کانال تلگرام ایران جیب

آخرین اخبار

فروشگاه اینترنتی مدیسه
تور لحظه آخری,تور کیش,تور دبی,تور آنتالیا,تور ترکیه,تور استانبول
صرافی آرز
هفته رویداد
آداک خودرو

بودجه سالانه دومی که دولت در آب نمک خوابانده است

کدخبر:۱۸۲۸۵سه شنبه، ۸ دی ۱۳۹۴ - ۱۲:۲۸:۴۷۲۸۴۳ بازدید

با به نتیجه رسیدن مذاکرات 1+5 و توافق نهایی برجام وقت آن رسیده که دولت با عزمی جدی‌تر به مشکلات داخلی اقتصاد بپردازد و زمینه را برای ...

با به نتیجه رسیدن مذاکرات 1+5 و توافق نهایی برجام وقت آن رسیده که دولت با عزمی جدی‌تر به مشکلات داخلی اقتصاد بپردازد و زمینه را برای رشد اقتصاد و بازار سرمایه فراهم کند.  این در حالی است که انتظارات برای تعیین تکلیف نرخ خوراک پتروشیمی‌ها و حل چالش‌های پیش روی این صنعت بیشتر از قبل می‌شود و از طرفی بودجه سال 95 و برنامه ششم توسعه را پیش رو داریم.  از سوی دیگر، کاهش قیمت نفت درآمدهای دولت را کاهش داده و قدرت مانور را برای دولت محدود کرده است.

اگر چه مشکل تحریم‌ها حل شده و درهای تازه‌ای به روی اقتصاد کشور باز می‌شود اما به نظر می‌رسد اقتصاد و بازار سرمایه با چالش‌های زیادی همراه است که سر و سامان دادن به آنها چند سال زمان می‌برد.در گفت‌وگویی با نوید خاندوزی،  مدیر سرمایه‌گذاری بیمه کوثر به تأثیر برخی برنامه‌های دولت بر بازار سرمایه و اقتصاد پرداختیم.
 

    


برنامه ششم توسعه چه تاثیری بر بازار سرمایه دارد؟

در مورد برنامه ششم موارد مختلفی را باید ذکر کرد. ابتدا باید دید در بخش‌هایی که مرتبط با بازار سرمایه است چه تحولاتی قرار است رخ بدهد. مثلا ما در برنامه ششم خواندیم سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح منحل می‌شود. هر چند این یک فرض است ولی ساتا یکی از بازیگران اصلی بازار است. نکته بعد اینکه خود دولت از برنامه فعلی خیلی مطمئن نیست. یعنی هنوز در بخش‌هایی از آن با مشکل مواجه شده است و تردید دارد.

بنابراین باید به این نکته توجه کرد که بحث آزاد سازی‌ها در قیمت نهاده‌های انرژی هم یک ریسک و هم یک فرصت است به‌عنوان مثال، برای برخی صنایع ما به‌خصوص صنایع انرژی‌بر ریسک است و برای برخی دیگر مانند صنایعی که فروشنده انرژی و نهاده‌ها هستند مانند شرکت‌های برقی یا پالایشی اثر مثبتی دارد و فرصت محسوب می‌شود. از این رو، برنامه ششم را نمی‌توان یک‌جانبه برای بازار سرمایه مفید یا مخل دانست.

نکته دیگر این است که متاسفانه در کشور قوانین اقتصادی و این‌چنینی خوب تصویب می‌شود ولی دولت‌ها با توجه به شرایط خود آن را تفسیر به رأی می‌کند. در این دولت نیز با اینکه قانون‌مداری بسیار سر و شکل بهتری گرفته ولی هنوز بازار سرمایه نمی‌تواند هیچ منطق منظمی از قانون‌ها را شاهد باشد. اگر به برنامه این دولت نگاهی بیندازیم، در نرخ خوراک، بهره مالکانه، بدهی دولت، نرخ دلار، بنزین، پرداخت یارانه و ‌هزار عدد دیگر دولت سرگردان است و بازارها را نیز سرگردان کرده است.

