باز هم رئیس جمهور آمریکا با لحن همیشگی خود وعده باز کردن تنگه هرمز و برقراری آزادی عبور و مرور را مطرح کرد. اما واقعیت چه بود؟ تنگه باز نشد، عبور عادی برنگشت و کشتیها بدون هماهنگی با ایران حرکت نکردند.
این فاصله میان حرف و واقعیت، مهمترین نشانه ضعف این روزهای آمریکاست. ابرقدرتی که فقط در رسانه رجزخوانی میکند اما نمیتواند نتیجه مطلوب را بگیرد، عملاً در حال از دست دادن اعتبار خود است. در همین حال، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، با انتشار تصاویر و ویدئوهایی از اسکورت کشتیها تلاش کرد نوعی کنترل صحنه را القا کند. اما این تصاویر، بیش از آن که نشانه تسلط واقعی باشند، یادآور یک الگوی آشنا در سیاست خارجی آمریکا هستند. یعنی ساختن تصویر قدرت در زمانی که واقعیت، حکایت از محدود شدن دامنه عمل دارد. اگر کنترل واقعی برقرار بود، چرا تنگه همچنان در وضعیت بسته باقی مانده؟ چرا کشتیها بدون هماهنگی با طرف ایرانی حاضر به عبور نیستند؟
در نقطه مقابل، ایران بازی را از سطح ادعا به سطح تحمیل واقعیت کشاند. امروز، همزمان با آغاز آنچه ترامپ «پروژه آزادی» نامید و مدعی شد کشتیهای تجاری با هدایت نیروهای آمریکایی از تنگه عبور کردهاند، بلافاصله با یک واقعیت سخت برخورد کردند و آن واکنش رسمی ایران بود که صراحتاً اعلام کرد هیچ عبوری صورت نگرفته و هرگونه تردد بدون هماهنگی با نیروهای مسلح، با توقف و برخورد مواجه خواهد شد. این دروغگویی نشانه روشن یک شکاف بین نیاز رسانه ای ترامپ و واقعیت میدان است.
در تنگه هرمز، آنچه تعیینکننده است نه توئیت و نه ویدئوی تبلیغاتی، بلکه این است که چه کسی میتواند عبور را ممکن یا ناممکن کند. امروز شواهد بهوضوح نشان دادند که این قدرت در اختیار ایران است. وقتی طرف آمریکایی از «عبور موفق» حرف میزند اما ایران صراحتاً آن را رد و همزمان تهدید به توقف و حتی درگیری میکند و در عمل هم ترافیک دریایی کاهش مییابد یعنی ادعای آمریکا با واقعیت نمیخواند.
همزمان، بیانیه تند امارات درباره هدف قرار گرفتن نفتکش با دو پهپاد، نشان از جدیت ایران برای مدیریت آبراهه حیاتی هرمز داشت. همچنین قدرتنمایی بعدی جایی بود که با حمله پهپادی مستقیم تأسیسات نفتی بندر فجیره (بزرگترین پایانه صادراتی و سوخترسانی امارات که مسیر دور زدن تنگه هرمز محسوب میشود) هدف قرار گرفت و به آتشسوزی گسترده در منطقه صنعتی نفت فجیره منجر شد و وزارت دفاع امارات آن را رسماً به ایران نسبت داد. دقایقی بعد هم «فلایترادار» اعلام کرد تمامی پروازها به مقصد دبی و شارجه به طور موقت تعلیق شدهاند.
این دو ضربه پیدرپی، پیام صریح و بیپرده ایران را به تمام بازیگران خلیج فارس فریاد میزند: «آقای خلیج فارس کیست و تنگه هرمز را چه کسی مدیریت میکند؟» محیط تنگه دیگر «گذرگاه آزاد» نیست؛ به یک فضای پرریسک، پرهزینه و کاملاً تحت کنترل ایران تبدیل شده است. دقیقاً همان چیزی که تهران از ابتدا میخواست تثبیت کند. افزایش شدید هزینه عبور بدون هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و تحمیل این واقعیت که نظم جدید دریایی آبراه راهبردی جهان دیگر توسط واشنگتن یا ابوظبی تعیین نمیشود، بلکه توسط ناظم جدید یعنی ایران مدیریت میشود.
