دراقتصاد، ارزش پول ملی بیش ازآنکه تابع دستور، بخشنامه یا حتی حجم ذخایرباشد، نتیجه یک واقعیت ساده است:تقاضا. پولی که تقاضا دارد، میایستد؛ پولی که ندارد، هرچقدرهم که ازآن مراقبت شود، لغزش میکند.
ریال ایران طی دهههای اخیر به رغم جهش های شدید نقدینگی، عمدتاً صرف تقاضاهای غیرواقعی شده و بیش ازهرچیز ازکمبود همین تقاضای واقعی آسیب دیده است؛ با این حال، علاوه برتقاضای واقعی پول درداخل،کمبود کارکرد فرامرزی، نبود الزامهای خارجی برای نگهداری آن و محدود ماندن نقش آن به مرزهای داخل کشورچالشی مضاعف درمسیرتقویت ریال به شمارمی رود. در چنین شرایطی، هرتغییرساختاری که بتواند«کارکردخارجی»برای ریال ایجادکند، موضوعی معمولی یا صرفاً درآمدی به حساب نمیآید، بلکه یک اتفاق پولی است.درهمین چارچوب، خبرتأیید واریزدرآمد حاصل ازعوارض تنگه هرمزبهصورت ارزنقدبه بانک مرکزی ــ ونه رمزارز یا اعتبارغیرقابل وصول ــ نقطه شروع بحثی بزرگتراست:آیا ایران میتواند ازمسیرحکمرانی درمهمترین آبراه جهان، سازوکاری برای افزایش واقعی تقاضا برای ریال بسازد؟ آیا میتوان مسیردههها «تقاضای دلار» را آرامآرام معکوس کرد؟
سرانجام نقد شد: تایید نخستین تراکنش درآمد از تنگه هرمز
با تاییدبانک مرکزی، برگ جدیدی ازتاریخ اقتصادی ایران رقم خورد. اعمال حاکمیت بر تنگه هرمزعملاً به کسب درآمد ازآن منجرشد.خبرگزاری فارس گزارش دادکه درآمد ناشی ازدریافت عبورکشتی ها ازتنگه هرمز به بانک مرکزی به صورت نقد واریز شده است. این درحالی است که پیش تربرخی رسانهها مدعی شده بودند که ایران عوارض ازتنگه هرمز را به صورت رمزارز دریافت میکند.
این گزارش می افزاید:درحال حاضرعوارض دریافتی ازکشتیها براساس نوع ومیزان محموله ونیز درصد ریسک آنها متفاوت است. این عوارض نیز بابت تأمین خدمات امنیتی فقط ازکشتیهایی که از ایران بابت عبور ازتنگه اجازه میگیرند، دریافت میشود.
چرا«ارزنقد» بودن درآمدها نکته مهمی است؟
نکته مهمی که درهمین جا قابل ذکراست،این است که بانک مرکزی اعلام کرده که درآمدهای دریافتی بهصورت ارزنقد واریز شدهاند،نه رمزارز و نه دارایی غیرقابلانتقال.
این یک نکته فنی اما حیاتی است:
ارزنقد قابلاستفاده فوری است.
درذخایررسمی ثبت میشود.
درمداخله بازارارزاثرمستقیم دارد.
ریسک تحریمپذیری آن کمتراست.
ازمنظرپولی، وجود ارز نقد یعنی بانک مرکزی قدرت مانور بیشتری درمدیریت بازاردارد و میتواند ابزارهای ریالی با پشتوانه واقعی طراحی کند.
به بیان سادهتر، این درآمدها «پول حسابداری» نیستند؛ پول واقعیاند.
اگرچه این خبر،کلید خوردن درآمدزایی ازتنگه هرمز برای ایران را نشان می دهد، اما در واقع، رونمایی از فصل جدیدی برای تقویت ریال می تواند باشد.