یکی از برنامه‌های دولت قطع وابستگی درآمدهای دولت به نفت است. برای عملی شدن این برنامه چه پیش نیازهایی لازم است؟

برنامه دولت برای قطع وابستگی به نفت به نظر بیشتر تحت تاثیر جبر قیمت نفت است. من به این قطع وابستگی چندان خوش‌بین نیستم. دولت در حال حاضر که قیمت نفت کم شده کمی از طریق فروش دارایی‌ها، مالیات و موارد دیگر را جبران کرده و البته از حق نگذریم روند وابستگی دولت به درآمد نفت کمتر شده است، ولی در حال حاضر در صورتی که قیمت نفت رشد کند دولت تدبیر و امید چه خواهد کرد؟

به نظر من دولت و شرایط کشور آنقدر چاله‌های بزرگ دارد که تا 10 سال آتی فکر کاهش وابستگی دولت به درآمد‌های نفتی به نظر می‌رسد بیشتر یک آرزو از سر اجبار کاهش قیمت نفت باشد تا یک برنامه. تا وقتی جوانان این کشور که دارایی‌های انسانی ما هستند، این طور بی‌انگیزه بوده و از کشور مهاجرت می‌کنند «تکیه به سایر دارایی‌ها به جای نفت» بیشتر شبیه شعار است.

چرا با وجود خبرها مبنی بر کاهش قیمت خوراک پتروشیمی‌ها، بازار نسبت به این خبر واکنش منفی نشان داد و روند قیمتی شرکت‌های پتروشیمی منفی بود؟

در مورد پتروشیمی‌ها به نظر هیچ بحثی از کاهش نرخ مطرح نشده و هنوز جدی نیست. متاسفانه وزیر نفت کشور با ادبیاتی پتروشیمی‌های واگذار شده را تهدید می‌کند که گویی تاکنون آنها رانت‌خواران بزرگ کشور بوده و مشکل بی‌پولی دولت، این شرکت‌ها هستند. کمی بیشتر دقت کنیم 70درصد سهامداران پتروشیمی و پالایشی‌ها به طور غیرمستقیم در دست خود دولت است و این به نظر من ناشی از یک بی‌تدبیری در بدنه دولت یا تخاصم خاص با یک نهاد خاص است که این‌گونه روی نرخ خوراک مانور‌های تبلیغاتی می‌دهند.

این دولت به این فکر نمی‌کند که دلارهای همین پتروشیمی‌ها بود که در دوران خاص کمک حال دولت بود.در مورد پتروشیمی‌ها دو عامل به نظر من موثر است یکی بحث بلاتکلیفی نرخ خوراک است. عامل دوم که مهم‌تر است افت قیمت اکثر محصولات پتروشیمی در دنیاست؛ از اوره گرفته تا متانول، پلی اتیلنی‌ها و...قیمت متانول کم‌کم به نقطه سربه سر نزدیک می‌شود. به نظر حقیر آیتم نرخ خوراک تا حدی اثر‌گذار است، بیش از آن آفت قیمت نفت و محصولات پتروشیمی است که در این گروه موثر بوده است.

تصویب قیمت نفت 40 دلاری و دلار 2997‌تومانی در بودجه سال 95 چه تاثیری بر شرکت‌های حاضر در بورس دارد؟

این روزها بحث قیمت نفت و بودجه و دلار بسیار جدی شده است. قبل از هر چیز به نظر من دولت دو بودجه را در برنامه‌های خود شکل داده است. بودجه اول بودجه‌ای ظاهری است که ما مشاهده می‌کنیم ولی بودجه دوم را در برنامه‌های پنهان خود دارد و آن را با سناریوی لغو تحریم‌ها و ورود پول‌های جدید به اقتصاد ایران گره زده است که به نظر به دلیل اینکه مطالبه عمومی و انتظارات مردم بالا نرود آن را به بیرون اعلام نکرده‌اند. ولی در مورد این بودجه باید گفت که هم درمورد قیمت نفت و هم نرخ دلار بودجه عجیبی است.

