طبق آماری كه هفتههای اخير توسط بنياد مسكن، شهرداری تهران، سازمان مديريت بحران و وزارت راه منتشر شده، شهر تهران، در مقايسه با بقيه استانها كه طي جنگ 12 روزه و 40 روزه هدف حملات هوايي امريكا و اسراييل بودند، بيشترين تعداد خانههاي تخريب شده را دارد.
در جنگ 12 روزه 25 استان كشور و در جنگ 40 روزه، 30 استان كشور هدف حملات هوايي بودند كه در هر دو نوبت، شهر تهران به دليل تعداد اصابتهاي موشك و بمب و پهپاد، بيشترين خسارات و ويرانيها را داشت. بنا به گزارش رسمي نهادهاي متولي، در جنگ 12 روزه 8520 واحد مسكوني و در جنگ 40 روزه بيش از 44 هزار واحد مسكوني در شهر تهران، يا به طور كامل تخريب شده يا خساراتي در حد نياز به مقاومسازي و بازسازي يا شكستگي پنجره و شيشه و تركخوردگيهاي قابل ترميم داشته است. خسارت جنگي و سازهاي به بيش از 51 هزار واحد مسكوني در شهر تهران در طول 52 روز جنگ ميتواند اين مابهازا را داشته باشد كه در جنگهاي 12 روزه و 40 روزه، هر روز به طور ميانگين، 1000 واحد مسكوني دچار خسارت جنگي شده و امروز در هر منطقه شهر تهران، به طور ميانگين بيش از 2300 خانه مسكوني آسيب ديده در حملات هوايي امريكا و اسراييل ميتوان پيدا كرد كه البته از تعدادي از اين خانهها، ديگر هيچ اثري باقي نيست يا آنچه به جا مانده، در تعريف خانه و واحد مسكوني نميگنجد بلكه آواري درهم ريخته است كه بايد از نو تخريب و ساخته شود.
طبق گزارش شهرداري تهران، در جنگ 40 روزه، پايتخت كشور 650 بار با بمب و موشك و پهپاد مورد اصابت قرار گرفته كه به دنبال اين اصابتها
۳۷ هزار و ۴۶۸ واحد نيازمند تعميرات جزیي (شامل شكستگي و تخريب شيشه، پنجره و در) 4723 واحد دچار آسيبهايي فراتر از تخريب شيشه و پنجره (تخريب تيغهها، آسيب به آشپزخانه، سرويسهاي بهداشتي، سقف كاذب يا ساير بخشهاي معماري ولي سازه اصلي ساختمان سالم است) 1052 واحد نيازمند مقاومسازي و ۱۵۰۷ واحد مسكوني نيازمند تخريب و نوسازي كامل شدهاند.
طبق گزارشهاي كشوري، تعداد واحدهاي مسكوني آسيب ديده در جنگ 40 روزه در مجموع بيش از 160 هزار واحد برآورد شده كه قرار است مراحل مرمت و ساخت و نوسازي و بازسازي اين واحدهاي مسكوني در شهر تهران توسط شهرداري و در ساير استانها توسط دولت انجام شود. محمدرضا حقگو؛ سرپرست گروه معماران و سازندگان تهران، از فعالان ساخت و ساز است كه هم در جنگ 12 روزه و هم در جنگ 40 روزه، در شهر ميگشت و آوار به جا مانده از حملات هوايي امريكا و اسراييل را ارزيابي ميكرد. حقگو و همكارانش، در جنگ 12 روزه از فضاي مجازي براي كمك به هموطناني كه خانهشان دچار خسارات جزيي شده بود، بهره گرفتند و صفحهاي براي ثبت درخواستهاي كمك باز كردند ولي اين كمك در جنگ 40 روزه به دليل قطع اينترنت بينالمللي امكانپذير نبود. حقگو در گفتوگو با «اعتماد» اشارهاي به تفاوت آوارهايي كه در هر دو جنگ مشاهده كرده و تاثير حملات پهپادي، بمب و موشك بر مقاومت مناطق هدف حملات دارد و هشدار ميدهد كه ساخت و سازهاي جديد و حتي ترميمها و مرمتها بايد تابع استانداردهاي دقيق باشد و همچنين بابت ساخت و سازهاي ارزانقيمت ابراز نگراني ميكند و ميگويد حتي با فرض اينكه جنگ جديدي پيش روي مردم تهران نباشد، پايتخت به دليل تعداد گسلها مثل يك بمب ساعتي است و چون سنجش تاثير لرزههاي ناشي از حملات هوايي، به دليل نبود سيستمهاي پيشرفته، به دقت صورت نگرفته، كوچكترين لرزهها ميتواند خسارت جديدي براي مناطق آسيب ديده از اصابت پرتابههاي جنگ ايجاد كند.
