روایتی متفاوت از سفر رسانهای به کارخانه فنرسازی زر گلپایگان؛ از تولد یک فنر خودرو در دل فولاد و آتش تا مسیر ورود نماد «خگلپا» به بازار سرمایه و بورس.
از تهران داغ تا قلب تپنده فنرسازی ایران
بعضی سفرها مقصدشان یک شهر است و بعضی دیگر، مقصدشان یک کارخانه. سفری که از مقابل درب شماره ۵ شرکت سایپا در کیلومتر ۱۴ جاده مخصوص تهران-کرج آغاز شد، از همان دست سفرهایی بود که قرار نبود فقط چند صد کیلومتر جابهجا شویم؛ قرار بود به قلب صنعتی برویم که شاید کمتر کسی بداند یکی از مهمترین قطعات خودرو، چگونه در آن متولد میشود.
قرار بود مقصد، کارخانه فنرسازی زر گلپایگان باشد؛ شرکتی که این روزها نامش بیش از همیشه شنیده میشود و قرار است پس از ایام اربعین حسینی با نماد «خگلپا» وارد بازار سرمایه شود. همین اتفاق، بهانهای شد تا در قالب پویش «سایپارسانه» همراه جمعی از خبرنگاران، راهی استان اصفهان شویم؛ سفری که قرار بود از جاده آغاز شود و به دل فولاد، آتش و فناوری برسد.
تهران هنوز از گرمای مرداد نفس میکشید
هوا هنوز سنگین بود.
ساعت حرکت، تهران دمایی حدود ۳۷ درجه را تجربه میکرد؛ همان گرمای آشنای مرداد که حتی با فرارسیدن شب هم قصد کوتاه آمدن ندارد.
اتوبوس از مقابل درب شماره ۵ سایپا آرام به حرکت درآمد. چراغهای شهر یکییکی پشت سر جا میماندند و جاده ساوه پیش رو کشیده میشد؛ جادهای که بارها از آن عبور کرده بودیم، اما این بار مقصدش متفاوت بود.
در طول مسیر، صحبتها بیشتر حول یک موضوع میچرخید؛ «خگلپا».
شرکتی که شاید تا چند هفته قبل فقط برای فعالان صنعت قطعهسازی شناخته شده بود، حالا آماده میشد تا به جمع شرکتهای بورسی کشور بپیوندد؛ اتفاقی که برای یکی از زیرمجموعههای گروه خودروسازی سایپا، پس از سالها، اهمیت ویژهای داشت.
اما پیش از آنکه درباره بورس حرف بزنیم، باید کارخانه را از نزدیک میدیدیم.
باید میفهمیدیم پشت هر فنر خودرو، چه میزان دانش، مهندسی و تولید نهفته است.
شبی خنکتر از انتظار
حدود ساعت ۱۰ شب، اتوبوس به خوانسار رسید.
اولین چیزی که جلب توجه میکرد، اختلاف محسوس دما بود.
اگر تهران هنوز در گرمای تابستان نفس میکشید، خوانسار با هوای حدود ۲۰ درجه، پذیرای کاروان رسانهای بود؛ نسیمی که خستگی چند ساعت سفر را از تن بیرون میکرد و نوید صبحی متفاوت را میداد.
اقامت شبانه در این شهر، فرصتی بود تا برای بازدیدی که صبح انتظارمان را میکشید، آماده شویم.
صبحی که مقصدش کارخانه بود
صبح زود، پس از صرف صبحانه، مسیر کوتاه خوانسار تا گلپایگان را پشت سر گذاشتیم.
هرچه به شهرک صنعتی نزدیکتر میشدیم، انتظار برای دیدن کارخانه بیشتر میشد.
ساعت ۹:۴۵ بود که اتوبوس مقابل ورودی شرکت فنرسازی زر گلپایگان توقف کرد.
دمای هوا حدود ۲۷ درجه بود؛ هوایی که برای مردادماه، آن هم در دل یک شهرک صنعتی، غیرمنتظره و دلپذیر به نظر میرسید.
شاید کمتر کسی تصور کند که در میان سولههای صنعتی، بتوان چنین هوای مطبوعی را تجربه کرد، اما گلپایگان از همان ابتدا، برخلاف تصورمان ظاهر شد.
