به گزارش ایران جیب، بررسی آمارهای بودجه خانوار نشان میدهد قدرت خرید غذایی ایرانیان طی بیش از یک دهه گذشته به شکل محسوسی کاهش یافته است. بر اساس دادههای رسمی، هزینه سرانه واقعی خوراک خانوار در سال 1403 نسبت به سال 1390 حدود 43 درصد کاهش پیدا کرده است.
در سال 1390 هر فرد ایرانی بهطور متوسط حدود 2 میلیون و 660 هزار تومان در ماه برای خوراک هزینه میکرد؛ رقمی که در سال 1403 به حدود 1 میلیون و 500 هزار تومان رسیده است.
این کاهش در شرایطی رخ داده که طی همین سالها اقتصاد ایران با دو موج بزرگ تحریم، کاهش درآمدهای نفتی، افت درآمد سرانه و جهشهای متعدد تورمی مواجه بوده است.
سفره خانوار بعد از دو شوک اقتصادی کوچک شد
بررسی روند هزینههای خوراکی نشان میدهد نخستین افت قابل توجه در ابتدای دهه 1390 و همزمان با تشدید تحریمها اتفاق افتاد.
در این دوره هزینه واقعی خوراک خانوار حدود 20 درصد کاهش یافت. پس از این شوک، هزینه خوراک تا سال 1396 تقریبا ثبات داشت؛ اما از سال 1397 و همزمان با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمها، موج دوم کاهش آغاز شد.
در این دوره نیز هزینه واقعی خوراک حدود 23 درصد افت کرد.
در نتیجه، مجموع این دو شوک اقتصادی باعث شد هزینه سرانه واقعی خوراک خانوار در سال 1403 نسبت به سال 1390 حدود 43 درصد کمتر شود.
فقرا بیشتر آسیب دیدند
کاهش هزینه خوراک در همه گروههای درآمدی یکسان نبوده است.
دهک اول، یعنی کمدرآمدترین خانوارها، بیشترین کاهش را تجربه کردهاند. هزینه خوراک این گروه طی دوره مورد بررسی حدود 54 درصد کاهش یافته است.
در مقابل، کاهش هزینه خوراک در دهک دهم حدود 35 درصد بوده است.
این تفاوت نشان میدهد فشار تورمی و کاهش قدرت خرید بیش از همه به خانوارهایی وارد شده که از ابتدا بخش بزرگتری از درآمد خود را صرف نیازهای ضروری و مواد غذایی میکردند.
فقط مقدار غذا کم نشده؛ کیفیت سفره هم تغییر کرده است
کاهش هزینه خوراک لزوما به معنای کاهش مصرف غذا نیست؛ بخشی از این تغییر میتواند ناشی از جایگزین شدن مواد غذایی ارزانتر به جای اقلام گرانتر باشد.
بررسی الگوی مصرف نشان میدهد سهم مواد غذایی ارزانتر مانند نان و کربوهیدراتها در سبد غذایی خانوار افزایش یافته است.
به این ترتیب، فشار اقتصادی میتواند هم مقدار مصرف و هم کیفیت تغذیه خانوارها را تحت تاثیر قرار دهد؛ موضوعی که پیامدهای آن تنها به وضعیت معیشتی امروز محدود نمیشود.
کوچک شدن سفره چه اثری بر اقتصاد دارد؟
تغذیه مناسب یکی از عوامل مهم سلامت جسمی و ذهنی و در نهایت بهرهوری نیروی کار است.
کاهش کیفیت تغذیه کودکان و نوجوانان نیز میتواند آثار بلندمدتی داشته باشد؛ چراکه نسل امروز، نیروی انسانی آینده اقتصاد را تشکیل میدهد.
به همین دلیل، کوچک شدن سفره خانوار تنها یک مسئله معیشتی نیست و میتواند در بلندمدت بر سلامت، بهرهوری نیروی کار و رشد اقتصادی نیز اثر بگذارد.
کاهش درآمد سرانه؛ یک طرف ماجرا
یکی از عوامل اصلی کاهش مصرف خوراکی، افت درآمد سرانه در اقتصاد ایران بوده است.
با آغاز تحریمها در ابتدای دهه 1390، کاهش صادرات نفت و درآمدهای ارزی به افت درآمد سرانه منجر شد. بر اساس آمارهای مورد بررسی، درآمد سرانه در سال 1391 حدود 15 درصد نسبت به سال قبل کاهش پیدا کرد.
این روند در سالهای بعد نیز ادامه یافت و در سال 1399 درآمد سرانه نسبت به سال 1390 حدود 33 درصد پایینتر بود.
هرچند با افزایش فروش نفت، بخشی از این افت جبران شد، اما در سال 1403 همچنان درآمد سرانه نسبت به سال 1390 حدود 25 درصد کمتر بود.
تورم خوراکیها؛ لبه دوم فشار بر سفره
کاهش درآمد تنها عامل کوچک شدن سفره نیست. افزایش شدید قیمت مواد غذایی نیز باعث شده خانوارها با درآمد ثابت، توان خرید کمتری داشته باشند.
یکی از مهمترین نمونهها سال 1401 بود؛ زمانی که تورم سالانه حدود 45.7 درصد اعلام شد، اما تورم خوراکیها از 71 درصد عبور کرد.
به این ترتیب، مواد غذایی با سرعت بیشتری نسبت به بسیاری از کالاها و خدمات گران شدند و خانوارها برای حفظ سایر هزینههای ضروری، ناچار به کاهش یا تغییر ترکیب سبد غذایی خود شدند.
چرا یارانهها نتوانستند فشار را کاهش دهند؟
یکی از چالشهای سیاستگذاری در ایران، نحوه توزیع حمایتهای اقتصادی است.
یارانههای غیرمستقیم باعث میشوند خانوارهایی که مصرف بیشتری دارند، در بسیاری از موارد از حمایت بیشتری نیز برخوردار شوند؛ در حالی که خانوارهای کمدرآمد به حمایت هدفمندتری نیاز دارند.
از این منظر، سیاستهای حمایتی میتواند به سمت شناسایی دقیقتر خانوارهای آسیبپذیر و هدایت مستقیم منابع به سمت آنها حرکت کند.
البته حمایتهای معیشتی نمیتواند جایگزین رشد اقتصادی شود. راهکار پایدار برای افزایش قدرت خرید خانوار، افزایش تولید، ایجاد اشتغال، رشد درآمد واقعی و مهار تورم است.
آینده سفره ایرانی چه میشود؟
آمارهای مربوط به سال 1403 تنها تصویری از گذشته ارائه میکنند، اما ادامه افزایش قیمت مواد غذایی میتواند فشار بر سبد مصرفی خانوار را بیشتر کند.
اگر درآمد واقعی خانوارها متناسب با تورم افزایش پیدا نکند، احتمال تداوم تغییر الگوی مصرف، حذف برخی اقلام گرانتر و کاهش کیفیت سبد غذایی وجود دارد.
کوچک شدن 43 درصدی هزینه واقعی خوراک طی 14 سال، هشداری جدی درباره قدرت خرید خانوار ایرانی است؛ هشداری که بیشترین اثر آن متوجه دهکهای کمدرآمد جامعه شده است.


