پایان اهرم ایران در تنگه هرمز؟

یکشنبه، ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۷:۵۶
کدخبر:۱۴۷۴۳۴

به گزارش ایران جیب از دنیای اقتصاد، افزایش تدریجی عبور محموله‌های نفتی از تنگه هرمز این پرسش را پررنگ کرده است که آیا ایران همچنان می‌تواند از این آبراه مهم به‌عنوان یکی از ابزارهای فشار خود بر آمریکا و بازار جهانی نفت استفاده کند یا خیر.

با وجود افزایش تردد نفتکش‌ها و انتقال محموله‌ها به روش‌های جایگزین، شواهد موجود نشان می‌دهد که تنگه هرمز هنوز به شرایط عادی قبل از جنگ بازنگشته است. در واقع، آنچه تغییر کرده بیشتر شیوه عبور نفت است تا بازگشت کامل امنیت و ثبات به این مسیر حیاتی.

عبور نفت؛ اما با هزینه بیشتر

بر اساس داده‌های منتشرشده از سوی شرکت‌های ردیابی کشتیرانی، در روز جمعه 4 سپتامبر دست‌کم 17 عملیات انتقال کشتی‌به‌کشتی در دریای عمان انجام شده که مجموع محموله‌های جابه‌جا شده در آنها به حدود 24 میلیون بشکه نفت خام و محموله‌های LNG و LPG رسیده است.

همزمان، چندین نفتکش نیز با پشتیبانی و اسکورت نیروهای آمریکایی در حال آماده‌شدن برای عبور از تنگه هرمز بوده‌اند.

این اتفاق به معنای بازگشت هرمز به وضعیت عادی نیست. بخشی از نفت ابتدا توسط نفتکش‌های کوچک‌تر از محدوده خلیج‌فارس خارج شده و سپس در دریای عمان به کشتی‌های بزرگ‌تر منتقل می‌شود.

در نتیجه، مسیر انتقال نفت همچنان فعال است، اما با تغییر مسیر، افزایش زمان، ریسک و هزینه.

آیا مهم‌ترین اهرم ایران از بین رفته است؟

یکی از استدلال‌های مطرح این است که آمریکا توانسته با حضور نظامی در منطقه و ایجاد سازوکارهای جدید برای انتقال نفت، اثرگذاری تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز را کاهش دهد.

برآوردهای بازار نیز نشان می‌دهد جریان صادرات نفت و فرآورده‌های منطقه به حدود 15 تا 16 میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که نسبت به پایین‌ترین سطح بحران افزایش محسوسی دارد، اما هنوز با شرایط پیش از جنگ فاصله دارد.

بنابراین نمی‌توان گفت هرمز کاملاً بازگشته است.

حتی داده‌های مربوط به تعداد کشتی‌های عبوری نیز نشان می‌دهد تردد در این آبراه همچنان پایین‌تر از سطح معمول قرار دارد. خاموش بودن سیستم AIS برخی کشتی‌ها، اندازه‌گیری دقیق را دشوار کرده، اما کاهش محسوس تردد همچنان قابل مشاهده است.

بازار نفت هنوز به هرمز حساس است

واکنش قیمت نفت نیز نشان می‌دهد بازار هنوز ریسک هرمز را جدی می‌گیرد.

با افزایش تنش‌های نظامی، قیمت نفت برنت در مقاطعی از مرز 90 دلار عبور کرده و حتی به محدوده 97 دلار رسیده است. در عین حال، ایجاد مسیرهای جایگزین و انتقال کشتی‌به‌کشتی باعث شده بازار با کمبود کامل نفت مواجه نشود.

به عبارت دیگر، بحران هرمز ممکن است از «کاهش عرضه نفت» به «افزایش هزینه انتقال نفت» تغییر ماهیت داده باشد.

افزایش هزینه بیمه، انتظار نفتکش‌ها، تغییر نوع کشتی، عملیات انتقال کشتی‌به‌کشتی، ازدحام در مسیر و نیاز به اسکورت نظامی، همگی هزینه نهایی انتقال هر بشکه نفت را افزایش می‌دهند.

3 سناریو برای آینده هرمز

سناریوی اول؛ بازگشت تدریجی به مذاکره

اگر جریان صادرات در محدوده 14 تا 16 میلیون بشکه در روز باقی بماند، اما آمریکا برای حفظ امنیت مسیر همچنان مجبور به حضور نظامی گسترده باشد، احتمال حرکت تدریجی طرفین به سمت مذاکره افزایش می‌یابد.

در این شرایط، هزینه حفظ امنیت هرمز می‌تواند به عاملی برای کاهش تنش تبدیل شود.

سناریوی دوم؛ تثبیت کنترل آمریکا

اگر اسکورت نفتکش‌ها ادامه پیدا کند و حجم عبور کشتی‌ها به سطح نزدیک‌تری به دوران پیش از جنگ برسد، آمریکا می‌تواند نشان دهد که توانسته جریان انرژی از هرمز را مدیریت کند.

در این حالت، واشنگتن ممکن است فشارهای اقتصادی و سیاسی خود علیه ایران را برای گرفتن امتیازات بیشتر ادامه دهد.

سناریوی سوم؛ بازگشت بحران به بازار نفت

در مقابل، اگر حملات، مین‌گذاری یا ناامنی در منطقه افزایش پیدا کند و جریان نفت دوباره به شکل محسوسی کاهش یابد، بازار می‌تواند بار دیگر ریسک کمبود عرضه را در قیمت نفت لحاظ کند.

در چنین شرایطی، هزینه ادامه حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز افزایش خواهد یافت و مذاکره با ایران ممکن است از نظر اقتصادی گزینه کم‌هزینه‌تری باشد.

اهرم ایران از بین نرفته؛ تغییر شکل داده است

ماجرا را نمی‌توان صرفاً با این گزاره خلاصه کرد که «آمریکا هرمز را باز کرده و اهرم ایران از بین رفته است».

واقعیت پیچیده‌تر است. نفت در حال عبور است، اما این عبور هنوز با شرایط عادی فاصله دارد. آمریکا توانسته بخشی از جریان انرژی را حفظ کند، اما برای این کار به ترکیبی از حضور نظامی، اسکورت نفتکش‌ها و روش‌های پیچیده لجستیکی نیاز دارد.

بنابراین اهرم ایران ممکن است از «توان بستن تنگه» به «توان افزایش هزینه و ریسک عبور از تنگه» تغییر کرده باشد.

در نهایت، میزان موفقیت هر طرف به این بستگی دارد که این وضعیت اضطراری تا چه مدت ادامه پیدا کند و هزینه حفظ آن برای آمریکا، ایران و بازار جهانی انرژی چقدر افزایش یابد.