دلارچگونه از یک پول معمولی، به پول جهان تبدیل شد؟
برای فهم این که چرا درآمدهای یک آبراه میتوانند روی پول ملی اثر بگذارند، باید نگاهی کوتاه به بزرگترین تجربه مشابه درجهان انداخت: دلارآمریکا. پیش ازدهه۱۹۷۰دلارچیز متفاوتی ازدیگرارزهای عمده نبود؛ ارزهایی که پشتوانه آنها طلا بود و ارزششان تابع ذخایربانکهای مرکزی. اما درسال۱۹۷۱، با تصمیم نیکسون، پیوند دلار با طلا قطع شد وناگهان پولی که پشتوانه فیزیکی داشت، به پول فیات (اعتباری) جهانی تبدیل شد؛ پولی که ارزشش برپایه اعتماد وتقاضا تعریف میشود.
ازکجا؟
ازجایی که آمریکا توانست تقاضای مصنوعی و الزامآور برای دلارایجادکند؛ یعنی بازار جهانی نفت.کشورهایی که میخواستند نفت بخرند، باید دلارنگه میداشتند؛ پس تقاضای دایمی و ساختاری برای دلارشکل گرفت. همین تقاضا بودکه اجازه داد آمریکا با قدرت چاپ پول را ادامه دهد بدون آنکه ارزش دلار بههم بریزد. این تجربه نشان میدهد قدرت پولی ازتقاضا میآید، نه ازچاپ کمتریا بیشتر.
معضل تاریخی ریال؛ پولی که تقاضای خارجی نداشت
برگردیم به ریال. پول ملی ایران اگرچه ازجهش های نقدینگی، اشکالات ساختاری نظیر سوءکارکرد نظام بانکی و هم چنین دست درازی دولت ها به آن آسیب دیده، اما ورای همه این ها، این ارز یک ضعف ساختاری دیرینه داشته است: عدم تقاضای فرامرزی.
هیچ کشور یا شرکت خارجی برای انجام تجارت الزام به ریال ندارد. ریال قابلاستفاده در معاملات بینالمللی نیست و حتی درمنطقه نیزنقش کارکردی ندارد. در نتیجه، ارزش آن به طور عمده وابسته به انتظارات داخلی و نقدینگی داخل کشورمیشود.
درچنین وضعیتی، وقتی رشد نقدینگی شتاب میگیرد اما محیط خارجی تقاضایی برای ریال ایجاد نمیکند، به طور طبیعی مسیر«دلاریشدن اقتصاد» تقویت میشود. مردم و فعالان اقتصادی به سمت داراییای میروند که خارج ازمرزها تقاضا دارد واعتبارش وقدرت خریدش پایداراست.
بنابراین اگرقراراست «دوربرگردان ارزش» شکل بگیرد، باید ازهمان نقطهای شروع شود که دلارمسیرش را ساخت: ایجاد یک تقاضای بیرونی، واقعی و پایدار.
تنگه هرمز؛جایی که اقتصاد و ژئوپلیتیک به هم میرسند
تنگه هرمزمسیری استراتژیک است؛بیش ازیک پنجم نفت جهان و بخش مهمی ازتجارت منطقهای ازآن عبورمیکند. این واقعیتِ جغرافیایی، سرمایهای است که اگرتنها درسطح امنیتی دیده شود، خام میماند. اما اگر به سازوکار مالی متصل شود، میتواند«کارکرد پولی» ایجاد کند.
درحال حاضربراساس اعلام رسمی بانک مرکزی، درآمدهای حاصل از عوارض ارائه خدمات امنیتی و کشتیرانی به کشتیهایی که از ایران اجازه عبوردریافت کردهاند:
بهصورت ارز نقد واریز شدهاند؛
میزان عوارض براساس نوع و حجم محموله و درصد ریسک محاسبه میشود؛
این درآمدها تنها ازکشتیهایی دریافت میشود که از ایران اجازه عبورمیگیرند؛
و مهمترازهمه، این عوارض درقبال ارائه خدمات امنیتی هستند، نه مالیات سیاسی یا تکلیف تحمیلی.
این نکته آخرحیاتی است: وقتی خدمات ارائه میشود، تقاضا هم شکل میگیرد.
یعنی این درآمد حاصل از یک رابطه اقتصادی قابل تداوم است، نه یک تصمیم مقطعی.
تنگه هرمز فراتر از کیف پول
در بسیاری از تحلیلها، درآمد تنگه هرمز تنها بهعنوان «یک منبع ارزی جدید» دیده میشود. اما در واقعیت، اهمیت اصلی آنها پولی است نه بودجهای.
