کانال تلگرام ایران جیب
مدیران خودرو 777
مدیران خودرو 777
ایرانیان خودروایرانیان خودرو

10 جت جنگنده خطرناک که هرگز وارد خدمت شدند


کد خبر : ۱۳۶۳۳۹شنبه، ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۰:۴۳۴۵۵۹ بازدید

تاریخ هوانوردی شامل جت‌های جنگنده پیشرفته متعددی است که نوید تسلط را می‌دادند، اما پیش از خدمت پروژه‌های به خدمت گرفتن آن ...
10 جت جنگنده خطرناک که هرگز وارد خدمت شدند10 جت جنگنده خطرناک که هرگز وارد خدمت شدند

اقتصاد24: تاریخ هوانوردی شامل جت‌های جنگنده پیشرفته متعددی است که نوید تسلط را می‌دادند، اما پیش از خدمت پروژه‌های به خدمت گرفتن آن جنگنده‌ها در ناوگان هوایی لغو شدند. این پروژه‌ها طرح‌های نوآورانه‌ای را به نمایش گذاشتند، از قابلیت‌های رادارگریزی گرفته تا سرعت‌های مافوق صوت، اما مسائل مرتبط با بودجه، سیاست و رقابت پیشرفت آن‌ها را متوقف کردند.

جت‌های جنگنده اوج مهندسی و فناوری دفاعی را نشان می‌دهند، اما برخی از پیشرفته‌ترین طرح‌ها هرگز به خدمت عملیاتی نرسیدند. این هواپیما‌ها نوید سرعت، رادارگریزی یا تطبیق‌پذیری بی‌نظیری را می‌دادند، اما سیاستگذاری‌ها، هزینه‌ها و استراتژی‌های متغیر سرنوشت آن‌ها را پیش از آن که بتوانند تاریخ را رقم بزنند رقم زدند.

از اروپا تا آسیا و ایالات متحده پروژه‌هایی پدیدار شدند که محدودیت‌های هوانوردی را جابجا کردند. این جت‌های لغو شده در یکدیگر کماکان نماد‌های جاه‌طلبی هستند و نشان می‌دهند که چگونه سیاست و اقتصاد اغلب بر نوآوری‌های تکنولوژیکی محض غلبه می‌کنند.

 در ادامه به ۱۰ جت جنگنده از نوع خطرناک‌ترین جت‌ها خواهیم پرداخت که هرگز وارد خدمت نشدند:

۱- داسو میراژ ۴۰۰۰
داسو میراژ ۴۰۰۰ یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های جت جنگنده فرانسه بود که در اواخر جنگ سرد برای رقابت با اف-۱۵ ایگل آمریکایی و سوخو-۲۷ شوروی طراحی شد.

میراژ ۴۰۰۰ که به عنوان یک نوع بزرگتر و دو موتوره از میراژ ۲۰۰۰ توسعه یافته بود، سیستم‌های راداری پیشرفته، بُرد بیشتر و سیستم‌های اویونیک (الکترونیک هوانوردی) برتر را حمل می‌کرد که آن را به یک مدعی واقعی برتری هوایی تبدیل کرده بود.

این جت که اولین بار در سال ۱۹۷۹ پرواز کرد، سرعت، چابکی و ادغام سلاح‌های مدرن را نشان داد. برخلاف میراژ ۲۰۰۰ سبک، میراژ ۴۰۰۰ برای تسلط بر بُرد‌های طولانی در نظر گرفته شده بود و به فرانسه و متحدانش در درگیری‌های شدید برتری بالقوه‌ای می‌داد. علیرغم عملکرد چشمگیر داسو میراژ ۴۰۰۰ آن هواپیما هرگز به تولید کامل نرسید.