در جنگ 40 روزه، آوار كدام مناطق تهران را ديديد؟
تقريبا از 99 درصد مناطقي كه هدف حمله قرار گرفت بازديد داشتيم و ميزان خسارت را بررسي كرديم.
مناطقي كه بازديد كرديد، شبيه آوار جنگ 12روزه بود؟
به هيچ وجه؛ اين آوار، هم از نظر سلاحهايي كه به كار رفت و هم از نظر ميزان تخريب و خسارت، كاملا متفاوت بود. در جنگ 12 روزه، اغلب حملات با پهپاد بود. پهپاد، نقطه مشخصي در يك ساختمان را هدف ميگيرد و غير از همان نقطه، بقيه ساختمان باقي ميماند. در جنگ 40 روزه، برخي نقاط مثل ساختمان فرماندهي پليس ديپلماتيك در خيابان مطهري يا ساختمان محل سكونت وزير اطلاعات در خيابان زعفرانيه يا منطقهاي در خيابان سعدآباد با موشك يا بمبهاي سنگرشكن هدف قرار گرفت و متاسفانه هيچ چيزي از ساختمان باقي نماند. علاوه بر شدت آسيب در اهداف مورد حمله با موشك و بمباران، تمام ساختمانها در مناطق مسكوني بوده و آسيبهايي كه به ساختمانهاي مجاور هدف حملات وارد شده هم، بسيار زياد و جبرانناپذير است.
از برخي ساكنان ساختمانهاي نزديك به اهداف حملات هم شنيديم كه برخلاف جنگ 12 روزه، لحظههاي بسيار سختي را گذرانده بودند. به عنوان نمونه، ساختمان محل سكونت وزير اطلاعات در خيابان زعفرانيه با موشك هدف قرار گرفت و از اين ساختمان، فقط يك اسكلت نيمهكاره باقي مانده اما اين ساختمان، در منطقه مسكوني بوده و ميزان خسارتي كه به ساختمانهاي مجاور وارد شده، بسيار زياد است. ميزان خسارت در خيابان تركمنستان بسيار زياد بود چون اطراف فرماندهي پليس ديپلماتيك، مغازه و واحدهاي مسكوني بود و تمام اين واحدها تخريب شده بود. در خيابان عشقيار و ميدان نيلوفر هم صحنه آوار بسيار تلخ و ناراحتكننده بود چون تمام واحدهاي مسكوني و تجاري اين خيابان تخريب و دچار آسيب شديد شده بود. در خيابان زعفرانيه، به دليل تراكم زياد واحدهاي مسكوني در كوچههاي اطراف ساختمان محل سكونت وزير اطلاعات هم شاهد تخريب گسترده ساختمانهاي مسكوني بوديم.
