اقتصاد24: گویا شمارش معکوس برای یک رویارویی تمامعیار نظامی میان ایران و ایالات متحده آمریکا شروع شده است، تقابلی که دیگر نه در قالب حملات محدود یا تنشهای نیابتی، بلکه در شکل حملات مستقیم، پرتابههای مرگبار و هدف قرار گرفتن خاک یکدیگر تعریف میشود.
تفاهمنامه شکننده اخیر که بسیاری آن را آخرین سوپاپ اطمینان برای جلوگیری از برخورد مستقیم تهران و واشنگتن میدانستند، اکنون به تعبیر سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در «مرحله بحران» قرار گرفته و عملاً کارایی خود را از دست داده است. زنجیره حوادث اخیر، از حملات هوایی گسترده به شهرهای ساحلی و صنعتی ایران تا پاسخ موشکی سپاه و ارتش به پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه و در نهایت اعلان رسمی راهبرد «محاصره دریایی ایران» از سوی دونالد ترامپ، نشان میدهد که خاورمیانه در آستانه یکی از مخاطرهآمیزترین پیچهای تاریخی خود قرار دارد؛ وضعیتی که بیش از هر چیز حاصل رادیکالیسم بازگشته به کاخ سفید و انسداد مجاری دیپلماسی است.
آغاز دور تازه حملات؛ آمریکا چه اهدافی را زد؟
بامداد دوشنبه، ساکنان بیش از ۱۰ شهر ایران با صدای مهیب انفجارها و شلیک سامانههای پدافندی از خواب بیدار شدند. ارتش آمریکا در بیانیهای رسمی تایید کرد که دور تازهای از حملات گسترده خود را علیه دهها نقطه در خاک ایران به پایان رسانده است. بر اساس این بیانیه، واشنگتن با به کارگیری ترکیبی از جنگندهها، شناورهای نیروی دریایی و برای نخستینبار «شهپادها» (شناورهای یکطرفه بیسرنشین)، زیرساختهای نظامی و دفاعی ایران را هدف قرار داده است.
سامانههای پدافند هوایی، سایتهای راداری ساحلی، تواناییهای موشکی و پهپادی و شناورهای کوچک نظامی در استانهای هرمزگان (بندرعباس، سیریک، قشم و جاسک)، بوشهر (بوشهر و کنگان)، خوزستان و سیستانوبلوچستان (چابهار) و حتی مناطقی در مرکز ایران مانند خنداب و نائین اصفهان هدف این حملات بودهاند.
گزارشهای اولیه مقامات محلی حاکی از آسیب به برخی تاسیسات اقتصادی و صنعتی است. تا زمان نگارش این گزارش(دوشنبه شب)، شهادت یک نگهبان ایستگاه پمپاژ آب کشاورزی در ماهشهر خوزستان و یک نیروی نظامی در پایگاه نائین اصفهان به همراه چندین مجروح تایید شده است. در آخرین تحولات میدانی نیز، ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که یک فروند پهپاد متجاوز آمریکایی را در محدوده آسمان بندرعباس سرنگون کرده است تا نشان دهد ماشین جنگی ایران علیرغم حجم سنگین حملات، همچنان فعال و واکنشسریع است. این رخدادهای میدانی پس از آن شدت گرفت که جنگندههای عربستان سعودی نیز با بمباران فرودگاه صنعا، مانع فرود هواپیمای خطوط ماهان ایران شدند که در نهایت ناچار به فرود در بندر حدیده شد؛ امری که نشاندهنده تلاش ریاض برای حفظ محاصره یمن همگام با تنشهای فزاینده میان تهران و واشنگتن است.
