. ساختمان ما؟ زن هنوز باورش نمي‌شود كه همه گياهان آپارتماني‌اش، كه اتوي بخار و چاي‌سازي كه هر صبح، بخارش روي پنجره زيبا و نورگير آشپزخانه را مي‌گرفت، حالا به قول خودش لوله شده است. ميزتحرير پسرش كه براي كنكور درس مي‌خواند.

حتي آن صندلي كه راحت بود تا بچه كمردرد نگيرد. تختي كه مايه آرامشش بود. همه لوله شدند. از شدت انفجار در هم پيچيدند و حالا برايم از پشت تلفن، با صدايي كه همچنان از كابوس آن بامداد در هم گره خورده است شرح مي‌دهد كه فقط واحد خودشان بيش از دوميليارد تومان آسيب ديده است؛ رقمي كه شهرداري مي‌گويد كمتر از اين است و با 500‌ ميليون تومان مي‌تواند بازسازي كند، اما سازنده خانه معتقد است كه بازسازي شهرداري مورد قبولش نيست و به همين سبب همه اهالي ساختمان تصميم گرفتند خانه را با هزينه خودشان تعميرو بازسازي كنند و در آخر فاكتورها را براي شهرداري ببرند كه هرچقدر صلاح مي‌داند پرداخت كند. مي‌گويد: اولش آمدند تميز كردند و آواربرداري كردند. از فرداي آن روز اگر مي‌خواستيم بازسازي كنيم، شهرداري آماده بود كه انجام دهد. ابتدا به درو پنجره‌هاي آسيب ديده پلاستيك چسباندندكه آنها هم آنقدر باد آمد كه همه كنده شد. شيشه را هم نصب نكرديم. اگر مي‌خواستيم به شهرداري بدهيم الان درست بود. اما ما خواستيم با دقت بيشتري بازسازي شود و حاضر بوديم هزينه كنيم، اما شايد هر كسي توان اين را نداشته باشد كه خودش تعمير كند. براي واحد ما فقط تمام پنجره‌ها با شيشه‌هايش، بدون اجرت نصب، 250ميليون تومان مي‌شود. ما هزينه را مي‌پردازيم و صورت حساب را به شهرداري مي‌دهيم، آنها براساس اينكه چه مقداري از آن را بپذيرند به ما پرداخت مي‌كنند كه براي آن هم زماني درنظرگرفته نشده است. تركش‌هايي به در و ديوارهاي سالن پذيرايي خورده است. اتاق‌ها گچ‌كاري دارد. برخي جاها ديوارچيني نياز دارد. كاغذديواري هرچهار اتاق بايد عوض شود. وسايل داخل يك اتاق كاملا از بين رفته است.

دو اتاق آسيب‌هاي زيادي ديده است اما بخشي از وسايل هم قابل تعمير است. گفتند كه تا300ميليون تومان كمك هزينه داده مي‌شود اما بايد سندي ببريم كه كدام وسيله دركجا بوده و به چه صورت آسيب ديده است. هنوز در حد كارهاي اداري است كه انجام مي‌دهيم.

صاحب اين خانه مي‌گويد اما همه مردم توان پرداخت تعميرات را ندارند و برخي از ساكنان ساختمان‌هاي اطراف كه خانه‌شان آسيب ديده است، ترجيح دادند به پيمانكاران شهرداري اعتماد كنند و كار را به آنها بسپارند و ديگر شهرداري خودش مي‌داند و پيمانكاران. 

به آنها گفتند مي‌توانيد براي هتل ثبت‌نام كنيد و با شما تماس گرفته مي‌شود اما تا امروز كه بيش از دوهفته مي‌گذرد، كسي تماس نگرفته است. ديروز هم دوباره به شهرداري مراجعه كردند و گفتند منتظر تلفن بمانيد. 

