کانال تلگرام ایران جیب

بررسی ابعاد توافق آمريكا و ايران


کد خبر : ۱۴۵۰۱۱شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۴:۲۲۲۴۷۲ بازدید

از آغاز دور تازه رويارويی نظامی ميان ايران، امريكا و اسراييل در هفته‌های اخير تا حملات بامداد پنجشنبه به برخی اهداف در جنوب ايران و ...
بررسی ابعاد توافق آمريكا و ايران بررسی ابعاد توافق آمريكا و ايران

 از آغاز دور تازه رويارويي نظامي ميان ايران، امريكا و اسراييل در هفته‌هاي اخير تا حملات بامداد پنجشنبه به برخي اهداف در جنوب ايران و حوالي تنگه هرمز، روند تحولات از سطح درگيري‌هاي محدود و پيام‌هاي هشدارآميز فراتر رفته و وارد مرحله‌اي شده كه در آن فشار ميداني و تحركات ديپلماتيك توأمان در جريان است.

در يك‌سو، ارتش امريكا با حملات هوايي به چند نقطه در استان هرمزگان ازجمله اطراف بندرعباس، قشم، ميناب و سيريك، هدف قرار دادن يك لنج باري حامل كالاهاي اساسي و وارد آوردن خسارات و جراحات محدود به شهروندان، تلاش دارد پيام تداوم فشار را مخابره كند؛ اما به موازات اجراي اين استراتژي خصمانه و در شرايطي كه ايالات‌متحده روز پنجشنبه مدعي تجاوزي در سطحي وسيع به خاك كشورمان بود (كنشي كه با واكنش قاطع مقام‌هاي رسمي ايران روبه‌رو شد) دونالد ترامپ ضمن عقب‌نشيني از حملات ادعايي برنامه‌ريزي‌شده مدعي «پايان جنگ با ايران» و دستيابي به يك «توافق بزرگ» بر سر عدم دستيابي تهران به سلاح هسته‌اي شد.  رييس‌جمهور امريكا در شبكه اجتماعي تروث سوشال خود مدعي شد كه توافقي حاصل شده، بدون آنكه جزييات آن را توضيح دهد. با اين حال، ايران دستيابي به چنين توافقي را تاييد نكرده و ترامپ نيز مدعي شده كه محاصره دريايي امريكا عليه كشتي‌هاي ورودي و خروجي بنادر ايران تا زمان «نهايي شدن اين توافق» ادامه خواهد داشت.  با اين حال منابع مختلف از پيشرفت قابل‌توجه مذاكرات غيرمستقيم با ميانجيگري قطر و پاكستان خبر مي‌دهند.

گزارش‌ها حاكي است پيش‌نويس يادداشت تفاهم تهيه شده كه براساس ادعاي برخي رسانه‌ها، اختلافات كليدي بر سر سازوكار آزادسازي دارايي‌هاي بلوكه شده ايران، ترتيبات مربوط به بازگشايي و تنظيم عبور و مرور در تنگه هرمز و چارچوب گفت‌وگوهاي آتي درباره برنامه هسته‌اي در قالب آن تا حد زيادي مورد توجه قرار گرفته است.  به نقل از خبرگزاري‌ها، اين سند در صورت امضاي نهايي ممكن است به عنوان «توافق اسلام‌آباد» شناخته شود و يك آتش‌بس ۶۰ روزه -كه لبنان را نيز در بر مي‌گيرد-  تمديد كند.