يكي از بدترين آوارهاي جنگ 40 روزه، بالاي ميدان رسالت است و طبق گفته استاندار تهران، حدود 4 الي 5 هزار واحد در حمله موشكي به اين منطقه، به طور كامل تخريب شده يا خسارات زياد داشته. با اين حجم آسيب در يك منطقه مسكوني، ايمني سازهها در چه وضعي قرار ميگيرد؟
كاملا در خطر هستند. متاسفانه در ايران، در همان دفترچه كنترل كيفي كه نظام مهندسي به ساختمانها ميدهد، بعضي نكات رعايت نميشود. در بعضي كشورهاي پيشرفته و حتي در حال توسعه، از حدود 30 سال قبل، سيستم كنترل و مانيتور سلامت سازه، الزامي است كه البته براي زلزله كاربرد دارد ولي براي ايام جنگ هم قابل استفاده است و بدون اين سيستم، مجوز ساخت نميدهند. در ايران، اين سيستم از حدود يك سال قبل توسط يك شركت دانشبنيان متشكل از دانشآموختگان و استادان دانشگاه صنعتي شريف و دانشگاه تهران، با ايسي وارداتي از سويیس و امريكا، طراحي و توليد شده ولي هنوز در نظام مهندسي، اجباري نيست. اين سيستم ميتواند ميزان خسارت ناشي از موج انفجار در ساختمانهاي مجاور هدف حملات را نشان بدهد و با توجه به اينكه تمام ساختمانهاي اطراف حملات موشكي يا بمباران، از نظر سلامت سازهاي آسيب ديدهاند، با اين سيستم ميتوان تشخيص داد كه مثلا در ساختماني كه چند پلاك دورتر از نقاط حمله بوده، در كدام طبقه و چه بخشي از اسكلت سازه آسيب ديده و همان نقطه دچار آسيب، ترميم ميشود.
به نظر، اين سيستم، ميزان هزينه براي ساختمانهاي نيازمند مقاومسازي را كاهش ميدهد چون فقط نقاط آسيب را شناسايي ميكند در حالي كه هماكنون، بسياري از ساختمانهاي همجوار با هدف حملات بايد تا حد نازككاريهاي ساختمانها تخريب شوند كه هم زمانبر و هم هزينهبر است. البته اين سيستم در بعضي ساختمانهاي در حال ساخت در شمال تهران در حال نصب است ولي بيشتر جنبه تبليغاتي و لوكس دارد در حالي كه بايد براي تمام ساختمانهاي در حال ساخت در تهران اجباري شود چون اين سيستم، زيرساختي براي مخاطرات طبيعي و غيرطبيعي است و با سنسورهاي بسيار حساس به لرزه در قسمتهاي مختلف سازه در حال ساخت نصب ميشود. در جنگ 40 روزه، صدها خانه در اطراف هدف حملات ميدان رسالت يا خيابان تركمنستان دچار آسيبهاي شديد شد كه متاسفانه بسياري از اين خانهها، به سادگي قابل مرمت نيست و پيمانكاراني كه بازسازي اين خانهها را تقبل ميكنند، براي تحويل هرچه سريعتر قرارداد، فقط به مرمت ظاهر تخريبها اكتفا خواهند كرد. با چنين وضعي، اين خانهها يك بمب پنهان هستند كه با كوچكترين زلزله يا رانش زمين يا حتي در جنگ جديد و در اثر موج انفجار حملات هوايي دچار تخريبهاي شديدتري خواهند شد. طبق گزارشهايي كه دريافت ميكنيم، شكايت ساكنان مناطق هدف حملات در جنگ 40 روزه نسبت به اقدامات شهرداري تهران بسيار بيشتر از جنگ 12 روزه است و تعداد زيادي از معترضان كه خانههايشان را از دست دادهاند و آواره شدهاند ميگويند كه در جنگ 12 روزه، رسيدگي شهرداري و نهادهاي مرتبط به وضع جنگزدگان، بسيار بيشتر بود و حالا اصلا معلوم نيست كه چه زماني ميتوانند به خانه خودشان برگردند چون اغلب خانهها به دليل همجواري با نقاطي كه با بمب و موشك هدف قرار گرفته، بايد تخريب شود و بازسازي و مقاومسازي هم ماهها طول ميكشد در حالي كه طبق آمار اعلام شده در جنگ 40 روزه، بيش از 135 هزار واحد مسكوني در كشور دچارآسيب مستقيم ناشي از حملات هوايي شده است. آسيب مستقيم، به معناي شكستگي شيشه و خسارت قابل مرمت نيست. آسيب مستقيم به اين معناست كه اين خانه، اصلا قابل سكونت نيست.