 شرايط روحي خانواده‌هايي كه خانه‌هايشان دچار آسيب شده است، متفاوت است. برخي از آنها كه كل خانه تخريب شده است، حال بدتري دارند و حاضر به صحبت درباره آن نشدند. زني كه در اين خانه بود اما مي‌گويد همين كه سالم هستيم خدارا شكر، اما به هرحال روحمان آزرده شده است: برخي اوقات ميان خواب و بيداري با خودم مي‌گويم اينجا كجاست؟ چرا اينجا هستم؟مدام تصور مي‌كنم در آن ساعتي كه اتفاق افتاد، يك ربع به شش صبح كجا بوديم و چه مي‌شد اگر در خانه بوديم. پسرم كجا بود؟ اگر در خانه بوديم پسرم در اتاقش خواب بود و من و همسرم بيدار بوديم. من كتاب مي‌خواندم و همسرم تلويزيون مي‌ديد. گاهي ناخودآگاه اشك از چشمانم مي‌آيد. به خانه كه سر مي‌زنيم تا چندساعت حالمان خراب است. انگار كه آنجا آوارگي را تازه در‌مي‌يابي. انگار خانه‌اي كه هميشه مرتب و تميز بوده است را رها كردي و رفتي. خانه پر از دود است و مجبوري خانه را دوباره رها و ترك كني. درعين حال با خود مي‌گويي كه چرا رها مي‌كني و مي‌روي. 

آسيب 39هزار و 585 واحد مسكوني در تهران

طبق اعلام شهرداري تهران به خبرگزاري مهر، در تاريخ 25فروردين، 39هزار و 585 واحد مسكوني در تهران از زمان آغاز جنگ در تاريخ 9اسفندماه تا اعلام آتش‌بس آسيب ديدند، كه برمبناي ميزان خسارت به چهارگروه الف، واحدهايي با خسارت جزئي كه شكستگي شيشه و پنجره را دربر مي‌گيرد است كه تعداد واحدهاي با اين ميزان خسارت، 32هزار و 643مورد است كه 50درصد واحدها روند بازسازي را سپري كرده‌اند. 

گروه ب واحدهايي هستند كه به تعميرات متوسط نياز دارند كه شامل پايدارسازي و تعمير مي‌شوند. تعداد واحدهاي آسيب ديده در اين گروه 5هزار و 133مورد است.

درحالي اسكان اضطراري ساكنان گروه ب در مجموعه‌هاي اقامتي تا پايان تعميرات در دستور كار قراردارد كه برخي از آنها به «اعتماد» گفتند براي آنها هتلي درنظرگرفته نشده است يا گفتند با شما تماس گرفته مي‌شود و بعد از گذشت چندهفته از آسيب وارده به ساختمان، هنوز محل اسكاني به آنها اختصاص نيافته است و با مراجعه و تماس باز هم به آنها گفتند منتظر بمانيد. اغلب ساكناني كه خانه‌هايشان آسيب ديده است مي‌گويند به آنها كه روزهاي اول جنگ آسيب ديدند، اسكان هتل داده شده و كم‌كم با افزايش تعداد خانه‌هاي آسيب ديده و افزايش تقاضا، نوبت ديگران هنوز نرسيده است و برخي همچنان در انتظارند.

گروه جيم، واحدهايي هستند كه به مقاوم‌سازي نياز دارند كه سازمان نوسازي نسبت به مقاوم‌سازي آنها اقدام مي‌كند كه بنابر اعلام شهرداري تهران، 825 واحد در اين گروه قراردارند. 

تعداد واحدهاي آسيب ديده در گروه دال نيز984مورد است كه اين واحدها تخريب شده و به بازسازي كامل نياز دارند. 
طبق گفته شهرداري، براي گروه جيم و دال تمهيداتي شامل اجاره مسكن و پرداخت وديعه 2ميليارد توماني و 40ميليون تومان اجاره درنظرگرفته مي‌شود.

سخنگوي دولت، فاطمه مهاجراني نيز پيشتر اعلام كرده بود كه به دليل محدوديت منابع مالي، براي ترغيب سازندگان به نوسازي و بازسازي، تراكم شناور به آنها اختصاص مي‌يابد، به اين صورت كه اگر واحد تخريب شده پنج طبقه بوده، شهرداري دو طبقه تراكم اضافي دراختيار سازندگان قرارداده و هزينه خدمات سازمان نظام مهندسي و پروانه ساختماني هم رايگان است. 