در همين راستا، اعزام چند فروند هواپيماي ترابري نظامي امريكا به اروپا براي تدارك احتمالي مراسم امضاي توافق در ژنو و رايزني‌هاي رهبران منطقه‌اي ازجمله گفت‌وگوي تلفني رييس‌جمهور امريكا با پادشاه بحرين درباره روند تفاهم، نشان‌دهنده تلاش براي مديريت همزمان فشار و ديپلماسي است؛ با اين حال خبر غافلگير شدن نخست‌وزير رژيم اسراييل از اعلام ناگهاني نزديك بودن توافق، ابعاد منطقه‌اي و نگراني برخي بازيگران از ترتيبات جديد امنيتي نيز در كنار ادعاي ترامپ برجسته شده است. در اين ميان و تا لحظه تنظيم اين مصاحبه مقامات رسمي ايران تصريح كردند كه كشور به جمع‌بندي نهايي درباره توافق نرسيده و هرگونه تصميم منوط به راستي‌آزمايي تعهدات طرف مقابل و طي شدن مراحل قانوني و حاكميتي است. در چنين شرايطي كه توازن ظريف ميان ميدان و ديپلماسي و فشار حداكثري و مديريت‌شده تنش، آينده معادله ايران و امريكا و امنيت خليج‌فارس و شرق مديترانه را رقم مي‌زند، پرسش‌هاي مهمي درباره ارزيابي حملات اخير، چشم‌انداز توافق احتمالي، شكاف‌هاي باقي‌مانده در مذاكرات، سناريوهاي پيشِ رو در صورت عدم توافق و پيامدهاي امنيتي تحولات در آبراه‌هاي راهبردي ازجمله تنگه هرمز و باب‌المندب مطرح است.  در همين راستا و با هدف بررسي ابعاد مختلف اين تحولات، روزنامه اعتماد با دكتر غلامرضا كريمي، دانشيار روابط بين‌الملل و عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي، گفت‌وگو كرده است.

غلامرضا كريمي، دانشيار روابط بين‌الملل و عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي، در تشريح دلايل عقب‌نشيني اخير ترامپ از تهديد نظامي عليه ايران توضيح داد: اين عقب‌نشيني را نمي‌توان صرفا نشانه ضعف تلقي كرد، بلكه حاصل يك محاسبه دقيق «هزينه-فايده» در كاخ سفيد و تغيير تاكتيك از تهديد نظامي به فشار حداكثري ديپلماتيك است.  به گفته او، بازدارندگي موثر ايران-ازجمله حملات هدفمند به برخي پايگاه‌هاي امريكايي و اعلام آمادگي براي سناريوي حمله زميني به جزيره خارك كه عملا به يك «تله نظامي» تبديل شده- هزينه هرگونه ماجراجويي جديد را براي واشنگتن به‌طور محسوسي افزايش داده است. همزمان، ميان امريكا و اسراييل بر سر تعيين اولويت‌ها و نحوه پايان جنگ اختلاف جدي وجود دارد؛ اسراييل خواهان تداوم فشار نظامي است، اما واشنگتن بازگشايي تنگه هرمز و خروج از بحران اقتصادي ناشي از انسداد آن را در اولويت قرار داده است.  كريمي افزود: بر اين اساس، ترامپ به اين جمع‌بندي رسيده كه به‌جاي ورود به يك درگيري پرهزينه و بدون تضمين پيروزي سريع، از طريق اعمال فشار ديپلماتيك و ايجاد يك ائتلاف منطقه‌اي به اهداف خود نزديك شود.  او با اشاره به ادعاي ترامپ درباره حصول يك چارچوب توافقي مورد تاييد كشورهايي چون عربستان، اسراييل، امارات، قطر و بحرين گفت شواهدي از ديپلماسي پشت‌پرده وجود دارد؛ ازجمله ديدار رو در رو ميان مقامات ارشد امنيتي ايران و امارات كه نشان مي‌دهد ثبات و منافع اقتصادي براي ابوظبي در اولويت قرار گرفته و نقش فعال قطر در ميانجيگري درباره آزادسازي دارايي‌هاي بلوكه‌ شده و سازوكار بازگشايي تنگه هرمز.

اين كارشناس مسائل بين‌الملل تصريح كرد: آنچه اكنون در حال شكل‌گيري است، يك توافق جامع و نهايي نيست؛ بلكه بيشتر شبيه يك «تفاهمنامه» يا «نقشه راه موقت» است كه به‌طور مشخص بر بازگشايي تنگه هرمز، پايان محاصره دريايي و تثبيت آتش‌بس شكننده موجود متمركز شده است.
 به گفته اين استاد دانشگاه، بازيگران منطقه‌اي كه از انسداد تنگه و افزايش قيمت انرژي آسيب ديده‌اند از اين ابتكار عمل ديپلماتيك حمايت مي‌كنند، اما آتش‌بس فعلي عملا چيزي بيش از يك «نام» نيست و حملات متقابل همچنان ادامه دارد؛ بنابراين هر توافق موقت و محدود، به‌دليل فقدان سازوكار اجرايي قوي و تداوم تنش‌ها بسيار شكننده و در معرض فروپاشي است. 