نخستین تصویر؛ نظم قبل از هر چیز
ورود به کارخانه، پیش از هر چیز یک نکته را به ذهن میآورد؛ نظم.
از محوطه کارخانه گرفته تا سالنهای تولید، همه چیز حسابشده به نظر میرسید.
کارکنان با لباسهای سرمهای یکدست، هرکدام در جایگاه خود مشغول کار بودند؛ بدون عجله، اما با دقتی که نشان میداد سالهاست با این تجهیزات و خطوط تولید زندگی کردهاند.
در نگاه اول، خبری از شلوغیهای مرسوم برخی واحدهای صنعتی نبود.
هر مسیر مشخص بود.
هر دستگاه جای خودش را داشت.
و هر اپراتور دقیقاً میدانست چه وظیفهای بر عهده دارد.
بوی فولاد، صدای تولید
هنوز چند قدم بیشتر وارد سالن نشده بودیم که اولین حس مشترک همه خبرنگاران شکل گرفت.
بوی فولاد.
بویی که با روغن صنعتی، حرارت کورهها و گرمای خطوط تولید در هم آمیخته بود.
چند متر آنطرفتر، صدای برخورد فولاد با فولاد، ضربآهنگ خاصی به سالن میداد.
پرسها با قدرت کار میکردند.
دستگاههای فرمینگ، مفتولهای فولادی را آرامآرام به قطعاتی تبدیل میکردند که بعدها زیر خودروها، بار میلیونها کیلومتر حرکت را تحمل خواهند کرد.
اینجا دیگر از سکوت خبری نبود.
هر صدا، نشانه تولید بود.
هر جرقه، بخشی از فرآیند ساخت.
و هر قطعهای که از خط خارج میشد، قرار بود روزی بخشی از سیستم تعلیق یک خودرو باشد.
جایی که یک فنر متولد میشود
برای بسیاری از ما، فنر خودرو فقط قطعهای است که هنگام تعمیر خودرو یا تعویض کمکفنر نامش را میشنویم.
اما اینجا، داستان از یک مفتول فولادی آغاز میشود.
مفتولی که پس از ورود به کارخانه، ابتدا برش میخورد و سپس وارد مرحله فرمدهی میشود.
عملیات حرارتی، شاتپینینگ، رنگ، آزمونهای کنترل کیفیت و در نهایت بستهبندی، مراحلی هستند که هر قطعه باید یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد تا مجوز خروج از کارخانه را بگیرد.
نکته جالب این بود که تقریباً در تمام خطوط، کنترل کیفیت همزمان با تولید جریان داشت.
هیچ قطعهای بدون عبور از آزمونهای تعریفشده، اجازه ورود به مرحله بعد را پیدا نمیکرد.
این همان جایی بود که متوجه شدیم، تولید یک فنر، برخلاف ظاهر سادهاش، فرآیندی زمانبر و مبتنی بر مهندسی دقیق است؛ فرآیندی که از تأمین مواد اولیه تا محصول نهایی، گاهی بین سه تا ۱۰ روز زمان میبرد.
بخش دوم؛ از دل فولاد تا رازهای سیستم تعلیق خودرو
هنوز صدای پرسها در سالن میپیچید و بوی فولاد داغ از فضای کارخانه بیرون نرفته بود که در یکی از بخشهای تولید، فرصتی دست داد تا پای صحبت علیرضا پویان، مدیرعامل شرکت فنرسازی زر گلپایگان بنشینیم؛ مدیری که با جزئیترین فرآیندهای طراحی و تولید فنر زندگی کرده و تقریباً برای هر سؤال فنی، پاسخی مستند و مبتنی بر تجربه داشت.
اولین پرسشی که شاید برای بسیاری از مالکان خودرو هم مطرح باشد، دلیل شکستن فنر است.
پویان بدون مکث پاسخ میدهد: «برخلاف تصور عموم، فنر قطعهای نیست که بهراحتی بشکند. اگر هم شکستگی رخ دهد، معمولاً ریشه آن به کیفیت مواد اولیه، فرآیند عملیات حرارتی یا شرایط کارکرد خودرو برمیگردد.»
او توضیح میدهد که پدیده خستگی فلز نیز در طول زمان میتواند احتمال شکست را افزایش دهد؛ موضوعی که در قطعاتی با عمر طولانی طبیعی است، اما اگر طراحی، مواد اولیه و عملیات حرارتی مطابق استاندارد انجام شده باشد، احتمال بروز چنین مشکلی به حداقل میرسد.