در نرخ نفت در حالی ۴۰ دلار دیده شده که برخی معتقدند، این نرخ دست بالا در نظر گرفته شده است ولی در مورد دلار ابهامات بیشتر است. در مورد دلار باید گفت، در حالی که نرخ دلار بازار ۳۶۵۰تومان و حتی در برخی مواد ۳۷۰۰ تومان است قیمت دلار مبادله‌ای هنوز تا پایان سال نرسیده از ۳۰۰۰تومان گذشته است، نرخ دلار زیر ۳۰۰۰تومان خیلی منطقی نیست. در سوی دیگر دولت سال بعد بحث تک نرخی کردن نرخ ارز را دارد.

دولت در اعلام سیاست‌های خود با ابهام عمل کرده و این موضوع مشخص نیست که دولت محاسبات برای شرکت‌ها را با نرخ مبادله‌ای می‌گیرد یا نرخ تصویب شده در بودجه. ولی اگر تسویه نرخ اعتبارات و تسهیلات برای شرکت‌ها به شکل ارزی و با نرخ ۳۰۰۰تومان باشد که بعید است، این طور باشد، اثر خوبی دارد.برای پالایشی‌ها به نظر رویداد بدی نیست هر چند تک‌نرخی شدن در نرخ‌های بالاتر بیشتر به سود این گروه بود.

حتی اگر دولت به سمت تک‌نرخی به ۳۴۰۰ و ۳۵۰۰تومان حرکت کند بیش از همه در بازار به سود این گروه و به ضرر وارد‌کنندگان نظیر خودروسازها خواهد بود. برای پتروشیمی‌ها اگر نرخ خوراک را با نرخ ۳۰۰۰تومان‌حساب کنند و آنها اجازه فروش دلار آزاد داشته باشد، مثل شرایط حال حاضر به سود آنها خواهد بود. در مجموع نفت ۴۰ و دلار ۳۰۰۰تومان‌بودجه به نسبت انقباضی است و کاهش کارهای عمرانی نیز روی اکثر بازاراست. در هیچ دوره‌ای نبوده که دولت بودجه عمرانی را کم کند و بودجه انقباضی باشد و بورس حرکت‌های تند داشته باشد.

به نظر باید صبر کرد و بودجه دوم و شرایط پس از لغو تحریم‌ها را بررسی کرد. انتظار بازار هم همین است و به بودجه شاید توجه زیادی نکند. هر چند طی دو سال گذشته بدترین و تلخ‌ترین دوران بورس زمانی بوده که دولت بودجه را به مجلس فرستاده و نمایندگان نیز با افزایش هزینه‌ها و عوارض‌ها و بسیاری از پرداخت‌ها روی بازار سرمایه فشار آورده‌اند.

این روزها شاهد افت قیمت اکثر شرکت‌های فعال در بورس به دلیل کاهش شدید قیمت جهانی نفت هستیم، اما با وجود این، صندوق‌های سرمایه‌گذاری که در صنعت پالایشگاهی در آمریکا و سایر بازار‌های پیشرفته فعالیت دارند سودده بوده‌اند و توانسته‌اند درآمد خوبی کسب کنند. چرا آنها با افت قیمت نفت سود می‌برند اما پالایشگاه‌های ما با کاهش سودآوری و قیمت همراه می‌شوند در حالی‌که تاثیر کاهش قیمت جهانی نفت بر تمام پالایشگاه‌های دنیا یکسان است؟

