رکود شدید در بازار پوشاک

دوشنبه، ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۲:۵۶
کدخبر:۱۴۷۹۷۶

صنعت نساجی و پوشاک ایران در شرایطی قرار گرفته که هم‌زمان با افزایش هزینه‌های تولید، قدرت خرید خانوارها نیز کاهش یافته است. در چنین شرایطی، تقاضا برای پوشاک تغییر کرده و مصرف‌کنندگان بیش از گذشته به قیمت، کیفیت و دوام کالا توجه می‌کنند. کارشناسان معتقدند عبور از این وضعیت نیازمند بازنگری در کل زنجیره ارزش صنعت، از تأمین مواد اولیه و تولید تا توزیع و فروش است.

 

قدرت خرید، الگوی خرید پوشاک را تغییر داد

به گزارش ایران جیب به نقل از خبرگزاری تسنیم، صنعت نساجی و پوشاک یکی از زنجیره‌های گسترده تولید در کشور است که از تأمین مواد اولیه، ریسندگی و بافندگی آغاز می‌شود و مراحل رنگرزی، طراحی، برش، دوخت، بسته‌بندی، توزیع و خرده‌فروشی را در بر می‌گیرد.

در شرایط فعلی، مشکل اصلی صنعت صرفاً کمبود ظرفیت تولید نیست؛ بلکه افزایش هزینه تمام‌شده در کنار کاهش قدرت خرید مصرف‌کننده، رابطه میان تولید و تقاضا را با چالش مواجه کرده است.

پوشاک در مقایسه با کالاهای کاملاً ضروری، نسبت به تغییر درآمد و قیمت حساسیت بیشتری دارد. زمانی که سهم هزینه‌هایی مانند مسکن، خوراک، درمان، آموزش و حمل‌ونقل در بودجه خانوار افزایش پیدا می‌کند، خرید پوشاک معمولاً به تعویق می‌افتد یا مصرف‌کننده به سراغ کالاهای کاربردی‌تر و بادوام‌تر می‌رود.

به همین دلیل، مشتریان اکنون پیش از خرید توجه بیشتری به جنس پارچه، کیفیت دوخت، ماندگاری رنگ، دوام و تناسب قیمت با کیفیت محصول دارند.

 

هزینه تولید؛ چالش اصلی زنجیره نساجی

تولید پوشاک تنها به فعالیت یک کارگاه دوخت محدود نمی‌شود. قیمت و کیفیت نخ بر بافندگی اثر می‌گذارد، کیفیت پارچه بر مراحل رنگرزی و تکمیل تأثیر دارد و مشخصات پارچه نیز طراحی، برش و دوخت محصول نهایی را تعیین می‌کند.

هرگونه اختلال در یکی از این حلقه‌ها می‌تواند موجب افزایش ضایعات، دوباره‌کاری، تأخیر در تولید و در نهایت افزایش قیمت محصول شود.

به همین دلیل، کاهش هزینه در یک بخش به تنهایی نمی‌تواند مشکل صنعت را حل کند و لازم است کل زنجیره ارزش به صورت یکپارچه مدیریت شود.

 

نوسان مواد اولیه، تولید را دشوار کرده است

یکی از مشکلات تولیدکنندگان، تأمین مواد اولیه با قیمت و زمان تحویل نامشخص است. وقتی تولیدکننده نتواند زمان و هزینه خرید مواد اولیه را پیش‌بینی کند، برنامه‌ریزی برای تولید و فروش نیز دشوار می‌شود.

از سوی دیگر، وابستگی بخشی از مواد اولیه، رنگ‌های تخصصی، مواد شیمیایی، الیاف خاص، قطعات یدکی و ماشین‌آلات به واردات باعث شده نوسانات ارزی نیز مستقیماً و غیرمستقیم بر هزینه‌های تولید اثر بگذارد.

حتی تولیدکنندگانی که بیشتر مواد اولیه خود را از داخل تهیه می‌کنند، ممکن است از افزایش نرخ ارز تأثیر بپذیرند؛ زیرا تأمین‌کنندگان داخلی نیز برای تجهیزات، قطعات یا برخی نهاده‌های خود به واردات وابسته هستند.

 

نوسازی ماشین‌آلات بدون تأمین مالی دشوار است

فناوری و بهره‌وری تجهیزات یکی دیگر از عوامل مهم در وضعیت صنعت نساجی است. ماشین‌آلات جدید می‌توانند میزان ضایعات را کاهش دهند، کیفیت تولید را افزایش دهند، سرعت پاسخ‌گویی به سفارش‌ها را بالا ببرند و مصرف انرژی را مدیریت کنند.

با این حال، نوسازی تجهیزات تنها با خرید ماشین‌آلات محقق نمی‌شود. آموزش نیروی انسانی، تعمیر و نگهداری، دسترسی به قطعات و استفاده از نرم‌افزارهای مدیریت تولید نیز باید هم‌زمان توسعه پیدا کند.

بخش قابل توجهی از واحدهای تولید پوشاک کوچک و متوسط هستند و توان مالی کافی برای نوسازی مستقل تجهیزات را ندارند. استفاده از روش‌هایی مانند لیزینگ ماشین‌آلات، تأمین مالی زنجیره‌ای، ایجاد مراکز خدمات مشترک و استفاده اشتراکی از تجهیزات می‌تواند به این واحدها کمک کند.

 

کمبود سرمایه در گردش، فشار دیگری بر تولیدکنندگان

فاصله میان خرید مواد اولیه، تولید، توزیع و دریافت پول فروش باعث شده سرمایه در گردش به یکی از نقاط حساس صنعت تبدیل شود.