پاسخ تهران؛ آتش به پایگاههای آمریکا رسید
راهبرد تهران در قبال حملات مستقیم واشنگتن، فعالسازی دکترین «پاسخ متناسب و همهجانبه» بود. ساعاتی پس از حملات آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش ایران حملات موشکی و پهپادی گستردهای را آغاز کردند. بر اساس بیانیههای رسمی، پایگاه هوایی «شیخ عیسی» در بحرین، پایگاههای «احمد الجابر» و «علیالسالم» در کویت و همچنین یک پایگاه نظامی در اردن هدف پرتابههای ایرانی قرار گرفتند. همزمان سپاه اعلام کرد که یک پایگاه نظامی مرتبط را در عمان نیز هدف قرار داده است؛ اقدامی که نشاندهنده تغییر موازنه و ناخرسندی شدید تهران از عقبنشینی مسقط تحت فشارهای آمریکا است. پایتختهای کویت، منامه و مسقط با به صدا درآوردن آژیرهای خطر اعلام کردند که موشکها و پهپادهای ارسالی را رهگیری کردهاند، اما شنیده شدن صدای انفجارهای مهیب در بحرین و اردن، از حجم سنگین این عملیات حکایت دارد.
این تبادل آتش گسترده دقیقا پس از آن رخ میدهد که سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء صراحتا تحرکات ارتش آمریکا در خارج از مسیرهای تعیینشده در تنگه هرمز را خط قرمز ایران خواند و هشدار داد که ایران هرگز اجازه دخالت به ایالات متحده در این آبراه را نخواهد داد و هرگونه کمک لجستیکی کشورهای منطقه به آمریکا، جنگ را در سراسر منطقه میگستراند.
ترامپ و پروژه محاصره هرمز
در سوی دیگر این بحران، دونالد ترامپ در گفتوگوی تلفنی با برنامه «فاکساند فرندز» شبکه فاکسنیوز، با همان ادبیات همیشگی و تاجرانه خود، بنزین بر آتش تنشها ریخت. ترامپ مدعی شد که آمریکا احتمالا اداره و کنترل کامل تنگه هرمز را به دست خواهد گرفت و از کشورهایی که از امنیت این آبراه سود میبرند عوارض خواهد گرفت. او با متهم کردن ایران به نقض توافقات، ادعا کرد که واشنگتن از ایران همه چیز از جمله نفت، طلا و غذا را خواهد گرفت و ایران با حمله بسیار سختی روبهرو میشود. او حتی مدعی شد که دیشب جلسه ۱۱ ساعتهای با ایرانیها داشته و ضربه سختی به تهران زده است.
رئیسجمهوری آمریکا به همین اظهارات بسنده نکرد و با انتشار موضعی تندتر در شبکه اجتماعی خود یعنی «تروث سوشال»، رسماً از آغاز یک فاز پرمخاطره با عنوان «محاصره دریایی ایران» پرده برداشت. ترامپ اعلام کرد که تنگه هرمز با ایران یا بدون ایران باز خواهد ماند و افزود که این طرح جلوی آمدوشد کشتیهای ایرانی و مشتریان ایران را به طور کامل خواهد گرفت، اما کشورهای دیگر همچنان امکان استفاده آزاد از آن را دارند. او در این پیام صراحتاً خود را «نگهبان تنگه هرمز» نامید و یک سازوکار اخاذی بینالمللی جدید را معرفی کرد که بر اساس آن، آمریکا برای تأمین امنیت این آبراه، ۲۰ درصد ارزش تمامی محمولههای تجاری گذری را به عنوان هزینه و عوارض دریافت میکند؛ طرحی که به گفته او اجرای آن فوراً آغاز میشود و مستقیماً حاکمیت تاریخی ایران بر این آبراه را نشانه رفته است.
اما در تهران، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تصویر متفاوتی از دیپلماسی شکستخورده ارائه داد. بقایی با تایید اینکه تفاهمنامه ایران و آمریکا در مرحله بحران قرار دارد، فاش کرد که ایران تلاش داشته با همکاری عمان سازوکاری بومی برای مدیریت گذر کشتیها از هرمز ایجاد کند، اما فشارهای مستقیم واشنگتن بر مسقط مانع از آن شده است. سخنان بقایی تایید میکند که ایران با طرح آمریکایی تقسیم تنگه هرمز به دو کانال شمالی و جنوبی به شدت مخالفت کرده و به دلیل لغو معافیتهای نفتی و تشدید تحریمها، دیگر دلیلی برای عقبنشینی نمیبیند. او صراحتا اعلام کرد که ایران با درخواست آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای دسترسی به تاسیسات هستهای موافقت نخواهد کرد.
