اختلال 4 بانک‌ چطور اعتماد عمومی را به باد می‌دهد؟

چهارشنبه، ۳ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۰:۱۵
کدخبر:۱۴۵۳۳۷

اختلال‌های مکرر و زنجیره‌ای در شبکه بانکی کشور، بار دیگر زنگ خطر را درباره وضعیت پایداری و امنیت زیرساخت‌های الکترونیک به صدا درآورده است. طی روز‌های گذشته، قطع ناگهانی و طولانی‌مدت خدمات چند بانک بزرگ و جریان‌ساز، میلیون‌ها شهروند را در موقعیت‌های حیاتی - از صندوق فروشگاه‌ها گرفته تا پشت سیستم‌های پرداخت شرکت‌ها و بیمارستان‌ها - بلاتکلیف و سرگردان رها کرد.

اگرچه بانک مرکزی با صدور بیانیه‌ای تلاش کرد با تایید تلویحی «حمله سایبری به زیرساخت‌های ارتباطی»، فضا را آرام کند و از روش‌های جایگزین برای برقراری خدمات پایه سخن بگوید، اما واقعیت ملموس در کف بازار و زندگی روزمره مردم، تصویر متفاوتی را روایت می‌کند؛ تصویری از یک آسیب‌پذیری عمیق و ساختاری که با هر تکانه کوچک، معیشت و اعصاب شهروندان را به گروگان می‌گیرد.

این بحران صرفاً یک خطای فنی یا یک حادثه سایبری گذرا نیست؛ این آیینه تمام‌نمای فرسودگی زیرساخت‌هایی است که قرار بود بازوی محرک «دولت الکترونیک» و تسهیل‌گر زندگی مدرن باشند، اما اکنون خود به گرهی کور در کلاف سردرگم روزمرگی مردم تبدیل شده‌اند.

زندگی در تعلیق؛ روایت شهروندان از بانکداری آفلاین

برای درک عمق فاجعه، نیازی به تحلیل‌های پیچیده اقتصادی نیست؛ کافی است نگاهی به صف‌های طولانی مقابل دستگاه‌های خودپرداز و چهره‌های کلافه خریداران در فروشگاه‌ها بیندازیم. در دنیایی که بخش عمده‌ای از نقدینگی مردم در قالب اعداد دیجیتال روی کارت‌های بانکی تعریف شده، قطع ناگهانی این سیستم به معنای فلج شدن کامل مبادلات روزمره است.

یک شهروند در پیامی کوتاه، تجربه خود را این‌گونه توصیف می‌کند که با دو کارت از دو بانک بزرگ دولتی به فروشگاه رفته، اما هر دو بوق خطا داده‌اند و در نهایت مجبور شده خرید‌ها را بگذارد و دست خالی برگردد. این روایت شخصی، بازتاب وضعیت میلیون‌ها ایرانی است که این روز‌ها به دلیل اختلالات مکرر، عملاً طعم ناامنی مالی را چشیده‌اند. حتی کار به جایی رسیده است که برخی برای فرار از این بن‌بست، سراغ افتتاح حساب‌های اضطراری در بانک‌های کوچک‌تر یا خصوصی رفته‌اند تا در روز‌های بحران، حداقل بتوانند نیاز‌های اولیه و معیشتی خود را تامین کنند و با مشکلات کمتری مواجه شوند. این مهاجرت اجباری سرمایه‌ها از بانک‌های بزرگ به مؤسسات جایگزین، خود بزرگ‌ترین گواه سلب اعتماد عمومی از پایداری شبکه اصلی بانکی است.

تکذیب‌های تکراری و واقعیت‌های زیرساخت

پاسخ رسمی به این دست بحران‌ها معمولاً از یک الگوی ثابت پیروی می‌کند؛ ابتدا سکوت رخ می‌دهد، سپس تکذیب اختلال گسترده صورت می‌گیرد و در نهایت بیانیه‌های قطره‌چکانی با کلیدواژه‌هایی، چون حمله سایبری، تیم‌های فنی شبانه‌روزی و افزایش سقف تراکنش‌ها برای رفاه مشتریان صادر می‌شود. بانک مرکزی در آخرین واکنش خود اعلام کرد که سامانه‌های شتاب و شاپرک با ظرفیت کامل فعال هستند و آسیب دیدن اطلاعات مشتریان را قویاً تکذیب کرد، همان‌طور که فرضیه ایجاد عمدی این اختلالات برای کنترل بازار ارز و طلا کذب خوانده شد.

اما این توضیحات دیگر برای افکار عمومی متقاعدکننده نیست، زیرا تکرار این اختلالات نشان می‌دهد ما دیگر با یک اتفاق ناگهانی روبه‌رو نیستیم، بلکه با یک روند فرساینده مواجهیم. اگر ادعای حمله سایبری درست باشد، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که چرا زیرساخت‌های کلان‌ترین بانک‌های کشور که امانت‌دار سرمایه ملی و اطلاعات حیاتی مردم هستند، باید تا این حد در برابر حملات شکننده باشند. به نظر می‌رسد ساختار مدیریت فناوری در این بخش، با یک تکانه سایبری کوچک و متوسط، پایداری خود را به سرعت از دست می‌دهد و این ضعف مفرط، به هیچ وجه شایسته‌ی شبکه بانکی کشور نیست.

پشت پرده شکنندگی؛ چرا با یک تکانه می‌لرزیم؟

ریشه‌یابی این اختلالات ما را به لایه‌های عمیق‌تری از چالش‌های مدیریتی و ساختاری هدایت می‌کند که در گام نخست خود را در قالب کهنگی و فرسودگی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری شبکه بانکی نشان می‌دهد. طی سال‌های گذشته، به دلیل محدودیت‌های مالی و موانع مختلف، امکان به‌روزرسانی سیستم‌های امنیتی و تجهیزات سخت‌افزاری در سطح استاندارد‌های جهانی فراهم نبوده است و بسیاری از بانک‌ها ناچار شده‌اند به وصله‌پینه‌کردن سیستم‌های قدیمی خود روی بیاورند که این امر ضریب آسیب‌پذیری آنها را به شدت بالا برده است.