فروش مدت‌دار، افزایش زمان وصول مطالبات و باقی ماندن کالا در شبکه توزیع می‌تواند نقدینگی تولیدکننده را تحت فشار قرار دهد. در صورتی که بنگاه برای جبران این فاصله به منابع مالی گران‌قیمت متوسل شود، هزینه تأمین مالی نیز در قیمت نهایی محصول منعکس خواهد شد.

ابزارهایی مانند اعتبار خرید مواد اولیه، فاکتورینگ، تأمین مالی مبتنی بر سفارش و اعتبارسنجی زنجیره‌ای می‌توانند بخشی از این فشار را کاهش دهند.

 

فروش اینترنتی؛ فرصت جدید برای تولیدکنندگان

در کنار مشکلات تولید، ساختار توزیع پوشاک نیز در حال تغییر است. فروش سنتی معمولاً شامل چندین حلقه واسطه از تولیدکننده تا بنکدار، توزیع‌کننده و فروشنده نهایی است که هر کدام هزینه‌هایی مانند حمل‌ونقل، انبارداری، اجاره و نیروی انسانی را به قیمت کالا اضافه می‌کنند.

گسترش فروش اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی این امکان را ایجاد کرده که تولیدکننده ارتباط مستقیم‌تری با مشتری داشته باشد و بخشی از واسطه‌ها حذف شوند.

البته فروش آنلاین صرفاً به راه‌اندازی یک صفحه در شبکه‌های اجتماعی یا فروشگاه اینترنتی محدود نمی‌شود. مدیریت موجودی، تصاویر مناسب، ارائه مشخصات دقیق، جدول اندازه، ارسال منظم و امکان تعویض یا مرجوعی از الزامات این شیوه فروش است.

 

مشکل سایزبندی مانع رشد فروش آنلاین پوشاک

یکی از چالش‌های جدی فروش اینترنتی پوشاک، نبود استاندارد مشترک در اندازه لباس‌هاست. تفاوت الگوهای تولیدی باعث می‌شود مشتری در انتخاب سایز دچار تردید شود و احتمال تعویض یا مرجوعی کالا افزایش پیدا کند.

ارائه جدول دقیق اندازه‌ها، توضیح نوع برش و ویژگی پارچه و استفاده از اطلاعات واقعی مصرف‌کنندگان می‌تواند اعتماد مشتری به خرید اینترنتی را افزایش دهد.

استانداردسازی سایزها در این بخش می‌تواند علاوه بر افزایش رضایت مشتری، هزینه‌های مربوط به تعویض و مرجوعی کالا را نیز کاهش دهد.

 

رقابت با کالاهای بدون شناسنامه

یکی دیگر از چالش‌های صنعت پوشاک، رقابت تولیدکنندگان رسمی با کالاهایی است که خارج از شبکه رسمی تولید یا توزیع می‌شوند.

تولیدکننده رسمی هزینه‌هایی مانند مالیات، بیمه، رعایت استانداردها، کنترل کیفیت و ثبت برند را پرداخت می‌کند؛ در حالی که برخی کالاهای خارج از شبکه رسمی ممکن است از بخشی از این هزینه‌ها عبور کنند.

برای مقابله با این مشکل، کنترل صرف در سطح خرده‌فروشی کافی نیست و لازم است مبادی ورود، شبکه‌های عمده توزیع، اسناد تجاری و امکان رهگیری کالا نیز مورد توجه قرار گیرد.

 

برند ایرانی؛ حلقه‌ای که هنوز ظرفیت رشد دارد

برندسازی در صنعت پوشاک فقط به داشتن یک نام و لوگو محدود نمی‌شود. کیفیت ثابت، سایزبندی مناسب، دوام، طراحی، بسته‌بندی، اصالت کالا و پاسخ‌گویی به مشتری، همگی بخشی از ارزش یک برند هستند.

بسیاری از واحدهای داخلی از توان تولید مناسبی برخوردارند، اما ضعف در طراحی محصول، بازاریابی، بسته‌بندی و ارتباط با مشتری باعث می‌شود نتوانند ارزش افزوده متناسب با کیفیت تولید خود ایجاد کنند.

حرکت از تولید بدون نام و سفارشی به سمت محصولات شناسنامه‌دار می‌تواند سهم بیشتری از ارزش افزوده را در داخل زنجیره تولید نگه دارد.

 

صادرات پوشاک نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت است

بازارهای منطقه‌ای می‌توانند فرصت مهمی برای توسعه صنعت نساجی و پوشاک ایران باشند. نزدیکی جغرافیایی و برخی اشتراکات فرهنگی، از ظرفیت‌های موجود برای حضور در بازارهای منطقه محسوب می‌شود.

با این حال، صادرات پایدار تنها با حضور مقطعی در نمایشگاه‌ها یا فروش محدود شکل نمی‌گیرد. شناخت بازار هدف، رعایت استانداردها، ثبات کیفیت، طراحی متناسب با سلیقه مشتری، بسته‌بندی مناسب و تحویل به‌موقع از الزامات حضور پایدار در بازارهای خارجی است.

در نهایت، آینده صنعت نساجی و پوشاک به توانایی این بخش برای حرکت از تولید سنتی و تیراژمحور به سمت تولید مبتنی بر تقاضا، داده و بهره‌وری وابسته است. کاهش هزینه‌های تولید، تأمین مالی مناسب، نوسازی تجهیزات، توسعه فروش دیجیتال، تقویت برندهای داخلی و ایجاد رقابت منصفانه می‌تواند به افزایش قدرت رقابت تولیدکنندگان کمک کند.