نسخه جدید بنزینی؛ تغییر مسیر به جای شوک

شنبه، ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱:۴۵
کدخبر:۱۴۷۳۹۵

به گزارش ایران جیب، دولت در حال بررسی مجموعه‌ای از سیاست‌های تدریجی برای مدیریت مصرف بنزین است؛ سیاست‌هایی که قرار است بدون ایجاد شوک ناگهانی، رشد مصرف را کنترل و بخشی از ناترازی سوخت را کاهش دهد.

میانگین مصرف روزانه بنزین در 8 روز نخست شهریور به بیش از 148 میلیون لیتر رسیده است؛ رقمی که بار دیگر مسئله فاصله میان مصرف، تولید و توان تأمین پایدار بنزین را به یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست‌گذار تبدیل کرده است.

اصلاح بنزین فقط افزایش قیمت نیست

در شرایطی که افزایش قیمت بنزین همواره با حساسیت اجتماعی همراه بوده، دولت به‌دنبال استفاده از مجموعه‌ای از ابزارها برای مدیریت مصرف است. اصلاح سهمیه‌ها، ساماندهی کارت‌های سوخت، شناسایی مصرف‌های غیرعادی، توسعه CNG، افزایش خودروهای دوگانه‌سوز و مقابله با قاچاق از جمله گزینه‌های مطرح هستند.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، نیز بر اجرای تدریجی سیاست‌های مدیریت مصرف و پرهیز از تصمیم‌های شوک‌آور تأکید کرده است.

یکی از سناریوهای قابل بررسی، اصلاح تدریجی نرخ بنزین آزاد در کنار اختصاص اعتبار جبرانی به گروه‌هایی است که خودرو ابزار اصلی کسب درآمد آنها محسوب می‌شود. با این حال، نرخ، زمان اجرا و جزئیات نهایی چنین طرحی هنوز به‌صورت رسمی اعلام نشده است.

رانندگان حرفه‌ای در اولویت حمایت

رانندگان تاکسی و فعالان سکوهای حمل‌ونقل مسافر از جمله گروه‌هایی هستند که هرگونه تغییر در هزینه سوخت می‌تواند مستقیماً بر درآمد آنها اثر بگذارد.

بر اساس مصوبه هیأت وزیران در آذر 1404، ایجاد سامانه‌ای برای شناسایی و احراز رانندگان فعال پیش‌بینی شده است. بر اساس این سازوکار، رانندگان فعال می‌توانند برای مصرف بنزین مازاد بر سهمیه‌های نرخ اول و دوم، اعتبار ریالی معادل مابه‌التفاوت نرخ بنزین کارت اضطراری جایگاه و نرخ دوم دریافت کنند.

ناوگان تاکسیرانی روزانه حدود 3.5 میلیون لیتر بنزین مصرف می‌کند، در حالی که مصرف بنزین از کارت جایگاه‌ها به حدود 37 میلیون لیتر در روز می‌رسد.

با این حال، اجرای حمایت هدفمند نیازمند سامانه‌ای دقیق است تا میان رانندگان واقعی، فعالیت‌های پاره‌وقت و مصرف‌های غیرمرتبط تفاوت قائل شود.

CNG؛ ظرفیت بزرگی که هنوز استفاده نمی‌شود

یکی دیگر از مسیرهای کاهش مصرف بنزین، افزایش استفاده از CNG است. ظرفیت مصرف CNG در کشور حدود 45 میلیون مترمکعب در روز اعلام شده، اما بخش قابل‌توجهی از این ظرفیت همچنان بلااستفاده است.

توسعه خودروهای دوگانه‌سوز، تبدیل خودروهای بنزینی و افزایش دسترسی به جایگاه‌های CNG می‌تواند بخشی از تقاضای بنزین را به سمت گاز طبیعی منتقل کند؛ به‌ویژه در تاکسی‌ها، وانت‌ها و خودروهای پرکارکرد.

با این حال، پایین بودن انگیزه اقتصادی برای برخی رانندگان، صف در بعضی جایگاه‌ها، پراکندگی نامتوازن جایگاه‌ها، مشکلات مربوط به تجهیزات و محدود بودن تولید خودروهای دوگانه‌سوز از موانع اصلی توسعه این سوخت محسوب می‌شود.

قاچاق بنزین؛ مسئله اصلی کجاست؟

قاچاق سوخت نیز در سیاست‌گذاری جدید مورد توجه قرار دارد، اما تمام قاچاق سوخت مربوط به بنزین نیست.

بر اساس آمارهای اعلامی، کمتر از 10 درصد قاچاق سوخت به بنزین مربوط می‌شود و بخش عمده قاچاق به نفت‌گاز اختصاص دارد.

به همین دلیل، برخورد مؤثر با قاچاق نیازمند تمرکز بر حلقه‌های اصلی زنجیره است؛ از مسیر حمل‌ونقل و بارنامه‌ها گرفته تا الگوی برداشت از جایگاه‌ها، میزان مصرف خودروها و شبکه‌های بزرگ توزیع.

اتصال اطلاعات کارت‌های سوخت، سامانه‌های حمل‌ونقل، بارنامه‌ها و داده‌های جایگاه‌ها می‌تواند به شناسایی الگوهای غیرعادی و مقابله هدفمندتر با قاچاق سازمان‌یافته کمک کند.

صرفه‌جویی بنزین و تقویت کالابرگ

یکی از محورهای مهم سیاست جدید دولت، اختصاص منابع حاصل از صرفه‌جویی به تقویت کالابرگ است.

رئیس‌جمهوری تأکید کرده منابع حاصل از اجرای سیاست‌های مدیریت مصرف باید در مسیر حمایت از معیشت مردم هزینه شود.

اجرای این وعده، اما نیازمند شفافیت است. دولت باید مشخص کند میزان صرفه‌جویی چگونه محاسبه می‌شود، منابع حاصل در چه چارچوبی تجمیع خواهد شد و چه سهمی از آن به کالابرگ اختصاص پیدا می‌کند.

آیا نسخه جدید بنزین موفق می‌شود؟

واقعیت این است که ناترازی بنزین تنها با تغییر سهمیه یا افزایش نرخ قابل حل نیست. نوسازی خودروهای فرسوده، توسعه حمل‌ونقل عمومی، افزایش استفاده از CNG، حمایت هدفمند از رانندگان حرفه‌ای و مقابله با قاچاق سازمان‌یافته باید همزمان دنبال شوند.

مهم‌تر از همه، دولت برای اجرای هرگونه اصلاح در سیاست بنزین به اعتماد عمومی نیاز دارد. اگر مردم از زمان اجرا، نحوه محاسبه سهمیه‌ها، گروه‌های مشمول حمایت و محل هزینه‌کرد منابع حاصل از صرفه‌جویی اطلاع دقیقی نداشته باشند، حتی یک سیاست تدریجی نیز می‌تواند در افکار عمومی به‌عنوان یک شوک جدید تلقی شود.