حمله آمریکا به پنج پل راهبردی هرمزگان صرفاً تخریب چند سازه عمرانی نبود؛ این حملات، شریان اتصال بندر شهید رجایی به عمق ایران و حلقههای اصلی کریدورهای بینالمللی را هدف گرفت و نشانهای از ورود درگیریها به مرحله «جنگ کریدورها» و تلافی با زدن زیرساختهای لجستیکی منطقه مانند جبلعلی، حیفا و پلهای راهبردی کشورهای عربی خلیجفارس است.
در تازهترین و گستردهترین موج تجاوز هوایی آمریکا به خاک ایران، بامداد امروز شماری از زیرساختهای حیاتی حملونقل در غرب استان هرمزگان هدف قرار گرفت.
بر اساس گزارش استانداری هرمزگان و خبرگزاریهای داخلی، پنج پل کلیدی در شهرستان خمیر شامل پل گریوه، پل روستای لاتیدان (کلمتلی)، دو پل مسیر کهورستان–لار، پل نیمهکاره محور بندرخمیر–کشار و پل روستای مارو مورد اصابت موشکهای کروز قرار گرفتند.
همزمان، ایستگاه انشعاب راهآهن بندرعباس و برج مراقبت دریایی بندر چابهار نیز برای سومین بار طی روزهای اخیر، هدف حملات قرار گرفتند. قطع گسترده برق در مناطق کهورستان، بندرعباس و حتی فرودگاه ایرانشهر، لغو همه پروازهای داخلی و کندی تردد در محورهای مواصلاتی، از پیامدهای فوری این حملات بوده است. آخرین آمارها از شهادت هفت نفر و مجروح شدن دستکم ۹ تن دیگر حکایت دارد.
چرا این پلها مورد حمله آمریکا قرار گرفتند؟
انتخاب این پنج پل، اصلا تصادفی نبوده است. این شریانها بخشی از مسیر ترانزیتی بندرعباس–لار–شیراز هستند که اصلیترین کریدور زمینی اتصال بزرگترین بندر تجاری ایران (بندر شهید رجایی) به شبکه حملونقل داخلی و استانهای مرکزی کشور محسوب میشود.
این مسیر نه تنها برای جابهجایی مسافر، بلکه برای حمل کالاهای اساسی، سوخت، مواد اولیه و تجهیزات نظامی به عمق کشور حیاتی است.
گفتنی است هفته گذشته نیز آمریکا به پلآققلا که بخشی از مسیر ریلی ایران با چین و روسیه است، حمله کرده بود.
اهداف آمریکاییها برای زدن شبکه زیرساختهای لجستیکی ایران
تحلیلگران سه هدف اصلی را برای این حملات برمیشمارند:
نخست، تکمیل محاصره دریایی با محاصره زمینی. آمریکا که ماههاست در تلاش برای محدود کردن تردد کشتیهای ایرانی در تنگه هرمز است، اکنون با هدف قرار دادن پلها قصد دارد بندرعباس را از پشتیبانی لجستیکی زمینی نیز محروم کند.
به نقل از یک مقام آمریکایی در والاستریتژورنال، هدف این حملات «قطع خطوط تدارکاتی به بندرعباس، جایی که ایران از آن برای حمله به کشتیها استفاده میکند» بوده است.
دوم، ضربه به کریدورهای بینالمللی ایران. این پلها حلقههای اتصال ایران به کریدور شمال–جنوب (INSTC) و مسیرهای شرقی–غربی متصل به چین و روسیه هستند. مسیری که از مرز ترکمنستان وارد ایران شده و از طریق شبکه ریلی و جادهای به بنادر جنوبی میرسد.
با تخریب این پلها، عملاً جریان کالا از روسیه، قزاقستان و چین به سمت اقیانوس هند مختل شده و ایران جایگاه خود را به عنوان «دروازه ترانزیتی» منطقه از دست میدهد. پیشتر نیز حملات به پل آققلا در مسیر ریلی اینچهبرون و پل B1 آزادراه کرج در همین چارچوب ارزیابی شده بود.
سوم، افزایش هزینههای اقتصادی و تضعیف پایداری ملی. وزارت نیرو اعلام کرده که حملات به خطوط برق بندرعباس و روستاهای اطراف خسارت وارد کرده و در اوج مصرف تابستان، مدیریت شبکه را با چالش مواجه ساخته است. بازسازی هر یک از این پلها میلیونها دلار هزینه در بر خواهد داشت و روند جابهجایی کالا را ماهها مختل میکند.
نبرد کریدورها و تقابل دو الگوی ترانزیتی
حمله به پلهای هرمزگان، نشاندهنده ورود به فاز جدیدی از رقابت ژئوپلیتیکی در منطقه است. در یک سوی میدان، ایران با تکیه بر کریدور شمال–جنوب و مسیرهای شرقی–غربی، تلاش دارد تحریمهای دریایی را دور زده و به عنوان هاب ترانزیت میان روسیه، هند، چین و اروپا ایفای نقش کند.
در سوی دیگر، آمریکا و متحدانش با طرح کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) که خروجی اقتصادی پیمان ابراهیم و در راستای ایجاد رویای اسرائیل بزرگ است، به دنبال ایجاد مسیری جایگزین و تحت سلطه خود هستند؛ مسیری که از طریق بنادر جبلعلی (امارات)، عربستان، اردن و حیفا (سرزمینهای اشغالی) به اروپا متصل میشود.