جواب این سوال بسیار پیچیده است و البته بخش‌های مهمی از آن فنی. اول اینکه به نظر سود صندوق‌ها و شرکت‌های نفتی رشد نکرده است و سود آنها نیز کاهشی بوده ولی ممکن است مثل شرکت‌های ما هنوز به زیان نرسیده باشند. اگر عزیزان ناراحت نشوند به نظر من صنعت پالایشی کشور صنعت بخشنامه‌ای است و شرکت‌ها و سهامداران عمده هیچ اختیاری در سود و زیان شرکت‌ها ندارند. سود و زیان شرکت پخش و پالایش را بخشنامه‌ها و قیمت‌ها تعیین می‌کند. در همه جای دنیا نرخ‌های بهای تمام شده و نرخ محصولات از تابع خاصی پیروی می‌کند مرجع مشخص دارد.

کسی با دستور نرخ مشخص نمی‌کند و سلیقه‌ای رفتار نمی‌شود.ولی این حالت در داخل کشور از بین رفته است. در همه جای دنیا این شرکت‌ها براساس کرک اسپرد تحلیل می‌شوند، ولی در داخل این نوع تحلیل‌ها به دلیل اعلام نرخ دستوری و از بالا به پایین از بین رفته است. به نظر جواب این سوال را باید در وزارت نفت جست‌وجو کرد جایی که کمی مغرضانه به این صنعت نگاه می‌شود.

شاید اگر این صنعت خصوصی نمی‌شد یا به دولتی‌هایی که مورد اعتماد وزارت نفت و دولت فعلی بود واگذار می‌شد، امروز درجه مهربانی نرخ‌گذاری‌ها بیشتر احساس می‌شد، ولی در حال حاضر به این صنایع و شرکت‌های خصوصی شده حوزه نفت بیشتر به دیدگاه فرزند ناتنی این اقتصاد نگاه می‌شود. به نظر پاسخ این سوال را بیشتر باید در وزارت نفت جست‌وجو کرد.

کانال تلگرام ایران جیب



دیدگاه ها

کیارش: 1394/10/812:42:01،
59
10
چه خوش خیالأ !!
آب نمک را باکیک زرد قاطی کنند وخودشان نوش جان کنند ،نه مردم بیچاره !
فوق لیسانس مکانیک بیکار: 1394/10/822:11:32،
26
11
29سالمه
با یارانه زندگی میکنم با روزی یه نان سنگک
خدایا چیکار کنم
خسته شدم دیگه
مجید: 1394/10/812:53:29،
74
10
خواستم بگم این دولت مردا رو که به فکر مردم نیستن و ظلم میکنن رو به خدا واگذار میکنم
یکم که فکر کردم دیدم من و مردم ایران به فکر خودمون نیستیم و برای رهایی از این ظلم کاری نمیکنیم از خدا چه انتظارای داریم؟!

ما خودمون با دست خودمون اینها رو بر سرنوشت و زندگیمون مسلط کردیم!

