بحث اصلاح قیمت بنزین بار دیگر در شرایطی مطرح شده که فاصله میان تولید و مصرف داخلی، به یکی از چالشهای اصلی بازار سوخت تبدیل شده است. در چنین شرایطی، صرف افزایش قیمت نمیتواند بهتنهایی راهکار پایدار برای کنترل مصرف و جبران ناترازی باشد و همزمان باید امکان استفاده از سوختهای جایگزین و کاهش مصرف خودروها فراهم شود.
به گزارش ایران جیب، پیش از جنگ میانگین مصرف روزانه بنزین حدود 131 میلیون لیتر و واردات حدود 12.4 میلیون لیتر بود. در شرایط فعلی نیز با تولید حدود 120 میلیون لیتر در روز، میزان مصرف در برخی ماهها به بیش از 130 میلیون لیتر رسیده و شکاف میان تولید و مصرف همچنان پابرجاست.
دوگانهسوز کردن خودروها؛ راهکار کاهش مصرف بنزین
یکی از راهکارهای کمهزینهتر برای کاهش ناترازی، توسعه استفاده از سوختهای جایگزین است. دوگانهسوز کردن خودروهای پرتردد، بهویژه ناوگان حملونقل عمومی و خودروهایی که پیمایش بالایی دارند، میتواند بخشی از مصرف بنزین را به CNG یا سایر سوختها منتقل کند.
سهمیه پیمایشی و توسعه CNG و LPG
در کنار دوگانهسوز کردن خودروها، اختصاص سهمیه بر اساس میزان پیمایش میتواند ابزار دیگری برای مدیریت مصرف باشد. در این مدل، خودروهایی که بیشتر در خدمت حملونقل عمومی و فعالیتهای ضروری هستند، متناسب با میزان کارکرد خود سهمیه دریافت میکنند.
توسعه زیرساخت CNG و فراهم کردن امکان استفاده از LPG برای ناوگان واجد شرایط نیز میتواند به کاهش فشار بر شبکه توزیع بنزین کمک کند.
افزایش قیمت بنزین باید مرحلهای باشد
مسئله اصلی این است که افزایش قیمت بنزین نباید نخستین و تنها ابزار اصلاح مصرف باشد. اگر قیمت افزایش پیدا کند اما مصرفکننده امکان جایگزین کردن سوخت یا کاهش هزینه حملونقل خود را نداشته باشد، بخش عمده فشار اصلاح قیمت مستقیماً به خانوارها و هزینههای حملونقل منتقل خواهد شد.
از سوی دیگر، تجربه سیاستهای جدید سهمیهبندی نشان میدهد دولت به دنبال مدیریت مصرف از طریق تغییر سهمیهها و سازوکارهای عرضه است.
اصلاح بنزین باید همزمان با کاهش مصرف انجام شود
اصلاح موفق بازار بنزین زمانی اتفاق میافتد که هر مرحله افزایش قیمت، همزمان با ایجاد یک امکان جدید برای کاهش مصرف همراه باشد؛ از توسعه CNG و دوگانهسوز کردن خودروها گرفته تا سهمیهبندی پیمایشی و تقویت حملونقل عمومی.
در این صورت، افزایش قیمت تنها به معنای انتقال هزینه به مصرفکننده نخواهد بود، بلکه بخشی از آن با کاهش مصرف واقعی و افزایش بهرهوری جبران میشود.