دلیل اصلی لغو آن موضوع هزینه بود. دولت فرانسه تصمیم گرفت بر روی میراژ ۲۰۰۰ کوچک‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر سرمایه‌گذاری کند و میراژ ۴۰۰۰ را به عنوان یک نمونه اولیه واحد باقی گذاشت. اولویت‌های سیاسی و بودجه‌ای در نهایت بر وعده یک جت بزرگ‌تر و توانمندتر غلبه کرد.

امروزه میراژ ۴۰۰۰ کماکان در موزه هوانوردی فرانسه نگهداری می‌شود و نمادی از جنگنده‌ای است که می‌توانست نسلی را برای اروپا تعریف کند. لغو آن تاکید می‌کند که چگونه انتخاب‌های استراتژیک و نه کاستی‌های فنی اغلب سرنوشت هواپیما‌های پیشرفته را تعیین می‌کنند.

داسو میراژ ۴۰۰۰
 

۲- جنگنده اسرائیلی لاوی
جنگنده اسرائیلی لاوی یکی از جسورانه‌ترین جنگی اسرائیل بود که در دهه ۱۹۸۰ میلادی به عنوان یک جنگنده چندمنظوره متناسب با نیاز‌های امنیتی منحصر بفرد اسرائیل توسعه یافت.

لاوی با بال دلتا با کانارد‌های جلویی (بالچه‌های کوچکی در جلوی هواپیما و دو طرف دماغه است که به عنوان "پیش‌بال" نیز شناخته می‌شود) کنترل‌های پیشرفته پرواز با سیم و سیستم‌های اویونیک پیشرفته، مانورپذیری و دقت استثنایی را در ماموریت‌های هوا به هوا و هوا به زمین نوید می‌داد.

این هواپیما اولین پرواز خود را در سال ۱۹۸۶ میلادی انجام داد و به سرعت خود را در آزمایش‌ها اثبات کرد. خلبانان به چابکی و سیستم‌های مدرن آن توجه کردند که باعث شده بود لاوی در سطح جنگنده‌های پیشرو دوران خود قرار گیرد. لاوی حتی به عنوان یک نامزد صادراتی قوی طراحی شده بود و به طور بالقوه با جت‌های آمریکایی در بازار‌های جهانی رقابت می‌کرد.

با این وجود، آن برنامه در آن زمان به گران‌ترین پروژه جنگی در تاریخ اسرائیل تبدیل شد. هزینه‌ها به شدت افزایش یافت و نگرانی‌ها در واشنگتن مبنی بر این که لاوی در فروش بین‌المللی با هواپیما‌های آمریکایی مانند اف-۱۶ رقابت خواهد کرد، افزایش یافت.

با افزایش فشار آمریکا، بحث‌های سیاسی داخلی و محدودیت‌های بودجه، آن برنامه در سال ۱۹۸۷ میلادی لغو شد. اگرچه "لاوی" هرگز وارد خدمت نشد، اما فناوری به کار رفته در ساخت آن هدر نرفت. نوآوری‌های آن بر سیستم‌های هواپیمایی بعدی اسرائیل، برنامه‌های موشکی و حتی پروژه‌های مشترک با ایالات متحده تاثیر گذاشت و تاثیر ماندگاری بر توسعه دفاعی مدرن گذاشت.

جنگنده اسرائیلی لاوی
 

۳- هاوکر سیدلی پی ۱۱۵۴
هاوکر سیدلی پی ۱۱۵۴ تلاش بلندپروازانه بریتانیا در دهه ۱۹۶۰ میلادی برای ساخت اولین جنگنده مافوق صوت با قابلیت برخاست و فرود عمودی در جهان بود. آن جت جنگنده که به عنوان جانشین هاریر در نظر گرفته شد، با هدف ترکیب عملکرد ۲ ماخ با قابلیت پرتاب عمودی طراحی شده بود، ترکیبی که می‌توانست نبرد هوایی و هوانوردی دریایی را متحول کند. آن هواپیما که برای نیروی هوایی سلطنتی و نیروی دریایی سلطنتی توسعه یافته بود، نوید تطبیق‌پذیری بی‌نظیری را می‌داد.