در جنگ 40 روزه در موارد متعدد، يك ساختمان نظامي در ابتداي خيابان هدف حمله موشكي يا بمب قرار گرفت و در كوچههاي روبهروي اين ساختمان تا نيمههاي كوچه، شيشه ساختمانها شكسته بود و قاب پنجرهها از جا درآمده بود و البته تمام كوچه از سكنه خالي شده بود. شكستگي شيشه، آيا به معناي غيرمقاوم شدن ساختمان است يا در حد آسيب جزيي است؟
مقاومت اين ساختمان به هر حال آسيب ديده اگرچه كه در ظاهر، فقط شيشههاي اين ساختمان شكسته ولي تا زمان بررسي سازه، هيچ معلوم نيست كه ميزان آسيب به اين ساختمان چقدر است. در سالهاي اخير، متاسفانه ساخت و ساز اقتصادي در تهران افزايش يافت. ساختمانهايي كه با اين شيوه ساخته شده، حتي با فاصلهاي دور از محل انفجار و حتي با موجهاي انفجار ضعيف هم دچار آسيب سازهاي ميشود و با توجه به تعداد زياد گسلها و خطر بالاي وقوع زلزله در شهر تهران، لرزه خفيف هم اين ساختمانها را در معرض خطر ريزش و تخريب و آسيبهاي جدي قرار خواهد داد.
ساخت و ساز اقتصادي يعني چه؟
يعني هزينهكرد بسيار كم و برپا كردن اسكلت ضعيف به جاي سازه اصولي با بتنريزي بيشتر و به كار بردن اجزا و مصالح مقاومتر. از آنجا كه نظام مهندسي هم نظارت زيادي بر ساخت و سازها ندارد، بسياري از پيمانكاران، ساخت و ساز اقتصادي و كم هزينه در كوتاهترين زمان را ترجيح ميدهند. ساختمانهايي از اين دست، حتي براي افراد ناآگاه به علم ساخت و ساز هم، كاملا قابل تشخيص است و حتي از فريم پنجرهها معلوم است كه تا چه حد در هزينه ساخت و ساز صرفهجويي شده است.
ولي با انفجار موشك و بمب و حتي زلزله بالاي 5 ريشتر، همان ساختمانهاي مقاوم هم در معرض خطر تخريب هستند.
حتما همين طور است و در حملات شديد، بهترين ساختمانها هم آسيب ميبينند ولي صحبت ما در مورد ساختمانهايي است كه در فاصله دور از نقاط هدف حمله بودهاند و با موج انفجار، شيشههايشان شكسته است.
تعدادي از خانههاي شهر تهران، به دليل قرار گرفتن در جوار نقاط نظامي يا محل سكونت مقامات، هم در جنگ 12 روزه و هم در جنگ 40 روزه دچار آسيب از موج انفجار شدند و مثلا در جنگ 12 روزه، پهپاد در كنار اين خانهها منفجر شد و در جنگ 40 روزه، بر اثر موج انفجار حمله موشكي آسيب ديدند اما تخريب نشدند. خطر براي اين ساختمانها كه در فاصله زماني كوتاه، دو يا چند لرزه ناشي از انفجار داشتند چقدر است؟
اين ساختمانها، وضعيتي به مراتب خطرناكتر دارند چون در جنگ 12 روزه، با فرض اينكه دچار خسارت شديد نشدهاند، بدون بررسي مقاومت سازهاي، ترميم و مرمت جزيي داشتند و در جنگ 40 روزه هم براي دومين بار يا سومين بار در اثر موج انفجار، دچار لرزه و خسارت شدهاند. تمام انفجارها و لرزهها، در ميزان مقاومت سازه تاثيرگذار است چون باعث رانش زمين ميشود. به عنوان مثال، فردي كه ساكن خيابان پليس بوده، در زمان حمله موشكي به خيابان تركمنستان، لرزشي شبيه زلزله را كاملا حس كرده است. آيا مقاومت سازهاي اين خانهها بررسي ميشود يا قرار است خسارت اين ساختمانها با يك نازككاري و گچكاري جبران شود؟ اگر نظام مهندسي، اجباري براي رصد مقاومت سازهاي اين ساختمانها در نظر نگيرد، حتي يك زلزله دو يا سه ريشتري هم ميتواند به خسارات جدي منجر شود.