كريمي تاكيد كرد كه ايران بايد ضمن حفظ هوشياري كامل و آمادگي دفاعي، از فرصت‌هاي ديپلماتيك براي كاهش هزينه‌هاي تحميلي استفاده كند، اما نبايد نسبت به پايبندي طرف مقابل خوش‌بينانه عمل كرده و بايد از مولفه «تحت فشار بودن ترامپ براي پايان جنگ» حداكثر بهره‌برداري را انجام دهد تا از فرسايش تدريجي و وضعيت تعليق‌آميز «نه جنگ، نه صلح» خارج شود.

كريمي در تحليل تناقض‌گويي‌هاي ترامپ و بحث «صلح از طريق قدرت»، گفت اين رفتار را نمي‌توان صرفا يك بازي روايي بي‌هدف دانست، بلكه تجسم عيني دكترين «فشار حداكثري» است؛ استفاده همزمان از ابزارهاي نظامي و ديپلماتيك براي تغيير محاسبات طرف مقابل و وادار كردن ايران به پذيرش مذاكره از موضع ضعف و كسب امتيازاتي فراتر از برجام، ازجمله بازگشايي كامل تنگه هرمز و پذيرش محدوديت‌هاي دايمي بر برنامه هسته‌اي. 
به گفته اين استاد دانشگاه، اين رويكرد تاكنون نتيجه‌بخش نبوده و در عمل به بن‌بست انجاميده است، زيرا «تاب‌آوري راهبردي ايران» بالاست؛ برخلاف محاسبات اوليه امريكا، ايران نه‌تنها عقب‌نشيني نكرده، بلكه با استراتژي «بازدارندگي نامتقارن» و مديريت هدفمند هزينه‌ها ابتكار عمل ميداني را تا حد زيادي حفظ كرده است. حملات ايران به برخي پايگاه‌هاي امريكايي و تبديل جزيره خارك به يك «تله دفاعي» نشان داده هزينه تشديد تنش براي واشنگتن نيز بالاست.

كريمي در ادامه به ابعاد ديپلماتيك فعل و انفعال‌هاي جاري اشاره كرد و گفت: اختلافات عميق ميان امريكا و اسراييل بر سر اولويت‌ها و بن‌بست بر سر سازوكار آزادسازي دارايي‌هاي بلوكه‌ شده ايران، مانع شكل‌گيري يك توافق پايدار شده و در نتيجه، استراتژي «صلح از طريق قدرت» تاكنون فقط به تشديد تنش‌ها، تضعيف آتش‌بس شكننده و افزايش هزينه‌هاي اقتصادي براي هر دوطرف منجر شده، بدون آنكه هيچ‌يك به اهداف نهايي خود برسند. او جمع‌بندي كرد: تداوم اين بازي پرهزينه مي‌تواند هر دو طرف را به اين نتيجه برساند كه تنها راه برون‌رفت از بن‌بست، عبور از «تقابل صرف» به سمت «مديريت هوشمندانه تنش‌ها» و بازتعريف نوعي بازدارندگي متقابل است؛ يعني يك توافق موقت و محدود بر سر موضوعاتي مانند بازگشايي تنگه هرمز جايگزين تلاش براي تحميل اراده يك طرف بر طرف ديگر شود.  به گفته كريمي، راهبرد ايران بر «گسترش جنگ» استوار نيست، بلكه هدف كشورمان تحميل پذيرش واقعيت قدرت و تاب‌آوري ايران بر امريكا و متحدانش، ايجاد نوعي موازنه بازدارندگي و افزايش هزينه‌هاي هرگونه اقدام نظامي امريكا و اسراييل عليه ايران و كل محور مقاومت است.