آن هواپیما برای ارائه رهگیری پرسرعت، پشتیبانی نزدیک هوایی و عملیات ناو هواپیمابر بدون نیاز به باند‌های طولانی طراحی شده بود. آن پروژه در صورت موفقیت بریتانیا را دهه‌ها در فناوری جنگنده‌ها جلوتر از سایر کشور‌ها قرار می‌داد. با این وجود، اختلافات سیاسی، تغییر اولویت‌های دفاعی و افزایش هزینه‌ها به سرعت آن برنامه را تضعیف کرد.

اختلافات بین نیروی هوایی سلطنتی و نیروی دریایی سلطنتی بر سر الزامات عملیاتی متفاوت، توسعه آن پروژه را پیچیده‌تر ساخت. دولت بریتانیا تا اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی تصمیم گرفت آن پروژه را به نفع پذیرش جنگنده آمریکایی مک‌دانل داگلاس اف-۴ فانتوم ۲ لغو کند. هاوکر سیدلی پی ۱۱۵۴ هرگز از مرحله طرح اولیه خارج نشد، اما چشم‌انداز آن بر مفاهیم برخاست عمودی آینده تاثیر گذاشت. آن هواپیما کماکان نمونه‌ای برجسته از چگونگی تزلزل نوآوری در هنگام برخورد جاه‌طلبی با سیاستگذاری و بودجه‌های محدود است. اگر آن پروژه موفق می‌شد، ممکن بود قدرت هوایی بریتانیا و ناتو را متحول سازد.

هاوکر سیدلی پی ۱۱۵۴
 

۴- میتسوبیشی ایکس-۲ شینشین
میتسوبیشی ایکس-۲ شینشین گام جسورانه ژاپن به دنیای فناوری جنگنده‌های نسل پنجم را رقم زد. آن هواپیما که به عنوان یک هواپیمای تحقیقاتی پیشرفته توسعه یافته بود، برای آزمایش شکل‌دهی پنهان‌کاری، موتور‌های تغییر بردار رانش و کنترل‌های پرواز با نور، ویژگی‌هایی که برای یک جنگنده پنهان‌کار بومی آینده در نظر گرفته شده بود، طراحی شده بود.

میتسوبیشی ایکس-۲ شینشین اولین پرواز خود را در سال ۲۰۱۶ میلادی به پایان رساند و توانایی ژاپن در طراحی و ساخت مستقل پلتفرم‌های پنهان‌کاری پیشرفته را اثبات کرد. میتسوبیشی ایکس-۲ شینشین که به یک رادار آرایه‌ای اسکن‌شده الکترونیکی فعال (AESA) (نوعی رادار پیشرفته است که به جای داشتن یک آنتن متحرک، دارای تعداد زیادی ماژول فرستنده - گیرنده ترانزیستوری است که پرتو‌های رادیویی را به صورت الکترونیکی هدایت می‌کنند) و مواد کامپوزیتی پیشرفته مجهز بود، ظرفیت ژاپن را برای رقابت با قدرت‌های پیشرو هوافضا به نمایش گذاشت.

پرواز‌های آزمایشی موفقیت‌آمیز آن جت چابکی، کاهش دید رادار و ظرفیت بالقوه مانور پیشرفته را نشان داد. علیرغم وعده‌های داده شده، آن هواپیما هرگز برای استقرار انبوه در نظر گرفته نشده بود. در عوض، میتسوبیشی ایکس-۲ شینشین به عنوان یک نمایشگر فناوری عمل کرد و استراتژی دفاعی بلندمدت ژاپن را هدایت کرد.