 يكي از خانواده‌هايي كه خانه‌شان به‌طور كامل تخريب شده است به «اعتماد» گفت كه در همان روزهاي اول به آنها گفتند مي‌توانند درهتل اقامت داشته باشند، اما ترجيح دادند كه در خانه يكي از آشنايان بمانند. آنها هنوز در شوك خرابي كامل خانه‌شان هستند و شوك مرگ همسايه‌هايي كه درطبقه بالايي بودند و خانه را ترك نكردند و همه اعضاي خانواده جانشان را از دست دادند. ساكنان خانه به اصرار اقوامشان خانه را ترك كرده بودند و چندروز بعد، ديگر از كل ساختمان چيزي نمانده بود. وقتي از اطراف تهران بازگشتند تا چند دست لباس اضافه و لوازم ضروري بردارند، با خانه‌اي كه حالا آوار شده بود مواجه شدند. هنوز بعد از بيش از يك ماه در بهت و شوكي هستند كه نمي‌دانند چه كنند.

به گفته شهرداري، پرداخت خسارت خودرو و اثاثيه نيز طي چهار مرحله؛ ثبت در ستاد بحران، تاييد پليس، ارجاع به بيمه ايران و در نهايت پرداخت صورت مي‌گيرد. 

 حجم بالاي خسارت‌ها

يكي از مسوولان عمراني شهرداري كه ترجيح داد نامش ذكر نشود، با اشاره به اينكه در اين جنگ درباره بحث خسارت‌ها هنوز به نقطه شفاف در پرداخت نرسيدند، به «اعتماد» گفت: در اين جنگ به دليل ميزان بالاي خسارت‌ها، هنوز به عدد روشني در پرداخت‌ها نرسيديم و موارد پرداخت هم هنوز مشخص نشده است. مثلا مالكي مي‌گويد نماي ورودي ساختمانم پر از خاك شده است، فقط شست‌و شوي نماي ساختمان 200ميليون تومان هزينه دارد، آيا اين هزينه را پرداخت مي‌كنند؟ آيا هزينه مثلا پرده يا وسايل داخل خانه پرداخت مي‌شود و همه را دربر مي‌گيرد؟ مثلا يك دكور 2ميليارد تومان آسيب ديده است، آيا اين پرداخت مي‌شود يانه؟ اينها در بحث پرداخت دقيق هنوز مشخص نيست، اما در آماربرداري‌ها ليست مي‌شود و ثبت و تاييد مي‌شود. ولي براي اينكه چه ميزان از آن مبلغ پرداخت بشود يا نشود، هنوز تصميم روشني گرفته نشده است.

او مي‌گويد: خانه‌ها به چند بخش تقسيم مي‌شوند. برخي خسارت‌ها مثلا در حد شكستن شيشه يا درحد ترك در و ديوار است كه با تعمير و نقاشي حل مي‌شود. يك گروه آسيب‌ها سنگين است و خانه‌هايشان نابود شده است. برخي ساختمان‌ها هم براي واحدها اتفاقي نيفتاده است، اما مشاعات ساختمان آسيب‌هاي بسياري ديده است مثلا 10‌ميليارد تومان خسارت ديده است. اينها را به سه قسمت جزئي، متوسط و كلان تقسيم‌بندي كردند. 

برخي مردم به دليل اينكه از توان كافي اقتصادي براي تعمير و بازسازي خانه خود برخوردار نبودند، به پيمانكاران شهرداري رضايت دادند. اما برخي نظر پيمانكاران آنها را قبول نداشتند و ترجيح دادند كه مثلا شيشه‌هايي از جنس بهتر نصب كنند و خود نيز هزينه را بپردازند، با آگاهي به اين مساله كه ممكن است شهرداري هزينه‌هاي آنها را به‌طور كامل پرداخت نكند. 