وقتی استاندارد، مرز میان فنر ایرانی و خارجی را از بین میبرد
یکی از پرسشهایی که سالها در بازار قطعات یدکی مطرح بوده، تفاوت میان فنر ایرانی و نمونههای خارجی است.
پویان در پاسخ، نگاه متفاوتی دارد.
او معتقد است اگر محصول بر اساس همان استانداردهای جهانی تولید شود، تفاوت معناداری میان نمونه داخلی و خارجی باقی نمیماند و به همین دلیل نیز محصولات این مجموعه بر پایه استانداردهای بینالمللی طراحی و تولید میشوند.
فنر؛ قطعهای که فقط ارتفاع خودرو را تعیین نمیکند
در میان بازدید از خطوط تولید، شاید این سؤال برای بسیاری از علاقهمندان خودرو پیش بیاید که نقش واقعی فنر در رفتار خودرو چیست.
مدیرعامل فنرسازی زر گلپایگان توضیح میدهد که تأثیر فنر بر هندلینگ، وابسته به طراحی کل سیستم تعلیق خودرو است.
به گفته او، ارتفاع خودرو، میزان نرمی یا خشکی سیستم تعلیق و رفتار خودرو در پیچها، همه در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند و نمیتوان تنها با تغییر فنر، انتظار تحول کامل در هندلینگ داشت.
نرمترین و سنگینترین فنرها
گفتوگو که ادامه پیدا میکند، فضای آن از حالت رسمی خارج میشود.
از او میپرسم کوچکترین فنری که در این کارخانه تولید میشود متعلق به کدام خودرو است؟
لبخندی میزند و پاسخ میدهد:
«پراید.»
همین سؤال را درباره بزرگترین و سنگینترین فنر کارخانه تکرار میکنم.
پاسخ این بار به خودروهای آریسان و سمند میرسد؛ محصولاتی که به دلیل نوع کاربری، به فنرهایی با ظرفیت تحمل بار بیشتر نیاز دارند.
خودروهای برقی هم در برنامه هستند
یکی از موضوعات مهم صنعت خودرو، حرکت به سمت خودروهای برقی است.
آیا این کارخانه برای چنین محصولاتی نیز برنامهای دارد؟
پویان با اطمینان پاسخ میدهد که توان طراحی و تولید فنر برای خودروهای برقی در مجموعه وجود دارد و هر زمان خودروسازان چنین پروژههایی را تعریف کنند، شرکت آمادگی ورود به این حوزه را خواهد داشت.
هر فنر، حاصل چند روز کار است
شاید تصور شود تولید یک فنر، فرآیندی چند دقیقهای باشد؛ اما واقعیت چیز دیگری است.
از زمان آمادهسازی مواد اولیه تا پایان آزمونهای کنترل کیفیت، تولید هر فنر بسته به نوع محصول، بین سه تا ۱۰ روز زمان میبرد.
در این مدت، محصول از مراحل مختلفی عبور میکند؛ از برش مفتول گرفته تا فرمدهی، عملیات حرارتی، شاتپینینگ، پوشش نهایی، آزمونهای دوام، سختی، ارتفاع، بارگذاری و در نهایت بستهبندی.
همین فرآیند چندمرحلهای است که باعث میشود قطعهای به ظاهر ساده، بتواند سالها زیر وزن خودرو و فشار ناهمواریهای جاده دوام بیاورد.
از مفتول فولادی تا محصول نهایی
در ادامه بازدید، مشخص میشود که مواد اولیه مورد استفاده در این کارخانه، از تولیدکنندگان داخلی فولادهای آلیاژی تأمین میشود؛ موضوعی که نشاندهنده اتکای کامل این مجموعه به زنجیره تأمین داخلی است.
پویان تأکید میکند که پیش از ورود هر محموله به خط تولید، آزمایشهای مختلفی روی مواد اولیه انجام میشود و پس از آن نیز محصولات در مراحل مختلف تولید، بارها تحت کنترل کیفیت قرار میگیرند.
در برخی محصولات، کنترل کیفیت بهصورت صددرصدی انجام میشود و در سایر تولیدات نیز نمونهبرداریهای دورهای، آزمونهای خستگی، متالوگرافی، سختیسنجی و کنترل ابعادی، بخشی از فرآیند تضمین کیفیت است.