نگاه جهان به رویارویی تهران و واشنگتن
بررسی خط خبری رسانههای معتبر جهان نشان میدهد که ناظران بینالمللی با بیم و امید به این رویارویی مینگرند و وقوع یک جنگ اقتصادی و نظامی منطقهای مخرب را دور از ذهن نمیدانند.
شبکه خبری سیانان در تحلیلی به قلم تحلیلگران بخش خاورمیانه خود به بررسی ایده جدید ترامپ پرداخت و نوشت: «اعلام طرح محاصره دریایی ایران و وضع عوارض ۲۰ درصدی بر محمولههای تنگه هرمز در حساب تروث سوشال ترامپ، عملاً نظام تجارت بینالملل را به چالش میکشد. ترامپ با اتکا به استراتژی فشار حداکثری پلاس میکوشد تهران را به پای میز مذاکرهای بکشاند که خروجی آن واگذاری کامل کارتهای بازی ایران در حوزه هستهای و منطقهای باشد. اما پاسخ همزمان ایران به سه کشور همسایه میزبان نیروهای آمریکایی، نشان داد که راهبرد بازدارندگی آمریکا نه تنها کارساز نبوده، بلکه متحدان منطقهای واشنگتن را در سیبل آتش قرار داده است و ایده وضع عوارض، متحدان غربی و شرقی واشنگتن را نیز شاکی خواهد کرد.»
روزنامه نیویورک تایمز نیز در گزارشی تحلیلی به موضوع انسداد دیپلماتیک پرداخت و نوشت: «تفاهم مسقط مرده است. پیشنهاد آمریکا برای تقسیم خطوط کشتیرانی تنگه هرمز به دو بخش و حالا ایده محاصره بنادر ایران، از سوی تهران به عنوان نقض آشکار حاکمیت ملی تعبیر شده است. اکنون با لغو معافیتهای نفتی ایران و بسته شدن درهای بازرسی آژانس، ترامپ و رهبران ایران در یک بنبست استراتژیک قرار گرفتهاند؛ جایی که هیچکدام نمیتوانند بدون از دست دادن وجهه خود، عقبنشینی کنند. ترامپ فکر میکند با محاصره دریایی میتواند شریان حیاتی ایران را قطع کند، اما این اقدام ضریب خطر برخورد نظامی تصادفی را به بالاترین حد در پنجاه سال گذشته رسانده است.»
در همین حال، خبرگزاری بینالمللی رویترز به ابعاد اقتصادی این رویارویی و ایده باجخواهی دریایی آمریکا اشاره کرد و گزارش داد: «تهدیدات متقابل در تنگه هرمز و بیانیه ترامپ مبنی بر دریافت ۲۰ درصد از ارزش محمولهها برای تامین امنیت، بازار جهانی انرژی را در وضعیت شوک و بهت فرو برده است. ادعای ترامپ مبنی بر کنترل این آبراه بینالمللی و گروگانگیری تجاری آن، مخالفتهای جدی پکن و پایتختهای اروپایی را به همراه خواهد داشت، چرا که اختلال در این شریان و وضع چنین عوارض سنگینی، بازارهای مالی جهان را مخدوش و زنجیره تامین کالا را فلج میکند. سناریوی محتمل، فرسایشی شدن این درگیریهای نقطهای و ناامن شدن خطوط انتقال انرژی است که بیشترین آسیب را به مصرفکنندگان عمده نفت در آسیا میزند.»