كريمي در تبيين ادعاهاي مربوط به توافق و نقش ميانجيگرهايي چون پاكستان، قطر و حتي امارات نيز توضيح داد: تصويري كه در حال شكل‌گيري است با روايت رسمي امريكا تفاوت معناداري دارد و فاصله ميان مطالبات طرفين همچنان عميق است. اصلي‌ترين دستاورد مذاكرات از نظر رييس جمهوري امريكا، توافق بر سر بازگشايي تنگه هرمز، پايان محاصره دريايي و برقراري يك آتش‌بس ۶۰ روزه است. ايران در ازاي توقف حملات و گشايش تنگه پذيرفته كه مذاكرات درباره برنامه هسته‌اي به دور بعدي موكول شود؛ در حالي كه تهران در اين مرحله بر پايان جنگ تمركز كرده و امريكا هرگونه گشايش مالي را مشروط به كنار گذاشتن اورانيوم غني‌شده و محدودسازي ملموس برنامه هسته‌اي مي‌كند. موضوع «توالي تعهدات» كه با عبارت «بدون غني‌سازي، بدون دلار» توصيف مي‌شود، به گره كور اصلي مذاكرات تبديل شده و با وجود نقش ميانجي‌هايي مانند قطر و پاكستان، دستيابي به توافقي متوازن كه هم مطالبات حداكثري امريكا را تامين كند و هم خطوط قرمز ايران را حفظ كند، بسيار دشوار شده است.

به گفته اين كارشناس، آنچه اكنون شكل گرفته، صرفا يك «آتش‌بس» به‌اضافه يك «قالب خالي» براي مذاكرات آتي است؛ به همين دليل حتي تيم ترامپ نيز از پذيرش نهايي آن طفره مي‌رود. كريمي تناقض ميان ادعاي ترامپ درباره تاييد نهايي توافق ازسوي همه طرف‌ها و تكذيب صريح اين ادعا از جانب ايران را نشانه «شكنندگي» و «عدم قطعيت» فضاي ديپلماتيك موجود دانست. 

او درباره ادعاي تاييد چارچوب توافق ازسوي اسراييل نيز گفت آنچه رخ داده، نه يك تاييد واقعي، بلكه اظهارنظري صوري و از سر ناچاري است؛ اسراييل نسبت به اين توافق بالقوه عميقا ناخشنود است و نتانياهو آشكارا گفته هر توافقي بايد شامل برنامه موشكي و شبكه نيابتي ايران باشد؛ درخواستي كه تهران رد كرده و همين امر شكاف راهبردي ميان واشنگتن و تل‌آويو را عميق‌تر كرده است. 

كريمي نتيجه گرفت: در عمل، اسراييل تا حد زيادي از دايره تصميم‌گيري كنار گذاشته شده و تاييد ظاهري آن صرفا براي حفظ ظاهر اجماع و تحت فشار واشنگتن صورت گرفته؛ در مجموع، هيچ «توافق پايدار و برد-بردي» در افق ديده نمي‌شود و طرفين فقط يك آتش‌بس موقت و نقشه راه مبهمي ساخته‌اند كه اختلافات هسته‌اي را به آينده موكول مي‌كند. 

او تاكيد كرد: اين فضا نه يك توافق استراتژيك، بلكه نوعي «تعليق بازي» براي جلوگيري از فروپاشي كامل قواعد درگيري است و تا زماني كه امريكا بر حداكثرگرايي هسته‌اي و ايران بر بي‌اعتمادي نسبت به تعهدات امريكا پافشاري مي‌كنند، اساسا توافق برد-بردي شكل نخواهد گرفت.  به گفته او، آنچه ترامپ «تفاهم» مي‌نامد، چيزي جز يك مهلت تنفسي براي بازگشت جنگ فرسايشي و آغاز فاز بعدي مذاكرات بر سر مسائلي نيست كه اين‌بار اختلاف‌ها درباره آنها عميق‌تر از گذشته است.

در بخش ديگري، كريمي سناريوهاي پيشِ‌رو در صورت عدم پذيرش خواسته‌هاي حداكثري امريكا توسط ايران را بررسي كرد و «استراتژي ابهام» ترامپ را بخشي جدايي‌ناپذير از دكترين فشار حداكثري دانست كه هدف آن دستكاري فضاي رواني، حفظ ابتكار عمل در افكار عمومي و بازارهاي جهاني و وادار كردن ايران به مذاكره از موضع ضعف است.  به گفته او، جنگ تمام‌عيار محتمل‌ترين سناريو نيست و دو طرف به دلايل مختلف از ورود به آن اجتناب مي‌كنند. در صورت ناكامي مذاكرات و تداوم بن‌بست، سه سناريوي اصلي وجود دارد: تداوم وضعيت «نه جنگ، نه صلح» و «نبرد اراده‌ها» با آتش‌بس شكننده، حملات محدود متقابل و فشارهاي اقتصادي؛ سناريوي خوش‌بينانه‌ترِ تفاهمنامه موقت و آتش‌بس طولاني‌مدت با ميانجيگري كشورهايي مانند پاكستان و قطر كه در آن اختلافات هسته‌اي به آينده موكول مي‌شود و گشايش تدريجي تنگه هرمز در ازاي آزادي مشروط دارايي‌هاي ايران آغاز مي‌گردد و سناريوي بدبينانه‌تر ازسرگيري جنگ گسترده در پي يك رويداد تحريك‌آميز، هر چند اين گزينه چندان محتمل نيست.