چه اصولگرا چه اصلاح طلب
صنعتگر: 1394/10/813:23:53،
61
11
داريم ميرسيم سرپل خر گيري. دولت علت گراني ارز را دوسفر زيارتي و سياحتي اربعين و ژانويه ميدانست و اعلام كرد نرخ ارزي مثل دلار دوباره به 3300 و چه بسا شايد 3200 برميگردد. ببينيم دولت راستگويان از هفته اينده چه بهانه اي براي ارز فروشي خود مياورند. البته من توليد كننده هم موافق ارزاني ارز هستم و نمي دانم دولت براي سود خود چرا منت سر من توليدكننده ميگذارد كه ارز گران به نفع من است درحاليكه خروجي توليد من گرانتر از نوع خارجي ميشود.
علیرضا کریمی: 1394/10/817:49:40،
16
13
دولت در زمینه یک نرخی کردن ارز راه اشتباهی را میرود. هدف دولت رساندن نرخ ارز دولتی به نرخ بازار است که با توجه به اینکه نرخ بازار آزاد را که نمیتواند پائین بیاورد لذا نرخ دولتی را با شیبی ملایم هر روز افزایش میدهد. دولت یک نکته کوچکی را فراموش کرده است و آن این است که عکس العمل بازار نیز نرخ ارز را بالاتر میبرد و درنتیحه پس از چند ماه باز همین اختلاف قیمت وجود خواهد داشت با این فرق که افزایش قیمت از جیب مردم خالی شده و مردم از لحاظ اقتصادی ضعیفتر خواهند شد. هرجند که در این صورت خزانه دولت افزایش مییابد ولی مردم فقرتر و دوران رکود اقتصاد حاکم بر کشور نیز افزایش خواهد یافت.
بنابراین بهترین چاره کار همان تثبیت نرخ دولتی در حدود 3000 تومان است که هرچند دولت در کوتاه مدت زیان خواهد دید ولی برای شکوفائی اقتصاد و گذار از دوران رکود در کشور بهترین راه میباشد.
یا حق: 1394/10/910:24:29،
19
10
این سخنان هیچ توجیه اقتصادی ندارد ! شاخص های اقتصادی
نشان میدهد که کشور روزبروز فقیرتر می شود و پی آمد آن کاهش ارزش پول ملی است با تعیین دستوری قیمت ارز باعث
جهش ناگهانی آن می شویم که اوضاع را بدتر می کند !
یاهو: 1394/10/909:39:59،
20
10
همه در حوزه اقتصاد حرف می زنند و انگار مشکل کشور فقط اقتصاد است ! بدون حذف موانع رشد وتوسعه در سایر بخشهای
اجتماعی و سیاسی و...... در امور اقتصادی هم بهبودی حاصل نخواهد شد ! متاسفانه سخن گفتن از سایر بخش ها ممنوع است
و گوینده با انواع اتهامات مانند نفوذی و فتنه گرو.....مواجه میشود.
حقوق بگير: 1394/10/916:25:06،
16
11
تا چند ماه پيش اختلاف دلار مبادله اي و آزاد حدود 300 تومان بود و الان به 600 تومان رسيده است ، چه كسي جز رانت خواران وزارت صنعت و بانك مركزي و دلالان ارز و ساير پسرخاله ها از اين وضعيت سود مي برد. خريد كالا با ارز به قيمت مبادله اي و فروش با قيمت ارز آزاد؟؟؟؟
راهكار اصلي نجات اقتصاد ايران شناسايي و بيرون كردن عوامل ناسالم و رانت خوار و دلال از نهادهاي اقتصادي نظير بانك مركزي ، وزارت نفت ، وزارت اقتصاد ، وزارت صنعت و تجارت و غيره هست كه با ظاهرسازي بيش از 30 سال است بر تخريب اقتصاد ايران همت كرده اند و به آرمانهاي خود هم نزديك هستند.
آيا اين 37 سال كه مدام قيمت ارز گران شد نتيجه اي به جز بدتر شدن كسري بودجه ، تشديد ركود، تشديد خام فروشي به عنوان صادرات و نزول رفاه مردم داشته است كه به ادامه اين روش تا نابودي كامل كشور اصرار داريد. شرمتان باد

افزودن دیدگاه


  • نظرات غیر مرتبط با موضوع خبر منتشر نمی شوند.
  • نظرات حاوی توهین و افترا منتشر نمی‌شوند.
  • لطفاً نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید.
نام:
پست الکترونیک:
متن:
در صورتی که تمایل دارید بعد از تایید از طریق ایمیل به شما اطلاع داده شود ، علامت بزنید

در صورتی که تمایل دارید بعد از پاسخ به نظر شما از طریق ایمیل به شما اطلاع داده شود، علامت بزنید
تور لحظه آخری
ایران تلنت
نگین خودرو
آیسان پرواز

پربازدیدترین اخبار هفته

پربحث ترین ها

آسایشگاه خیریه
تور لحظه آخری
تورآنتالیا