از سوی دیگر، مهاجرت توده‎‌وار نخبگان و متخصصان حوزه امنیت سایبری و آی‌تی به این بحران دامن زده است. در سال‌های اخیر، بخش عمده‌ای از نیرو‌های کیفی و کاربلد این حوزه به دلیل مشکلات اقتصادی و عدم تناسب دستمزدها، فعالیت در فضا‌های دیگر یا مهاجرت را ترجیح داده‌اند. وقتی بدنه فنی بانک‌ها از متخصصان تراز اول خالی می‌شود، طبیعی است که توان پیش‌بینی، پیشگیری و مقابله پدافندی در برابر حملات پیچیده سایبری به شدت افت می‌کند و تیم‌های فنی هر چقدر هم که شبانه‌روزی تلاش کنند، بدون ابزار کافی و تخصص روزآمد، تنها می‌توانند نقش آتش‌نشان‌هایی را بازی کنند که پس از سوختن بنا به محل حادثه می‌رسند.

بحران سرمایه اجتماعی؛ فراتر از یک قطع سیم

دولت‌ها و نهاد‌های حاکمیتی باید بدانند که اختلال در شبکه بانکی، صرفاً یک مسأله فنی مابین وزارت ارتباطات و بانک مرکزی نیست، بلکه این بحران مستقیماً با سرمایه اجتماعی و امنیت روانی جامعه گره خورده است. در شرایطی که فشار تورمی و اقتصادی بر گرده مردم سنگینی می‌کند، بی‌ثباتی در دسترسی به دارایی‌های شخصی، تیر آخری است بر پیکر آرامش روانی جامعه که می‌تواند پیامد‌های ناگواری داشته باشد.

وقتی شهروند نتواند مطمئن باشد که کارت بانکی‌اش در ساعات پایانی شب برای خرید دارو یا مایحتاج اولیه کار می‌کند یا خیر، نوعی اضطراب زیست توده شکل می‌گیرد که به سرعت تبدیل به بی‌اعتمادی به کارآمدی کل سیستم می‌شود. تکذیب شایعات مربوط به دستکاری عمدی بازار ارز از سوی مسئولان، نشان‌دهنده این است که خود آنها نیز از عمق بدبینی جامعه آگاهند، چرا که وقتی شفافیت وجود نداشته باشد و زیرساخت‌ها مدام قطع شوند، جامعه حق دارد هر اتفاقی را به سناریو‌های پشت پرده نسبت دهد.

در همین راستا، فیروز آبادی، دبیر اسبق شورای عالی فضای مجازی ضمن انتقاد از تداوم اختلال در خدمات بانکی برخی بانک‌های کشور، تأکید کرد که مردم حق دارند علت این اختلال‌ها را بدانند و مسئولان باید توضیحی شفاف و روشن درباره دلایل بروز مشکلات ارائه دهند.

به گفته او «تفاوتی ندارد که منشأ این اختلال یک مشکل فنی داخلی باشد یا حمله سایبری؛ در هر دو حالت، مسئولان موظف‌اند ضمن مدیریت بحران، اطلاع‌رسانی دقیق، به‌موقع و شفاف داشته باشند تا از افزایش نگرانی و ابهام در جامعه جلوگیری شود.»

ضرورت جراحی بزرگ در پدافند سایبری بانکی

ادامه روند فعلی و اکتفا به بیانیه‌های تسکین‌دهنده، دیگر جوابگوی ابعاد این بحران نیست و اقتصاد کشور نمی‌تواند با فرمان شکیبایی داشته باشید به حیات طبیعی خود ادامه دهد. توسعه و تقویت زیرساخت‌های فناوری اطلاعات در حوزه بانکی نیازمند یک نگاه ملی و فرادستگاهی است که در آن، بانک‌ها باید بخش عمده‌ای از درآمد‌های خود را به جای ورود به بازار‌های موازی و بنگاه‌داری، صرف نوسازی، ساختارسازی مجدد و سرمایه‌گذاری سنگین روی سیستم‌های امنیتی و سرور‌های خود کنند، چرا که امنیت داده‌های مردم هزینه دارد و این هزینه باید بدون فوت وقت پرداخت شود.

همچنین بازنگری جدی در نظام پرداخت و تکریم متخصصان امنیت شبکه برای جذب و حفظ نخبگان آی‌تی، یک ضرورت امنیتی غیرقابل‌انکار است، زیرا تا زمانی که به حوزه فناوری اطلاعات به عنوان یک بخش فرعی و تشریفاتی نگاه شود، وضعیت به همین منوال باقی خواهد ماند. در کنار این موارد، مسئولان باید به جای کتمان یا کوچک‌انگاری ابعاد حملات، با مردم به صورت کاملاً شفاف گفت‌و‌گو کنند، چرا که ارائه گزارش‌های دقیق فنی به رسانه‌ها و کارشناسان مستقل کمک می‌کند تا ابعاد ضعف‌ها به درستی شناسایی و ترمیم شود. شبکه بانکی کشور امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک تکان اساسی در نگاه مدیریتی است؛ زمان آن رسیده است که مسئولان پیش از آنکه یک بحران سایبری بزرگ‌تر، شیرازه مبادلات اقتصادی کشور را از هم بپاشد، فکری به حال این زیرساخت‌های لرزان و شکننده بکنند./ اقتصاد24