او سپس به عواملي پرداخت كه جنگ تمام‌عيار را براي هيچ‌يك از طرفين «مطلوب» و «قابل مديريت» نمي‌كند: «بازدارندگي نامتقارن» و آمادگي بالاي ايران و استفاده از اهرم ژئوپليتيك؛ فشار افكار عمومي و نهادهاي قانون‌گذاري در امريكا كه با جنگ با ايران مخالف‌اند؛ عدم همكاري بسياري از كشورهاي منطقه با هرگونه عمليات گسترده عليه ايران از ترس حملات تلافي‌جويانه و شكاف راهبردي ميان امريكا و اسراييل. 

پنجمين عامل از نظر او، هزينه‌هاي سرسام‌آور اقتصادي تداوم بن‌بست و جنگ براي خود امريكاست؛ افزايش شديد قيمت انرژي و فشار بر اقتصاد جهاني تبعات مستقيمي براي جامعه و سياست داخلي امريكا دارد و طبيعي است كه واشنگتن تمايل نداشته باشد اين وضعيت بحراني را طولاني كند. 

كريمي جمع‌بندي كرد كه مجموع اين متغيرها باعث شده در عمل، تداوم وضعيت «فشار حداكثري همراه با ابهام راهبردي» محتمل‌تر از ورود به يك جنگ گسترده باشد؛ وضعيتي كه اگر به‌درستي مديريت نشود، مي‌تواند طولاني‌مدت، فرسايشي و پرهزينه باقي بماند.

اين استاد دانشگاه در ادامه، وضعيت كنوني تنگه هرمز را «نقطه كانوني رويارويي راهبردي ميان ايران و امريكا» توصيف كرد و گفت آنچه در اين گذرگاه حياتي مي‌گذرد، فقط يك منازعه نظامي نيست، بلكه تقابل دو منطق متفاوت در اعمال حاكميت بر اين آبراه است.

 به گفته كريمي، ايران اعلام كرده تنگه تا اطلاع ثانوي روي همه شناورها بسته است، در حالي كه فرماندهي مركزي امريكا اين ادعا را رد كرده و از تداوم تردد كشتي‌هاي تجاري خبر مي‌دهد؛ اما در واقع، تردد كشتي‌ها به كمتر از ۱۵درصد سطح عادي خود كاهش يافته، هر چند به صفر نرسيده است. او اين وضعيت را بازتاب «بازدارندگي نامتقارن» ايران دانست؛ يعني تهران با اتكا به مين‌هاي چسبنده، قايق‌هاي تندرو، موشك‌هاي ساحلي و پهپادهاي انتحاري، لايه‌اي از تهديد موثر و هزينه‌زا بر تردد دريايي تحميل كرده، بدون آنكه محاصره كامل كلاسيك برقرار كند. در مقابل، راهبرد واشنگتن بر «فشار نظامي هدفمند» از طريق محاصره دريايي برخي بنادر ايران، حملات متمركز به سامانه‌هاي پدافندي، رادارها و تاسيسات شناسايي در نزديكي تنگه و همچنين جنگ رواني، از‌جمله تهديد به تصرف جزيره خارك و كنترل بازار نفت ايران استوار است تا انتظارها درباره قيمت نفت را مديريت كند.