کمی پس از آن، توکیو تمرکز خود را به برنامه جهانی نبرد هوایی (GCAP) یک طرح مشترک جنگنده نسل ششم با بریتانیا و ایتالیا معطوف کرد. اگرچه میتسوبیشی ایکس-۲ شینشین هرگز به یک جنگنده عملیاتی تبدیل نشد، اما تاثیر آن ماندگار بود. داده‌ها و فناوری‌های به‌دست‌آمده از پروژه، پایه و اساس قدرت هوایی نسل بعدی ژاپن را بنا نهاد و تضمین کرد که آن کشور کماکان در خط مقدم توسعه جنگنده‌های پنهان‌کار و پیشرفته باقی بماند.

میتسوبیشی ایکس-۲ شینشین
 

۵- سوخو-۴۷ برکوت
سوخو-۴۷ برکوت به لطف طراحی بال‌های رو به جلو و رادیکال خود، یکی از چشمگیرترین نمونه‌های اولیه جنگنده‌ای بود که تاکنون ساخته شده است. آن هواپیما که در دهه ۱۹۹۰ توسعه یافت، با هدف آزمایش آیرودینامیک و مواد پیشرفته برای هواپیما‌های جنگی آینده روسیه ساخته شد.

طرح غیرمعمول بال و چابکی استثنایی به ویژه در زوایای حمله بالا به آن هواپیما قدرت مانور بی‌نظیری بخشید. سوخو-۴۷ که اولین بار در سال ۱۹۹۷ میلادی به پرواز درآمد، ویژگی‌هایی مانند موتور‌های تغییر بردار رانش، مواد کامپوزیتی و شکل‌گیری پنهان‌کاری را در خود جای داده بود. آن هواپیما در پرواز‌های آزمایشی عملکرد امیدوارکننده‌ای را نشان داد و مزایای آیرودینامیکی بال‌های رو به جلو را تایید کرد. با این وجود، آن طرح چالش‌های مهندسی قابل توجهی از جمله تنش ساختاری و پیچیدگی نگهداری را نیز ایجاد کرد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بودجه دفاعی محدودی را برای روسیه به همراه داشت و ادامه ساخت سوخو-۴۷ را بسیار پرهزینه ساخت. تنها یک نمونه اولیه تکمیل شد. در نهایت، آن برنامه لغو شد.

با این وجود، آن هواپیما شکست نخورد. فناوری‌های توسعه‌یافته در طول پروژه "برکوت" به طور مستقیم بر طراحی جنگنده نسل پنجم روسیه یعنی سوخوی سو-۵۷ تاثیر گذاشتند. امروزه سوخو-۴۷ به عنوان یک نقطه عطف منحصر بفرد در هوانوردی تجربی تلاشی جسورانه برای فاصله گرفتن از طرح‌های مرسوم شناخته می‌شود. میراث آن در فناوری جنگنده‌های مدرن روسیه زنده است، حتی اگر خود آن جت هرگز به خدمت گرفته نشده باشد.

سوخو-۴۷ برکوت

۶- میکویان میگ ۱.۴۴ فلت‌پک
میکویان میگ ۱.۴۴ که اغلب با نام مستعار "فلت‌پک" شناخته می‌شود، به عنوان پاسخ اتحاد جماهیر شوروی به جنگنده آمریکایی اف-۲۲ رپتور توسعه داده شد. آن جنگنده که در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی طراحی شد، قرار بود اولین جنگنده رادارگریز نسل پنجم واقعی آن کشور باشد که شامل بال‌های دلتا، کانارد‌های رو به جلو، موتور‌های تغییر بردار رانش و سیستم‌های پیشرفته پرواز با سیم بود.

آن پروژه به دلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که صنعت دفاعی روسیه را با کمبود شدید بودجه مواجه ساخت، با تاخیر همراه بود. زمانی که نمونه اولیه آن در سال ۲۰۰۰ میلادی بالاخره به پرواز درآمد، طراحی آن در مقایسه با پیشرفت‌های پیشین مدل‌های غربی قدیمی شده بود. آن هواپیما تنها یک پرواز رسمی را به پایان رساند و بیش‌تر به عنوان یک نشان دهنده فناوری عمل کرد و نه یک جت جنگی کارآمد.