کارخانهای که فقط تولیدکننده نیست
هرچه بازدید جلوتر میرود، یک نکته بیشتر خودنمایی میکند.
فنرسازی زر گلپایگان صرفاً یک کارخانه تولیدی نیست.
در این مجموعه، طراحی نیز انجام میشود.
حدود ۲۵ مهندس با استفاده از نرمافزارهایی مانند CATIA و DEFORM روی طراحی و توسعه محصولات جدید کار میکنند؛ از فنر خودروهای سواری گرفته تا میل موجگیر، تورشنبار و تنشنراد.
در کنار تولید محصولات فعلی، پروژههای جدیدی نیز در دستور کار قرار دارد؛ از جمله تولید میل موجگیر خودروهای X۲۲ و تیگو ۷، میل موجگیر کاپرا و توشنبار و همچنین قطعات سیستم تعلیق برای پارسنوآ و وانت ۲۵۱.
ایستگاه بعد؛ جایی که آینده «خگلپا» ترسیم میشود
بازدید از خطوط تولید به پایان رسیده بود، اما سفر رسانهای هنوز به مهمترین بخش خود نرسیده بود.
بخش سوم؛ از خط تولید تا تالار شیشهای
از سالن تولید که خارج شدیم، هنوز بوی فولاد و روغن صنعتی روی لباسهایمان نشسته بود. صدای دستگاههای پرس و فرمینگ هرچند پشت سرمان مانده بود، اما انگار هنوز در ذهنمان تکرار میشد.
مسیر کوتاهی را طی کردیم تا به سالن جلسات کارخانه برسیم؛ جایی که قرار بود مدیران گروه فنرسازی زر درباره آینده شرکتی صحبت کنند که تنها چند دقیقه قبل، از نزدیک شاهد فعالیت شبانهروزی کارکنانش بودیم.
نشست خبری با حضور مدیران گروه فنرسازی زر، مدیران شرکت فنرسازی زر گلپایگان و جمعی از خبرنگاران آغاز شد؛ نشستی که محور اصلی آن، ورود شرکت فنرسازی زر گلپایگان با نماد «خگلپا» به بازار سرمایه بود.
۶۳ سال تجربه؛ از یک کارگاه تا یک گروه صنعتی
سخنران نشست، فرشید الوند مدیرعامل گروه فنرسازی زر بود.
او صحبتهایش را از گذشته آغاز کرد؛ از مجموعهای که بیش از ۶۳ سال پیش فعالیت خود را آغاز کرد و امروز به گروهی متشکل از چند شرکت در حوزه تولید قطعات خودرو تبدیل شده است.
به گفته الوند، گروه فنرسازی زر اکنون علاوه بر شرکت اصلی در تهران، شرکتهای فنرسازی زر گلپایگان و فنرسازی زر سیستان را در اختیار دارد و پروژه احداث فنرسازی زر شاهرود نیز در دست اجراست؛ طرحی که پس از بهرهبرداری، حلقه دیگری به زنجیره تولید این گروه اضافه خواهد کرد.
خودکفایی؛ مسیری که از سال ۱۳۹۶ آغاز شد
یکی از مهمترین نکاتی که مدیرعامل گروه فنرسازی زر روی آن تأکید داشت، موضوع مواد اولیه بود.
او توضیح داد که تا سال ۱۳۹۶ بخش عمده فولادهای آلیاژی مورد نیاز این مجموعه از خارج کشور تأمین میشد، اما با توسعه دانش فنی و همکاری با تولیدکنندگان داخلی، واردات این مواد به طور کامل متوقف شد.
امروز مواد اولیه مورد نیاز این مجموعه از تولیدکنندگان داخلی تأمین میشود و حتی از سال ۱۴۰۰ بخشی از تولید مواد اولیه نیز به زنجیره فعالیت گروه اضافه شده است؛ اقدامی که علاوه بر کاهش وابستگی، پایداری تولید را در شرایط مختلف اقتصادی افزایش داده است.
این همان موضوعی بود که چند ساعت قبل نیز در خطوط تولید از نزدیک دیده بودیم؛ جایی که مفتولهای فولادی ایرانی، نقطه آغاز تولد یک فنر خودرو بودند.