در جنگ 40 روزه، مناطق جنوبي تهران و نقاطي مثل محله 13 آبان و خاكسفيد و شهرري، بارها هدف حملات موشك و بمب قرار گرفت و ميزان تخريب هم در اين مناطق خيلي زياد بود. در اين مناطق، هم با تراكم بافت فرسوده مواجهيم و هم اغلب ساكنان اين مناطق، اقشار كمبضاعت هستند و هم ميزان فرونشست زمين در اين مناطق خيلي زياد است و البته ساخت و ساز مقرون بهصرفه و به قول شما، اقتصاديسازي در اين مناطق زياد است. اين مناطق نسبت به شمال شهر تا چه حد با خطرات بيشتر از نظر كاهش مقاومت سازهاي مواجهند؟
كافي است به مناطق شمال شهر كه هدف حمله قرار گرفت سري بزنيد و ميزان خسارات را با تخريبهاي جنوب شهر مقايسه كنيد تا ببينيد كه تراكم جمعيت و اقتصاديسازي چه تاثيري در جنوب شهر داشته. در مناطق شمال شهر، ساختماني با موشك هدف قرار گرفت و كوچه همجوار اين ساختمان دچار خسارت شد ولي در جنوب شهر، ميزان خسارت ناشي از پرتاب همان موشك، به اندازه بمبهاي سنگرشكن بود آن هم به دليل تراكم فشرده ساختمانها و ساخت و سازهاي معمولي و غيرمقاوم.
جمعيت هلالاحمر و پژوهشگاه بينالمللي زلزله همواره اين هشدار را دارند كه براي شهر تهران كه روي گسل خوابيده، نماي شيشه، يك قاتل بالقوه است و قرار بود كه نماي شيشهاي در ساخت و ساز حذف شود كه نشد و در جنگ 40 روزه، خرد شدن و پرتاب شيشهها، خسارات جاني فراوان داشت. شما در مشاهداتتان از خطر اين نماها چه ديديد؟
در خيابان تركمنستان، روبروي فرماندهي پليس ديپلماتيك، ساختماني با نماي سرتاسر شيشه بود و در ساختمان مجاور از نماي سنگ استفاده شده بود. بعد از حمله موشكي، تمام شيشههاي همين ساختمان با نماي شيشهاي، خرد شده و به داخل ساختمان پرتاب شده بود. سازمان نظام مهندسي بايد به اين موارد رسيدگي كند. رسيدگي به معناي حذف نماي شيشهاي نيست بلكه مثلا بايد شيشههاي چند لايه استاندارد با فريمهاي مخصوص استفاده كنند كه مثل شيشه ضدگلوله، مقاوم باشد در حالي كه آنچه در اغلب نقاط تهران شاهديم، نماهاي شيشهاي با شيشههاي معمولي است كه حتي با ضربه يك قلوه سنگ هم ميشكند و فرو ميريزد. چند شركت توليدكننده شيشه در ايران داريم كه شيشههاي استاندارد ميسازند ولي متاسفانه، در ساخت و سازهاي اقتصادي و ارزانقيمت، از اين شيشهها استفاده نميشود و بهخصوص در جنوب شهر، در تمام ساخت و سازها از شيشه معمولي در نما استفاده ميشود و البته، هيچ اقدامي براي جلوگيري از نصب اين شيشهها شاهد نيستيم.
