سپاه پاسداران از اجرای موج 54 عملیات وعده صادق 4 با شلیک موشک سجیل برای اولین بار در این جنگ خبر داد.
روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ. موج ۵۴ عملیات وعده صادق۴ با رمز مبارک «یا زهرا سلام ا... علیها» تقدیم به شهید مهدی و حمید باکری و شهدای شرق دجله، با موشکهای فوقسنگین خرمشهر با سر جنگی دوتنی، خیبرشکن، قدر، عماد و برای اولین مرتبه در عملیات وعده صادق۴ موشک استراتژیک و سوخت جامد سجیل علیه مراکز مدیریت و تصمیمگیری مؤثر بر عملیات هواپایه رژیم، زیرساختهای مؤثر در صنایع نظامی و دفاعی و محل تجمع نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی، در قلب سرزمینهای اشغالی به حول و قوه الهی با موفقیت به اجرا درآمد. از دیروز نیز موشک های «سجیل» ایران، نقل محافل رسانه ای شده است. رسانه های محلی اسرائیل اصابت هر ۹۰ دقیقه یک موشک عظیم ایرانی در سرزمین های اشغالی را تایید کردند. ثبت ۱۱ هزار درخواست جبران خسارت در اسرائیل در ۱۴ روز نخست جنگ در صندوق جبران خسارات رژیم در برابر ۵ هزار واحد خسارت دیده ایرانی در همین بازه، نشان از دست برتر ایران در جنگ دارد. انتشار تصاویر محدود ولیکن وحشتناک اصابت موشکهای ایرانی در اسرائیل در ۲۴ ساعت اخیر، افزایش حجم و اثر شلیک ها را به اثبات می رساند.
با این حال بیانیه تازه سپاه پاسداران درباره استفاده از موشک راهبردی سجیل برای نخستین مرتبه را نباید صرفاً یک اعلام خبر عملیاتی دانست؛ این بیانیه در واقع اعلام ورود به سطح تازهای از جنگ موشکی است. وقتی یک نیروی نظامی از میان طیف متنوعی از سامانههای خود، سراغ موشکی مانند سجیل میرود، در حال ارسال پیامی چندلایه به دشمن و حتی بازیگران فرامنطقهای است: ایران نهتنها ظرفیت موشکی خود را حفظ کرده، بلکه در مرحلهای قرار دارد که میتواند از سامانههای سنگینتر، سریعالعملتر و بقاپذیرتر نیز استفاده کند.
سجیل، یک موشک بالستیک میانبرد دو مرحلهای با سوخت جامد است که برد آن حدود ۲۰۰۰ کیلومتر و توان حمل سرجنگی آن حدود ۷۰۰ تا ۷۵۰ کیلوگرم برآورد میشود. اما آنچه سجیل را مهم میکند، فقط برد آن نیست؛ ماهیت سوخت جامد آن است. در دنیای موشکی، سوخت جامد یعنی زمان کمتر برای آمادهسازی، نیاز کمتر به فرایندهای آشکار پیش از شلیک، و در نتیجه احتمال بیشتر برای بقا و شلیک در شرایطی که دشمن بهدنبال کشف و انهدام پرتابگرها پیش از عملیات است.
از همین منظر، استفاده از سجیل را باید نشانه اعتماد ایران به پایداری ظرفیت راهبردی خود دانست. به بیان سادهتر، ایران با این انتخاب میگوید که حتی در شرایط فشار و حملات مداوم نیز هنوز توان آن را دارد که سامانههای مهمتر خود را حفظ، جابهجا و عملیاتی کند. این، پیامی است هم برای رژیم صهیونیستی و هم برای آمریکا؛ پیامی درباره باقی ماندن توان ضربه متقابل در سطوح بالاتر.
نکته مهم دیگر، نوع اهدافی است که سپاه در بیانیه خود از آن نام میبرد: «مراکز مدیریت و تصمیمگیری مؤثر بر عملیات هواپایه»، «زیرساختهای مؤثر در صنایع نظامی و دفاعی» و «محل تجمع نیروهای نظامی». این تعابیر نشان میدهد هدفگذاری ایران بر زنجیره تصمیمسازی، پشتیبانی و بازتولید قدرت رزمی طرف مقابل متمرکز شده است. یعنی اگر قبلا بحث بیشتر بر سر تعداد موشکها بود، اکنون بحث بر سر کیفیت هدفها و ضربه به گرههای مؤثرتر میدان نبرد است.
به همین دلیل، سجیل را باید بیش از آن که فقط یک موشک دانست، یک «پیام عملیاتی» تلقی کرد؛ پیامی مبنی بر این که ایران مایل است نشان دهد هنوز در عمقزنی، سرعت واکنش و هدفگیری نقاط حساس دشمن دست بالا را حفظ کرده است. در چنین چارچوبی، شلیک سجیل نه فقط یک رویداد میدانی، بلکه یک اعلام سیاسی-نظامی است: جنگ وارد مرحلهای شده که در آن، زیرساخت تصمیمگیری و توان هوایی دشمن نیز در تیررس مستقیم قرار گرفته است.



