هفته گذشته عکسی از اتاق بیضی کاخ سفید در شبکههای اجتماعی وایرال شد؛ آنجا که دونالد ترامپ پشت میز کارش قرار گرفته بود و دیگر رهبران اروپایی چون کارمندان دفترش روبهرویش نشسته بودند و به حرفهایش گوش میدادند.
آیا رهبران اروپایی، متوجه این صحنه تحقیرآمیز نبودند؟ آیا نمیدانستند صحنه به عمد طوری طراحی شده تا هوس خودبزرگبینی و نخوت رئیسجمهوری آمریکا را برخلاف پروتکلهای تشریفاتی ارضا کند؟
بدون تردید آنها آگاه بودند. اما مساله این است که آنان منافع ملی کشورهای خود را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهند؛ آنچنان که هرگز آن را قربانی یک پاسخ احساسی نمیکنند.
بگذار تمنای کودکانه ابرقدرت جهان به این شکل تامین شود؛ اما منافع ملی کشور که با تجارت چند صدمیلیاردی با ایالات متحده گره خورده است، دست نخورده باقی بماند.
درد قضیه هم اینجاست. شاید اگر به خودشان بود و آنان نماینده کشورشان نبودند، حاضر نبودند در این صحنهآرایی مشارکت کنند؛ اما الان آنان فراتر از خودشان هستند. مسوولیت حقوقیشان فراتر از احساس شخصیشان است. آنان باید تحمل کنند تا منافع میلیونها شهروند کشورهایشان دستخوش تغییر نشود.
این رهبران فکر میکنند، رفتارهای سخیف غیردیپلماتیک ترامپ از منظر ناظران در نهایت نشاندهنده شخصیت اوست و کسی خردهای بر آنان نخواهد گرفت.
این اتفاق نه در یک کشور استبدادی، بلکه در آمریکایی رخ داده که پدران بنیانگذارش، وسواسی عمیق برای محدود کردن قدرت رئیسجمهوری داشتند.
امروز کشورهای دنیا با شناخت از خصوصیات ترامپ و پاسخ به مطالبات شخصی وی سعی میکنند تا زیانهای حاصل از تصمیمات وی را در سطح جهانی به حداقل برسانند و این شاید معقولترین الگوی تاکتیکی در مواجهه با ایالات متحده در این دوره باشد.
از این رو شاید برای برخی تعامل با آمریکای ترامپ سادهتر از اسلاف وی باشد.