توسعه؛ واژهای که بارها تکرار شد
در شرایطی که بسیاری از صنایع با چالشهای مختلف روبهرو هستند، مدیرعامل گروه فنرسازی زر از توسعه به عنوان مهمترین راهبرد این مجموعه نام برد.
به گفته الوند، سرمایهگذاری برای افزایش ظرفیت تولید، توسعه محصولات جدید و تکمیل زنجیره ارزش، همچنان در دستور کار گروه قرار دارد و ورود فنرسازی زر گلپایگان به بازار سرمایه نیز بخشی از همین برنامه توسعهای است.
«خگلپا»؛ آماده ورود به بورس
اما مهمترین بخش نشست، به نماد «خگلپا» اختصاص داشت.
الوند توضیح داد که فرآیند ورود این شرکت به بازار سرمایه از سال ۱۴۰۰ آغاز شده و طی سالهای گذشته، مراحل مختلف پذیرش، بررسیهای کارشناسی و الزامات قانونی طی شده است.
به گفته او، اگرچه توقف حدود ۷۰ روزه بازار سرمایه در پی جنگ تحمیلی، زمان عرضه اولیه را به تعویق انداخت، اما اکنون تمامی هماهنگیهای لازم با سازمان بورس و فرابورس انجام شده و برنامهریزیها بر این اساس است که سهام شرکت فنرسازی زر گلپایگان پس از ایام اربعین حسینی عرضه شود.
شاید مهمتر از خود عرضه اولیه، جایگاه این اتفاق باشد.
به گفته مدیرعامل گروه فنرسازی زر، «خگلپا» نخستین شرکت وابسته به گروه خودروسازی سایپاست که پس از حدود دو دهه وارد بازار سرمایه میشود؛ اتفاقی که میتواند نقطه عطفی برای صنعت قطعهسازی کشور باشد.
وقتی کارخانه، معنای دیگری پیدا میکند
چند ساعت قبل، میان صدای دستگاهها، فنر را تنها به عنوان یک قطعه مکانیکی میدیدیم؛ قطعهای که زیر خودرو قرار میگیرد و وظیفه تحمل ضربات جاده را بر عهده دارد.
اما پس از بازدید از خطوط تولید و شنیدن برنامههای توسعهای مدیران، نگاه به این کارخانه تغییر کرده بود.
دیگر موضوع فقط تولید فنر نبود.
از طراحی مهندسی گرفته تا آزمایشگاههای کنترل کیفیت، از تأمین داخلی مواد اولیه تا توسعه محصولات جدید و حالا ورود به بازار سرمایه، همه نشان میداد که این مجموعه در حال عبور از یک کارخانه تولیدی به سمت یک بنگاه صنعتی توسعهمحور است.
پایان یک سفر؛ بازگشت به گرمای تهران
هنگام خروج از کارخانه، خورشید مردادماه همچنان بر آسمان گلپایگان میتابید؛ همان شهری که صبح با هوای مطبوعش از ما استقبال کرده بود.
مسیر بازگشت آغاز شد، اما برای ما این سفر تنها یک بازدید صنعتی نبود.
ساعت ۲۰:۳۰ بود که کاروان رسانهای دوباره به تهران رسید. دمای ۳۴ درجه پایتخت، تفاوت زیادی با هوای مطبوع گلپایگان در روز بازدید داشت؛ اما چیزی که از این سفر به یادگار مانده بود، فقط اختلاف دما نبود.
یک روز حضور در میان خطوط تولید فنرسازی زر گلپایگان، تصویری متفاوت از قطعهای به ظاهر ساده مانند فنر خودرو در ذهن ما ساخته بود؛ قطعهای که پشت آن، فولاد، مهندسی، کنترل کیفیت و سالها تجربه صنعتی قرار دارد.
شاید یکی دو هفته دیگر، نام «خگلپا» روی تابلوی معاملات بازار سرمایه نقش ببندد و بسیاری از سهامداران آن را تنها به عنوان یک نماد بورسی بشناسند؛ اما برای ما که یک روز را در میان خطوط تولید این کارخانه گذراندیم، «خگلپا» پیش از آنکه یک نماد بورسی باشد، روایت مجموعهای است که از دل فولاد، آتش و مهندسی، محصولی میسازد که هر روز میلیونها خودرو بر آن تکیه میکنند.