میگ ۱.۴۴ علیرغم طول عمر کوتاه خود، ویژگی‌های نوآورانه‌ای در شکل‌دهی رادارگریز و مانورپذیری بالا را به نمایش گذاشت. تحلیلگران معتقدند که اگر آن جنگنده طبق برنامه تامین مالی و تولید می‌شد، می‌توانست روسیه را در توسعه جنگنده‌های رادارگریز پیشتاز سازد. در عوض، دولت روسیه تمرکز خود را بر روی برنامه رقیب سوخو یعنی PAK FA معطوف کرد که در نهایت منجر به تولید سوخو-۵۷ شد.

اگرچه میکویان میگ ۱.۴۴ هرگز وارد مرحله تولید نشد، اما کماکان گامی مهم در مسیر روسیه به سوی برتری هوایی مدرن بود. لغو آن پروژه نشان می‌دهد که چگونه فروپاشی اقتصادی و انتخاب‌های استراتژیک می‌تواند حتی پیشرفته‌ترین پروژه‌های نظامی را از مسیر خود خارج کند.

میکویان میگ ۱.۴۴ فلت‌پک

۷- جنگنده نورثروپ اف-۲۰ تایگرشارک
جنگنده نورثروپ اف-۲۰ تایگرشارک در دهه ۱۹۸۰ میلادی به عنوان یک جنگنده پیشرفته و سبک وزن که در درجه اول برای متحدان ایالات متحده طراحی شده بود توسعه یافت. اف-۲۰ که بر اساس جنگنده اف-۵ ملقب به "پرنده آزادی" ساخته شده بود، دارای یک موتور قدرتمند جنرال الکتریک اف۴۰۴ بود که به آن شتاب عالی، نسبت رانش به وزن بالا و عملکرد مافوق صوت می‌داد. هم چنین، آن هواپیما دارای سیستم‌های اویونیک مدرن، سیستم‌های راداری و توانایی شلیک موشک‌های فراتر از بُرد بصری بود که در جنگنده‌های صادراتی زمان خود غیرمعمول محسوب می‌شد.

خلبانان آزمایشی تایگرشارک را به دلیل قابلیت اطمینان، آمادگی سریع و هزینه‌های عملیاتی نسبتا پایین آن مورد تمجید قرار دادند. آن هواپیما قادر بود از بسیاری از هواپیما‌های موجود در کشور‌های شریک ایالات متحده پیشی بگیرد و تعادل قوی بین قیمت مناسب و اثربخشی رزمی ارائه دهد. نورثروپ آن جنگنده را به عنوان یک راه حل مقرون به صرفه برای کشور‌هایی که توانایی خرید جت‌های گران‌تر را نداشتند، به بازار عرضه کرد. علیرغم نقاط قوت فنی، جنگنده اف-۲۰ با موانع سیاسی و بازاری غیرقابل عبوری رو‌به‌رو بود. دولت ایالات متحده فروش اف-۱۶ فایتینگ فالکون را در اولویت قرار داد که از طریق توافق‌نامه‌های دفاعی با قیمت‌های یارانه‌ای به متحدان ارائه می‌شد. خریداران طبیعتا شبکه پشتیبانی گسترده‌تر و پشتوانه سیاسی اف-۱۶ را ترجیح می‌دادند و جنگنده اف-۲۰ بدون سفارش باقی ماند.

در نهایت، پروژه تایگرشارک لغو شد البته نه به دلیل نقص در طراحی بلکه به دلیل واقعیت‌های استراتژیک و اقتصادی. امروزه از آن جنگنده به عنوان یک جنگنده توانمند یاد می‌شود که هرگز فرصتی برای اثبات خود در خدمت پیدا نکرد.