اين مسوول با اشاره به روندي كه در شهرداري منطقه محل كار خود طي شده است مي‌گويد: ابتدا پيمانكاري براي شيشه گذاشتند، ولي جنسي كه اين پيمانكار مي‌خواست براي شيشه استفاده كند را مردم اين منطقه نمي‌پسنديدند. به دليل اينكه استاندارد شهرداري با استاندارد مردم فاصله داشت، پيمانكار را حذف كردند و گفتند آنها كه تعميراتشان در حد جزئي بود، خودشان تعمير كنند و فاكتور براي شهرداري بياورند. شهرداري هم كه از قبل تشكيل پرونده داده بود. بنابراين فرد خودش تعمير مي‌كند، مثلا شيشه و نقاشي را انجام مي‌دهد و فاكتور را به مديرمالي ناحيه مخصوص خود مي‌دهد و ناحيه ضميمه آن فرم‌هاي قبلي مي‌كند و به بخش مالي ارسال مي‌كند. حالا اينكه اين پرداخت به چه صورت انجام مي‌شود و اينكه آيا دقيقا همان فاكتور انجام مي‌شود مشخص نيست. يك برآوردهايي هم دادند. مثلا گفتند معيار سقف شيشه‌اي كه در ليست شهرداري است، شيشه دوجداره چهارميليون توماني است. يا مثلا قاب شيشه  متري چهار ميليون تومان در منطقه ما تعيين شده است. 

با افزايش آسيب‌هاي جنگي كه از نهم اسفندماه آغاز شد و چهل روز تا اعلام آتش‌بس، خانه‌هاي بسياري تنها در تهران آسيب ديد، ابعاد بررسي و تعيين خسارت و بازسازي، پيچيده‌تر شد. به گفته اين فرد، براي خسارت‌هاي بالاي جزئي و متوسط كارشناس رسمي دادگستري تعريف كردند: باتوجه به اينكه در برخي املاك، مالك معتقد است كه بيش از مبلغ تعيين شده توسط شهرداري خسارت ديده است، دراين موارد از خود قوه قضاييه كارشناس رسمي مي‌آورند كه ملك‌ها را كارشناسي مي‌كند تا براساس آن پرداخت‌ها صورت بگيرد. اما هنوز به آن نقطه نرسيديم كه معيار دقيق پرداخت چيست. آيا معيار پرداخت هرآنچه كارشناس رسمي بگويد است، يا هرچه كه مالك براي تعمير پرداخت كرده است به او داده مي‌شود، يا نه مانند بيمه است كه مي‌گويد مثلا اين بخش را مي‌پردازيم و بخش ديگري را نه. خيلي از مردم بازسازي را انجام دادند و فاكتورها را هم به شهرداري آوردند و همه اطلاعاتشان هم تكميل است. مثلا يك مالك مي‌گويد من فاكتور پرده‌ها و اثاثيه‌ام را به بخش مالي شهرداري بردم، گفتند فعلا صبركنيد و اين فاكتورها را نزد خود نگهداريد.

او درباره اينكه در برخي مناطق شهرداري‌ها فقط هزينه يك شيشه معمولي يك جداره را پرداخت و تعمير مي‌كنند نيز گفت: اين همان بحث پيمانكار است كه گفتم. مثلا در برخي جاها گفتند پيمانكار ما فقط همين مدل شيشه را تعمير مي‌كند و اگر نمي‌خواهيد خودتان انجام دهيد. هر منطقه‌اي روالش تقريبا در يك حدود است، اما مثلا ممكن است سليقه شهردار منطقه آن نگاهش كمي متفاوت‌تر از ديگري باشد. 

حالا از بالاي شهر كه به تهران مي‌نگري، خانه‌ها حتي از قبل هم بيشتر با هم تفاوت دارند. برخي ديوارهايشان هنوز ردي از سياهي و دود و حتي آثاري از موشك را برخود دارد. اين آجرها و در و پنجره‌ها و حتي شيشه‌ها، ردي برخود دارند كه به سادگي از خاطره شهر و ساكنانش پاك نخواهد شد. هرچند اين آثار بر جسم و جان برخي ساكنانش پررنگ‌تر از ديگران است./ اعتماد



اخبار مرتبط

دیدگاه ها

افزودن دیدگاه


  • نظرات غیر مرتبط با موضوع خبر منتشر نمی شوند.
  • نظرات حاوی توهین و افترا منتشر نمی‌شوند.
  • لطفاً نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید.
نام:
پست الکترونیک:
متن:

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار هفته

پربحث ترین ها

سایر خبرها