کانال تلگرام ایران جیب

بازسازی ارزش پول ملی

کد خبر : ۱۴۷۳۶۷پنجشنبه، ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۷:۳۴۱۴۱۳ بازدید

یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد ایران، کاهش مستمر قدرت خرید ریال و دشوار شدن سنجش ارزش واقعی درآمدها، قراردادها و ...
بازسازی ارزش پول ملیبازسازی ارزش پول ملی

به گزارش ایران جیب، یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد ایران، کاهش مستمر قدرت خرید ریال و دشوار شدن سنجش ارزش واقعی درآمدها، قراردادها و دارایی‌هاست. در همین زمینه، سعید خلیلی، تحلیلگر اقتصادی، پیشنهادی متفاوت مطرح کرده است: ایجاد یک واحد رسمی سنجش ارزش در کنار ریال که ارزش آن به جای دلار، به هزینه واقعی یک سبد مشخص از کالاها و خدمات داخلی متصل باشد.

این پیشنهاد به معنای حذف ریال یا چاپ پول جدید نیست؛ بلکه هدف آن ایجاد معیاری برای سنجش ارزش واقعی درآمد، مالیات، قراردادها، جریمه‌ها و یارانه‌هاست.

مشکل از کجاست؟

به اعتقاد این تحلیلگر، مسئله فقط افزایش قیمت‌ها نیست؛ بلکه کاهش قدرت ریال برای ایفای نقش خود به عنوان «واحد سنجش ارزش» است.

در شرایط تورمی، ارقام ریالی دائماً بزرگ‌تر می‌شوند، اما این افزایش لزوماً به معنای بیشتر شدن قدرت خرید نیست. ممکن است حقوق اسمی یک فرد طی چند سال چند برابر شود، اما هزینه مسکن، خوراک، انرژی و سایر نیازهای زندگی با سرعت بیشتری افزایش پیدا کند.

این وضعیت باعث می‌شود مقایسه درآمد و هزینه در طول زمان دشوار شود و بسیاری از مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت طلا، ارز، ملک و سایر دارایی‌ها بروند.

وقتی واحد اندازه‌گیری ارزش خود تغییر می‌کند

خلیلی برای توضیح این وضعیت از مثال «متر» استفاده می‌کند؛ اگر متر هر سال کوتاه‌تر شود، اندازه‌گیری‌های انجام‌شده در سال‌های مختلف دیگر به‌سادگی قابل مقایسه نخواهند بود.

به گفته او، ریال نیز در اثر تورم مزمن بخشی از کارکرد خود به عنوان معیار سنجش ارزش را از دست داده است. حقوق، اجاره، مالیات، جریمه‌ها و قراردادهای بلندمدت با ریال تعیین می‌شوند، اما ارزش واقعی ریال در طول زمان تغییر می‌کند.

بر اساس این تحلیل، تورم مزمن تنها باعث افزایش قیمت‌ها نمی‌شود، بلکه می‌تواند موجب انتقال تدریجی قدرت خرید از صاحبان درآمدهای ثابت به صاحبان دارایی شود.

پیشنهاد «رئال» چیست؟

پیشنهاد مطرح‌شده، ایجاد یک واحد فرضی به نام «رئال» در کنار ریال است؛ واحدی که صرفاً برای بیان ارزش استفاده شود و وسیله پرداخت نباشد.

برای مثال، به جای اینکه حقوق پایه فردی «30 میلیون تومان» تعیین شود، می‌توان آن را «100 رئال» تعریف کرد. سپس بانک مرکزی یا یک نهاد مستقل، ارزش ریالی هر رئال را بر اساس یک فرمول مشخص و شفاف محاسبه و اعلام کند.

در این مدل، اگر هزینه سبد مشخصی از کالاها و خدمات 30 درصد افزایش پیدا کند، ارزش ریالی هر رئال نیز 30 درصد افزایش خواهد یافت؛ در نتیجه، عدد حقوق به رئال ثابت می‌ماند اما معادل ریالی آن متناسب با تغییر ارزش پول افزایش پیدا می‌کند.