جنگنده نورثروپ اف-۲۰ تایگرشارک

۸- مک‌دانل داگلاس A-۱۲ آونجر ۲
مک‌دانل داگلاس A-۱۲ آونجر ۲ یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های نیروی دریایی ایالات متحده در اواخر جنگ سرد بود. آن جت که به عنوان یک هواپیمای تهاجمی پنهان‌کار و مستقر در ناو هواپیمابر طراحی شده دارای شکل بال پرنده مثلثی متمایزی بود.

ماموریت آن جایگزینی با هواپیما‌های تهاجمی گرومن‌ای-۶ اینترودر قدیمی بود و یک پلتفرم حمله رادارگریز برای نیروی دریایی در دهه ۱۹۹۰ میلادی و پس از آن فراهم می‌کرد. مک‌دانل داگلاس A-۱۲ آونجر ۲ ویژگی‌های پیشرفته‌ای از جمله محفظه‌های داخلی تسلیحات، مواد پیشرفته جاذب رادار و قابلیت حمله دقیق در تمام شرایط آب و هوایی را وعده می‌داد.

اگر آن پروژه با موفقیت همراه بود، اولین جت پنهان‌کار عملیاتی با قابلیت پرتاب از ناو‌های هواپیمابر، دهه‌ها پیش از اف-۳۵ سی محسوب می‌شد. با این وجود، آن پروژه به سرعت با مشکلات غیرقابل عبوری مواجه شد. پیچیدگی طراحی منجر به مشکلات فنی جدی شد، در حالی که هزینه‌های توسعه از کنترل خارج شد.

تا سال ۱۹۹۱ میلادی میلیارد‌ها دلار برای آن پروژه هزینه شد، اما پیشرفت چندانی به همراه نداشت. دولت ایالات متحده پروژه مک‌دانل داگلاس A-۱۲ آونجر ۲ را لغو کرد امری که آن را به یکی از پرهزینه‌ترین شکست‌ها در تاریخ هوانوردی نظامی آمریکا تبدیل کرد.

اگرچه آن هواپیما هرگز پرواز نکرد، اما تحقیقات انجام شده در مسیر آن ساخت آن هدر نرفت. درس‌هایی که از مک‌دانل داگلاس A-۱۲ آونجر ۲ آموخته شد به برنامه‌های ساخت هواپیما‌های پنهان‌کار بعدی از جمله اف-۳۵ کمک کرد. با این وجود، مک‌دانل داگلاس A-۱۲ آونجر ۲ به عنوان یادآوری پرهزینه‌ای از خطرات دنبال کردن فناوری انقلابی بدون منابع کافی باقی مانده است.

مک‌دانل داگلاس A-۱۲ آونجر ۲

۹- نروثروپ وای اف-۲۳ بلک ویدو ۲
جنگنده نوئرثروپ وای اف-۲۳ بلک ویدو ۲ در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی به عنوان بخشی از رقابت جنگنده تاکتیکی پیشرفته نیروی هوایی ایالات متحده توسعه یافت. آن جنگنده که برای تضمین تسلط هوایی آمریکا در قرن بیست و یکم طراحی شده بود، در یکی از پرمخاطره‌ترین رقابت‌ها در تاریخ هوانوردی در مقابل لاکهید وای اف-۲۲ قرار گرفت. وای اف-۲۳ سریع‌تر و پنهان‌کارتر و با بُرد بیش‌تر نسبت به رقیب خود بود. طراحی براق و الماس‌شکل آن جنگنده تشخیص آن توسط رادار را به حداقل ممکن می‌رساند، در حالی که توانایی آن در پرواز سوپرکروز بدون استفاده از پس‌سوز موتور آن را به یک جنگنده پنهان‌کار پیشرفته تبدیل کرده بود.