شبکه الجزیره نیز با تمرکز بر جبهه عربی و تبعات محاصره دریایی نوشت: «سیستمهای پدافندی بحرین، کویت و اردن دیشب سختترین شب خود را سپری کردند. پایتختهای عربی خلیج فارس به شدت نگرانند که اصرار ترامپ بر باجخواهی، کنترل نظامی تنگه هرمز و اعلام محاصره دریایی علیه ایران، آنها را به هیزم آتش جنگی تبدیل کند که نقشی در افروختن آن نداشتهاند. بیانیه قرارگاه خاتمالانبیاء ایران یک هشدار جدی به کشورهای شورای همکاری بود؛ چرا که ایران اعلام کرده در صورت همراهی این کشورها با طرح محاصره دریایی پنتاگون، تمام منطقه به میدان جنگ تبدیل خواهد شد.»
روزنامه بریتانیایی گاردین نیز در یادداشتی تحلیلی به ریشههای شکست آتشبس موقت پرداخت و نوشت: «بمبارانهای اخیر آمریکا در خاک ایران و لغو تفاهمنامهها نشان میدهد دونالد ترامپ درک درستی از ماهیت حریف خود ندارد. منطق توافق اولیه بر این استوار بود که ایران مسیرهای کشتیرانی را مدیریت کند و آمریکا محاصره دریایی را بردارد، اما واشنگتن با لغو معافیتهای نفتی و اصرار بر تحمیل یک جانبه کانالهای دریایی، تفاهم را ویران کرد. اکنون ایده ترامپ برای گرفتن عوارض ۲۰ درصدی از کشتیها در تنگه هرمز، یک قمار خطرناک است که با پاسخ سخت موشکی و پهپادی ایران مواجه شده و میتواند به یک بحران انرژی جهانی بیسابقه منجر شود.»
سناریوهای پیشرو؛ منطقه به کدام سو میرود؟
با توجه به مواضع تند طرفین، اعلام رسمی محاصره دریایی ایران از سوی ترامپ و آرایش جنگی در آبهای خلیج فارس، کارشناسان بینالمللی سه سناریوی عمده را برای آینده این بحران متصور هستند:
سناریوی جنگ فرسایشی کمشدت
در این سناریو، حملات مستقیم هوایی آمریکا به زیرساختهای حیاتی ایران به صورت مقطعی فروکش میکند، اما نبرد اصلی به سطح دریا منتقل میشود. آمریکا میکوشد با توقیف یا ممانعت از حرکت نفتکشهای ایرانی، طرح محاصره خود را پیش ببرد و در مقابل، ایران با استفاده از پهپادها، شهپادها و صدمه زدن به کشتیهای تجاری متعلق به متحدان آمریکا، ایده عوارض ۲۰ درصدی ترامپ را ناکام بگذارد و هزینه بیمه دریایی را برای همه کشورها غیرقابل تحمل کند.
سناریوی انفجار بزرگ
در صورت اجرای سفت و سخت محاصره دریایی توسط ناوگان پنتاگون و ممانعت فیزیکی از صادرات نفت ایران، تهران گزینه نهایی خود یعنی انسداد مطلق تنگه هرمز را فعال خواهد کرد. در این سناریو، ایران با موشکهای بالستیک خود پایگاههای اصلی آمریکا در منطقه را هدف قرار داده و جبهههای همسو در یمن، عراق و لبنان نیز وارد نبردی یکپارچه علیه منافع واشنگتن و متحدانش میشوند که نتیجه آن توقف کامل صادرات نفت خلیج فارس و بحران اقتصادی جهانی خواهد بود.
دیپلماسی اجباری زیر سایه تهدید محاصره
ضعیفترین، اما ممکنترین سناریوی عقلانی، میانجیگری مجدد طرفهای ثالث پس از یک دوره تخلیه انرژی نظامی طرفین است. در این سناریو، ترامپ از ایده عوارض ۲۰ درصدی و محاصره کامل به عنوان ابزار فشار یا همان "هنر معامله" خود استفاده میکند تا ایران را به پذیرش یک کانالکشی جدید در هرمز وادار کند. تهران نیز با اهرم پاسخهای موشکی، سعی دارد دست بالا را در مذاکرات حفظ کند تا دو طرف در نهایت به یک تفاهمنامه موقت جدید دست یابند؛ هرچند رادیکالیسم حاکم بر کاخ سفید، شانس این سناریو را در کوتاهمدت بسیار کاهش داده است.