کارشناسان معتقدند که حملات اخیر، تلاشی برای مختل کردن کریدور رقیب (ایران–چین–روسیه) و تقویت موقعیت کریدور IMEC است. به عبارت دیگر، جنگ از میدانهای نظامی به شریانهای اقتصاد و ترانزیت کشیده شده و پلها و بنادر، به خط مقدم نبرد تبدیل شدهاند.
ایران و پاسخ متقارن؛ جبلعلی و حیفا در تیررس در کنار پلهای راهبردی کشورهای عربی خلیجفارس
در واکنش به این تجاوز، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح ایران تأکید کرده که «ایران در مقابل یاغیگری کوتاه نخواهد آمد و کوچکترین عقبنشینی از مدیریت تنگه هرمز نخواهد داشت». اما فراتر از اظهارات رسمی، منابع نظامی و کارشناسان، فهرستی از اهداف راهبردی را ترسیم کردهاند که پاسخ ایران را از سطح دفاع موضعی به تهاجم استراتژیک ارتقا میدهد.
بندر جبلعلی در امارات، با ظرفیت نزدیک به ۱۹ میلیون TEU، بزرگترین هاب کانتینری غرب آسیا و پرمصرفترین بندر خارجی برای نیروی دریایی آمریکا محسوب میشود.
این بندر سالانه میزبان بیش از ۲۰۰ بازدید ناوهای جنگی آمریکایی و مرکز اصلی انتقال کالا و تجهیزات نظامی به پایگاههای منطقه است. حمله مؤثر به جبلعلی، نه تنها زنجیره تأمین آمریکا را مختل میکند، بلکه کریدور IMEC را در نقطه اتصال هند به خلیجفارس قطع میسازد.
بندر حیفا در سرزمینهای اشغالی نیز دیگر هدف کلیدی است. بیش از ۹۰ درصد تجارت خارجی رژیم صهیونیستی از طریق دریا انجام میشود و بندر حیفا به عنوان دروازه اتصال غرب آسیا به اروپا، نقش محوری در طرح IMEC دارد.
عملکرد کانتینری این بندر که از حدود ۳ میلیون TEU به کمتر از ۷۴۰ هزار TEU پس از طوفانالاقصی سقوط کرده، نشان از شکنندگی آن دارد. ایران با هدف قرار دادن حیفا، عملاً کریدور رقیب را در گلوگاه پایانی خود مسدود کرده و طرح «راهآهن صلح» و پیمان ابراهیم را بیاثر میسازد.
همزمان، فهرستی از ۹ پل استراتژیک در کشورهای همسایه شامل پل شیخ جابر الاحمد (کویت)، پل ملک فهد (عربستان–بحرین)، پل شیخ زاید و المقطع (ابوظبی) و پل آلنبی (اردن) نیز به عنوان اهداف بالقوه مطرح شده است.
۱. پل شیخ جابر الاحمد الصباح (کویت): یکی از طولانیترین پلهای دریایی جهان به طول ۳۶ کیلومتر که مسیر اصلی اتصال کویت به مناطق شمالی این کشور است.
۲. پل ملک فهد (عربستان-بحرین): به طول ۲۵ کیلومتر، محور حیاتی ارتباط زمینی میان عربستان و بحرین و محل عبور حجم عظیمی از کالا و تجهیزات.
۳. پل شیخ زاید (ابوظبی): به طول ۸۴۲ متر، مهمترین اتصال جزیره ابوظبی به سرزمین اصلی.
۴. پل المقطع (ابوظبی): به طول ۳۰۰ متر، یکی از ورودیهای تاریخی و استراتژیک شهر ابوظبی.
۵. پل آلنبی/ملک حسین (اردن): به طول ۸۰ متر، گارنه تجاری و راهبردی در دره اردن که کرانه باختری را به اردن متصل میکند.
۶. پل دامیا/آدام (اردن-کرانه باختری): به طول ۱۲۰ متر، گلوگاه تجاری دیگر در دره اردن.
۷. پل شیخ خلیفه (ابوظبی): به طول ۱۴۰۰ متر، اتصال دهنده جزیره سعدیات به ابوظبی.
۸. پل جسر عبدون (امان، اردن): به طول ۴۲۵ متر، یکی از بزرگترین پلهای شهری در پایتخت اردن.
۹. پل آریک (شمال سرزمینهای اشغالی): به طول ۸۰ متر، پلی مهم و تاریخی روی رود اردن که دارای کاربری نظامی-لجستیکی است.
پلهای تخریبشده و افق جدید قدرت
بامداد امروز، پلهای هرمزگان فرو ریختند، اما اراده ملی ایران نه. حملات وحشیانه به زیرساختهای غیرنظامی، هرچند که تردد را به کندی کشاند و سوگوار شهادت هفت هموطن شد، اما نقشه راه روشنی را پیش روی نیروهای مسلح کشور قرار داد.
از این پس، امنیت بنادر جبلعلی و حیفا، پلهای کویت و بحرین، و تمامی شریانهایی که به اقتصاد و لجستیک دشمن خدمت میکنند، در هالهای از ابهام فرو خواهد رفت. ایران بار دیگر ثابت خواهد کرد که در معادله جدید غرب آسیا، «کریدور» نه یک واژه اقتصادی، بلکه خط مقدم نبرد است.
پاسخ ایران، نه در شعار، که در ترازوی «موازنه آسیبپذیریها» رقم خواهد خورد؛ جایی که برتری با کشوری است که خطوط مواصلاتی دشمن را بهتر میشناسد و ارادهای آهنین برای فروپاشی آنها دارد./ فارس