بسیاری از مهندسان و تحلیلگران آن جنگنده را به ویژه از نظر پنهان‌کاری و کارایی در مقایسه با وای اف -۲۲ آینده‌نگرانه‌تر می‌دانستند. با این وجود، وای اف-۲۳ فاقد چابکی فوق‌العاده‌ای بود که نیروی هوایی ایالات متحده در آن زمان در اولویت قرار داده بود. لاکهید وای اف-۲۲ مانورپذیری برتر را در سناریو‌های نبرد هوایی از خود نشان داد و در ترکیب با روابط سیاسی قوی‌تر لاکهید در نهایت برنده شد. نیرو‌های هوایی آمریکا در سال ۱۹۹۱ میلادی وای اف-۲۲ را انتخاب کرد که به لاکهید مارتین اف-۲۲ رپتور تبدیل شد و نمونه‌های اولیه وای اف-۲۳ در انبار‌ها ناپدید شدند.

علیرغم از دست رفتن وای اف-۲۳، آن هواپیما کماکان در بین علاقمندان به هوانوردی یک افسانه باقی مانده است. بسیاری هنوز معتقدند که آن هواپیما نمایانگر طراحی پیشرفته‌تری بود که می‌توانست به ایالات متحده برتری تکنولوژیکی بیشتری در نبرد همراه با پنهانکاری بدهد.

نروثروپ وای اف-۲۳ بلک ویدو ۲

۱۰- لاکهید وای اف-۱۲
لاکهید وای اف-۱۲ یک نمونه اولیه رهگیر قابل توجه بود که در دهه ۱۹۶۰ میلادی از برنامه افسانه‌ای اس آر-۷۱ بلک برد توسعه یافت. وای اف-۱۲ که برای دفاع از حریم هوایی ایالات متحده در طول جنگ سرد طراحی شده بود، می‌توانست به سرعت‌هایی بیش از ۳ ماخ برسد که آن را به سریع‌ترین جت مسلح ساخته شده تاکنون تبدیل می‌کرد.

آن جت که به موشک‌های دوربرد AIM-۴۷ و یک سیستم رادار پیشرفته مجهز بود، قرار بود بمب‌افکن‌های شوروی را پیش از آن که بتوانند آمریکای شمالی را تهدید کنند، رهگیری کند. وای اف-۱۲ که اولین بار در سال ۱۹۶۳ میلادی پرواز کرد، در طول آزمایش عملکرد فوق‌العاده‌ای داشت. سرعت و قابلیت ارتفاع بی‌نظیر آن به آن هواپیما سطحی از دسترسی داد که هیچ هواپیمای جنگی دیگری به آن دست نیافته بود.

خلبانان تایید کردند که آن هواپیما می‌تواند تقریبا از هر دشمنی پیشی بگیرد و از آن فراتر رود. از نظر رزمی متوقف کردن آن هواپیما تقریبا غیرممکن بود. علیرغم وعده‌های داده شده آن برنامه لغو شد. هزینه‌ها بسیار بالا بود و جنگ ویتنام اولویت‌های ایالات متحده را به جای رهگیر‌های تخصصی به سمت جنگنده‌های چندمنظوره و همه‌کاره تغییر داد. تنها سه نمونه اولیه ساخته شد و آن هواپیما هرگز به تولید کامل نرسید.

حتی بدون ورود به خدمت، میراث وای اف-۱۲ عمیق بوده است. آن هواپیما به اعتبارسنجی سیستم‌ها و فناوری‌هایی که بعدا در اس آر-۷۱ استفاده شدند کمک کرد و بر مفاهیم پیشرفته رهگیر تاثیر گذاشت. آن هواپیما تا به امروز کماکان نمادی از سرعت، قدرت و محدودیت‌های جاه‌طلبی هوافضا در جنگ سرد محسوب می‌شود.

لاکهید وای اف-۱۲



اخبار مرتبط

دیدگاه ها

افزودن دیدگاه


  • نظرات غیر مرتبط با موضوع خبر منتشر نمی شوند.
  • نظرات حاوی توهین و افترا منتشر نمی‌شوند.
  • لطفاً نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید.
نام:
پست الکترونیک:
متن:

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار هفته

پربحث ترین ها

سایر خبرها