نکته مهم این است که این سازوکار درمان تورم نیست. اگر کسری بودجه، خلق پول و سایر عوامل تورم‌زا همچنان وجود داشته باشند، تورم ادامه خواهد داشت. هدف اصلی چنین واحدی، جلوگیری از کاهش نامحسوس ارزش واقعی درآمدها و تعهدات در قراردادها و قوانین است.

حقوق و مالیات چگونه تغییر می‌کنند؟

یکی از کاربردهای پیشنهادی این واحد، تعیین حقوق و دستمزد است.

برای نمونه، اگر حقوق پایه فردی 100 رئال باشد و تورم 40 درصدی رخ دهد، ارزش ریالی این حقوق به صورت خودکار متناسب با افت ارزش پول افزایش می‌یابد.

در این صورت، اگر دولت بخواهد قدرت خرید واقعی حقوق‌بگیران را افزایش دهد، می‌تواند حقوق را از 100 به 110 رئال برساند. به این ترتیب، تفاوت میان جبران تورم و افزایش واقعی درآمد شفاف‌تر خواهد شد.

همین منطق می‌تواند درباره مالیات نیز اجرا شود. برای مثال، اگر سقف معافیت مالیاتی بر مبنای یک مقدار مشخص رئالی تعیین شود، صرف افزایش اسمی درآمد ناشی از تورم، فرد را به طبقه مالیاتی بالاتر منتقل نمی‌کند.

یارانه انرژی هم می‌تواند تغییر کند

در این پیشنهاد، نظام یارانه انرژی نیز می‌تواند از یارانه پنهان در قیمت کالا به حمایت مستقیم از شهروند تغییر کند.

به جای اینکه یارانه در قیمت بنزین، برق یا سایر حامل‌های انرژی پنهان باشد، سهم مشخصی از یارانه می‌تواند به هر شهروند اختصاص پیدا کند.

در چنین مدلی، مصرف پایه مورد حمایت قرار می‌گیرد و مصرف مازاد به قیمت واقعی نزدیک‌تر می‌شود. این روش می‌تواند به توزیع عادلانه‌تر یارانه‌ها کمک کند؛ چراکه در وضعیت فعلی، افرادی که مصرف بیشتری دارند، معمولاً از یارانه پنهان بیشتری نیز بهره‌مند می‌شوند.

قراردادهای بلندمدت و جریمه‌ها

یکی دیگر از کاربردهای این ایده، قراردادهای بلندمدت است.

برای مثال، ارزش یک قرارداد 5 ساله به مبلغ 10 میلیارد تومان در یک اقتصاد تورمی ممکن است در زمان انعقاد و پایان قرارداد، ارزش واقعی کاملاً متفاوتی داشته باشد.

اما اگر ارزش قرارداد بر اساس واحدی تعریف شود که متناسب با هزینه واقعی زندگی تعدیل می‌شود، طرفین می‌توانند درباره ارزش واقعی تعهد خود توافق دقیق‌تری داشته باشند.

همین موضوع درباره جریمه‌های قانونی نیز مطرح است. جریمه‌ای که امروز بازدارنده است، ممکن است چند سال بعد و در اثر تورم، اثر بازدارندگی خود را از دست بدهد. تعیین جریمه بر اساس یک واحد ارزش می‌تواند نیاز به اصلاح مکرر ارقام قانونی را کاهش دهد.

تجربه برزیل چه می‌گوید؟

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تاریخی برای این ایده، تجربه برزیل در دهه 1990 است.

برزیل در اوایل دهه 1990 با تورم بسیار شدید روبه‌رو بود. در سال 1994 و در چارچوب «طرح رئال»، این کشور واحدی به نام URV (واحد ارزش واقعی) ایجاد کرد.

URV در ابتدا وسیله پرداخت نبود و در کنار پول رایج مورد استفاده قرار گرفت. دستمزدها، قراردادها و برخی قیمت‌ها به تدریج بر اساس این واحد بیان می‌شدند و ارزش آن نیز متناسب با تورم تعدیل می‌شد.