كريمي افزود: ايران در لايه‌هاي مختلف عمل مي‌كند و عملا از «بستن تنگه هرمز» به عنوان ابزار چانه‌زني استفاده مي‌كند؛ ايجاد نهادي جديد با عنوان «سازمان تنگه هرمز» امكان دريافت درآمد از كشتي‌هاي عبوري در قالب خدمات ايمني و زيست‌محيطي و اعطاي عبور ترجيحي به برخي كشورها مانند روسيه و چين را فراهم كرده، در حالي كه با كشتي‌هايي كه بدون هماهنگي قصد عبور دارند برخورد مي‌شود. كريمي وضعيت موجود را استمرار حالت «نه جنگ، نه صلح» دانست؛ وضعيتي كه در آن هر دو طرف انگيزه كافي براي ورود به جنگ تمام‌عيار ندارند. 

به گفته او، كنش احتمالي ايران در ادامه، تداوم بازدارندگي نامتقارن، كنترل هوشمندانه ترددها و دريافت عوارض خواهد بود و در مقابل، كنش احتمالي امريكا استمرار حملات محدود و هدفمند، تشديد محاصره دريايي و مديريت افكار عمومي و بازار انرژي از طريق جنگ روايت‌هاست.

 او خاطرنشان كرد: اگر در روزهاي آينده توافقي حاصل شود، احتمال كاهش بحران و حركت به سمت شرايط آرام‌تر وجود دارد، اما تا زمان تحقق چنين توافقي، تنگه هرمز همچنان صحنه اصلي اعمال فشار متقابل و نمايش بازدارندگي دو طرف باقي خواهد ماند.

در پايان، كريمي درباره احتمال ورود حوثي‌هاي يمن به جنگ در حمايت از ايران گفت: اين سناريو «كاملا محتمل» است، اما تحقق آن به تحولات آتي و محاسبات راهبردي خود اين گروه بستگي دارد. حوثي‌ها تاكنون از ورود همه‌جانبه به جنگ فعلي خودداري كرده و عمدتا به حملات نمادين بسنده كرده‌اند و اولويت اصلي‌شان تضمين يك توافق سياسي سودمند با عربستان براي پايان دادن به جنگ داخلي يمن است؛ هرچند فشار براي ورود آنها به ميدان جنگ نيز وجود دارد، زيرا اين گروه خود را جزيي از محور مقاومت مي‌داند و با تضعيف نسبي حزب‌الله ممكن است تلاش كند جايگاه خود را به عنوان قدرتمندترين بازوي اين محور تثبيت كند. او توضيح داد كه در صورت تشديد تنش‌ها، باتوجه به انتقال بخش عمده صادرات نفت عربستان از طريق خط لوله شرق- غرب به پايانه ينبع در درياي سرخ، حمله موفق حوثي‌ها به اين تاسيسات مي‌تواند ميليون‌ها بشكه نفت را از بازار خارج و دو گلوگاه حياتي جهان را همزمان مختل كند و هزينه‌هاي لجستيك و بيمه را به ‌شدت افزايش دهد. 

به گفته اين عضو هيات علمي، در مواجهه با اين سناريو، واشنگتن يك استراتژي تركيبي و چندلايه را دنبال مي‌كند: «فشار نظامي مستقيم و بازدارندگي» براي حفظ آزادي كشتيراني، تشكيل ائتلاف دريايي و بازدارندگي جمعي با استقرار ناوهاي جنگي متعدد در درياي سرخ و تلاش براي بازگرداندن نام حوثي‌ها به فهرست سازمان‌هاي تروريستي خارجي و استفاده از عربستان به عنوان بازيگر كليدي در تضمين امنيت خط لوله شرق -غرب و پايانه ينبع.  او تاكيد كرد: در صورت تداوم تنش‌ها و احساس تضعيف جدي ايران، احتمال تشديد حملات ازسوي حوثي‌ها «بسيار محتمل» است و ممكن است اين گروه تا مرز بستن كامل باب‌المندب پيش برود؛ اگر رويارويي ميان حوثي‌ها و امريكا به مواجهه مستقيم تبديل شود و همزمان تنش‌ها ميان واشنگتن و تهران ادامه يابد، اين جبهه جديد مي‌تواند به بحراني قطعي و شوكي عظيم براي اقتصاد جهاني بدل شود./ اعتماد



اخبار مرتبط

دیدگاه ها

افزودن دیدگاه


  • نظرات غیر مرتبط با موضوع خبر منتشر نمی شوند.
  • نظرات حاوی توهین و افترا منتشر نمی‌شوند.
  • لطفاً نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید.
نام:
پست الکترونیک:
متن:

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار هفته

پربحث ترین ها

سایر خبرها