صرفنظر از ميزان ماده منفجره در كلاهك بمب يا موشك، تا چند متر دورتر از نقاط اصابت، با خطر كاهش مقاومت سازه مواجهيم؟
حداقل تا 500 متر دورتر از محل اصابت، آسيب سازهاي خواهيم داشت و مصداق اين آسيب هم، شكستن شيشهها و تخريب فريم پنجرههايي تا 500 متر دورتر از محل اصابت و بر اثر موج انفجار است. ساختمان، روي اسكلت ساخته ميشود و موج انفجار، مثل زلزله، ساختمان را هل ميدهد و رانش ايجاد ميكند. ممكن است موج انفجار، از روبهرو به ساختمان وارد شود. در خيابان زعفرانيه، خانههاي دو كوچه پايينتر از ساختمان منزل وزير اطلاعات، ويلايي بود و چون در فاصله اين دو كوچه، ساختمان بلندي نبود، موج انفجار به اين خانههاي ويلايي خورد و آسيب خيلي زيادي ايجاد كرد. گاهي هم موج انفجار از كنار ساختمان وارد ميشود كه در اين صورت، شيشهها نميشكند ولي ساختمان، از پايه و اسكلت دچار رانش شده است. در همان ساختمانهاي شمال شهر كه سيستم مانيتورينگ سلامت سازه را نصب كرده بودند، با اينكه فاصله دوري از نقاط اصابت موشك و بمب داشتند، تمام لرزههاي ناشي از حملهها، با ساعت و ثانيه زمان اصابت ثبت شده بود.
در آوار و تخريبهاي تهران در جنگ 40 روزه، در بعضي نقاط، طبقه اول ساختمان به طور كامل تخريب شده بود و طبقات بالا، غير از شكستن شيشهها آسيب ديگري نداشت و در بعضي ديگر، اين وضع برعكس بود. استاد پژوهشگاه زلزلهشناسي، در گفتوگو با «اعتماد» گفت كه اين تفاوت، مربوط به نقطه اصابت پرتابه و هدف قرار دادن نقطهاي در كف زمين يا در طبقات بالاي ساختمان است.
بله همين طور است ولي حتي اگر طبقات بالاي ساختمان هم هدف اصابت باشند، پي ساختمان آسيب ميبيند. تخريب طبقات بالا يا پايين ساختمان، بر اثر پرتاب موج انفجار است اما لرزه ناشي از اصابت، پايه ساختمان را تكان ميدهد و در اين وضع، ترميم ظاهري بيفايده است.
طبق گفته شهردار تهران، در جنگ 40 روزه 649 نقطه پايتخت هدف حمله و اصابت قرار گرفت. شهري با اين ميزان از فرونشست و تعداد گسلها، وقتي 649 بار بلرزد از نظر مقاومت در چه وضعيتي قرار ميگيرد؟
اين لرزهها براي تهران زنگ خطر است. در جنگ و حملات دشمن، يك خيابان هدف اصابت قرار گرفت و تا دو خيابان پايينتر آسيب ديد ولي در زلزله، تمام شهر و كل ساختمانها درگير ميشود. مديريت شهري، از همين حالا بايد به فكر مقاومسازي پايتخت باشد. اگر ساختماني در جوار نقاط هدف حملات سالم مانده، به معناي مقاوم بودن نيست و حتما بايد تحت مانيتورينگ سلامت سازهاي قرار بگيرد. احداث پناهگاه در تهران بايد اجباري شود. نظام مهندسي بايد تمام كارفرمايان را مجبور به ساخت پناهگاه كند و حداقل در ساختمان در حال ساخت با 200 متر زيرزمين، فضايي به عنوان پناهگاه ايجاد شود. اسراييل بارها هدف حمله موشكي قرار گرفت ولي هم آوار و هم كشتار كمتري داشت چون ساختمان ايمن و پناهگاه دارد. در جنگ 12 روزه، برج اساتيد در خيابان سعادتآباد هدف حمله پهپادي قرار گرفت و طبقه وسط برج، تخريب شد. در 9 ماه اخير، من بازسازي اين برج را زيرنظر گرفتهام. برج اساتيد با غيراصوليترين روش ممكن در حال بازسازي است و مقاومت سازهاي برج به درستي كنترل نشده و در وضعيت آرامش قبل از توفان قرار دارد و با يك زلزله خفيف، دچار آسيب خواهد شد./ اعتماد