در مرحله بعد، در ژوئیه 1994، واحد جدید به پول رسمی برزیل تبدیل شد.

تجربه برزیل نشان داد که ایجاد یک واحد حساب می‌تواند در فرآیند اصلاح پولی نقش داشته باشد؛ اما نکته مهم این است که واحد حساب به تنهایی تورم را از بین نمی‌برد. اصلاحات مالی و کنترل عوامل ایجادکننده تورم نیز بخش مهمی از این فرآیند بودند.

چرا اتصال مستقیم به دلار راه‌حل نیست؟

ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا به جای ایجاد یک واحد جدید، ارزش پول ملی مستقیماً به دلار متصل نشود؟

برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان، امارات، قطر و بحرین، نرخ ارز خود را در برابر دلار با ثبات بالایی مدیریت می‌کنند.

اما به اعتقاد خلیلی، چنین مدلی برای کشوری مانند ایران که با تحریم و محدودیت دسترسی به منابع ارزی مواجه است، ریسک‌های جدی دارد.

در نظام میخکوب‌شده به دلار، سیاست پولی تا حد زیادی تحت تأثیر سیاست‌های پولی آمریکا قرار می‌گیرد. در مقابل، واحد پیشنهادی «رئال» قرار نیست به دلار وابسته باشد، بلکه ارزش آن بر اساس سبد کالا و خدمات داخلی تعیین می‌شود.

به این ترتیب، هدف حفظ ارزش واقعی در داخل اقتصاد است، نه وابسته کردن پول ملی به یک ارز خارجی.

اجرای این طرح چه پیش‌شرط‌هایی دارد؟

اجرای چنین ایده‌ای با چالش‌های جدی همراه است و بدون فراهم شدن زیرساخت‌های لازم نمی‌تواند موفق باشد.

1. نهاد مستقل برای محاسبه ارزش

اگر نهادی که ارزش واحد جدید را محاسبه می‌کند تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار داشته باشد، اعتماد عمومی به این واحد نیز از بین خواهد رفت.

2. انضباط مالی

واحد حساب جدید نمی‌تواند جایگزین اصلاحات اقتصادی شود. کنترل کسری بودجه، جلوگیری از خلق پول بی‌ضابطه و اصلاح نظام بانکی همچنان ضروری است.

3. زیرساخت حقوقی و اداری

انتقال حقوق، مالیات، قراردادها، بدهی‌ها، جریمه‌ها و سایر تعهدات به یک واحد جدید نیازمند تغییرات گسترده در قوانین و سامانه‌های اقتصادی است.

آیا «رئال» می‌تواند ارزش پول ملی را بازسازی کند؟

ایده ایجاد یک واحد سنجش ارزش در کنار ریال، بیش از آنکه راهکاری برای حذف تورم باشد، تلاشی برای جدا کردن مفهوم ارزش از وسیله پرداخت است.

در این مدل، ریال همچنان پول رسمی و وسیله پرداخت باقی می‌ماند و «رئال» صرفاً معیاری برای بیان ارزش واقعی خواهد بود.

البته موفقیت چنین طرحی به مهار عوامل اصلی تورم و ایجاد اعتماد عمومی وابسته است. اگر تورم مزمن، کسری بودجه و بی‌انضباطی پولی ادامه داشته باشد، هیچ واحد حسابی به تنهایی نمی‌تواند قدرت خرید مردم را حفظ کند.

با این حال، proponents این طرح معتقدند چنین سازوکاری می‌تواند کمک کند آثار تورم در حقوق، قراردادها، مالیات، جریمه‌ها و یارانه‌ها شفاف‌تر شود و مردم کمتر مجبور باشند برای حفظ ارزش دارایی خود به دلار و طلا پناه ببرند./ اعتماد



اخبار مرتبط

دیدگاه ها

افزودن دیدگاه


  • نظرات غیر مرتبط با موضوع خبر منتشر نمی شوند.
  • نظرات حاوی توهین و افترا منتشر نمی‌شوند.
  • لطفاً نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید.
نام:
پست الکترونیک:
متن:

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار هفته

پربحث ترین ها

سایر خبرها