چرا؟
چون:
این درآمدها از بیرون کشور میآیند،
تکرارپذیر و مبتنی بر خدمات هستند؛
ماهیت آنها درآینده میتواند به شکلهای متنوع مالی گسترش یابد؛
و مهمتر از همه، میتوانند نقطه شروع ایجاد تقاضا برای ریال باشند.
بهبیان سادهتر، ماجرا این نیست که درآمد هرمز چقدر است؛ ماجرا این است که هردلارجدیدی که وارد چرخه بانکی میشود، برخلاف گذشته، محصول یک «حوزه قدرت» است و میتواند مبنای یک سازوکار مالی تازه باشد.
بهعنوان مثال، در سناریویی کاملاً محتمل:
بخشی از این درآمدها میتواند به اوراق ریالی با پشتوانه ارز تبدیل شود؛
کشتیها میتوانند برای تخفیف یا مزایای بیشتر، سپردهگذاری ریالی داشته باشند؛
شرکتهای منطقهای میتوانند برای تسویه برخی خدمات، ریال نگهداری کنند؛
و حتی با توسعه زیرساختها، پیمانهای دو یا چندجانبه با کشورهای همسایه برای استفاده از ریال در خدمات دریایی شکل بگیرد.
اینها نه خیالپردازی، بلکه همان روندی است که بسیاری ازکشورها برای ایجاد کارکرد منطقهای برای پولشان طی کردهاند.
مسیر معکوس؛ انتقال تقاضا از دلار به ریال چگونه ممکن است؟
برای درک اهمیت موضوع، باید به جمله کلیدی زیرتیتر (در بالای مطلب) بازگردیم: «مسیر معکوس» یعنی تغییری در جریان تقاضا.
وقتی درآمدهای خارجی به ریال گره بخورند یا به ابزارهای مالی ریالی تبدیل شوند، ساختار تقاضا آرامآرام تغییرمیکند. بهجای این که ریال بهطورکامل اسیرچرخه داخلی نقدینگی باشد، بخشی از ارزش آن از بیرون تغذیه و بخشی ازکاهش ارزش آن از بیرون جبران می شود.
این اتفاق چهار پیامد مهم دارد:
کاهش وزن انتظارات داخلی درتعیین ارزش ریال
پولی که منبع خارجی دارد، تنها تابع رفتار بازار داخل نیست.
ایجاد انگیزه برای نگهداری ریال درخارج ازکشور
هر نهادی که درمنطقه ازخدمات ایران استفاده میکند، بالقوه میتواند دارنده ریال باشد.
توان بانک مرکزی در مدیریت ارز افزایش مییابد
وقتی درآمد نقدی خارجی افزایش مییابد، دست سیاستگذار پولی بازتر میشود.
ریال یک «کارکرد» پیدا میکند، نه تنها «نقش محلی»
جمع بندی
درمجموع و در نگاه اول، خبر درآمدهای تنگه هرمزممکن است تنها یک خبر بودجهای بهنظر برسد؛ اما ازمنظراقتصادی و پولی، نشانهای ازآغازیک تغییرجهت است. منطق موجود این است: اگردلار با تقاضای جهانی قدرتمند شد، ریال نیزمیتواند با ایجاد یک تقاضای منطقهای وسپس فرامنطقهای،از مسیرجدیدی تقویت شود. این مسیر ازکجا شروع میشود؟
از همان نقطهای که زیرتیتر گزارش آن را توصیف می کند: مسیر معکوس؛ یعنی مسیری که برخلاف روند چند دهه اخیرکه ریال تحتتأثیر دلاریشدن اقتصاد تضعیف شده، اینبار میتواند ازحوزهای بیرونی، واقعی و پایدار ،تقاضا دریافت کند. ریال اگر بخواهد ارزش پیدا کند، باید کارکرد پیدا کند. و درآمدهای هرمز ــ با همه پیچیدگیها و گامهای لازم برای تکمیل این سازوکار ــ نخستین نشانه جدی آن کارکرد تازهاند. این همان «دوربرگردان ارزش» است؛ شروع مسیری طولانی، اما محتمل، برای این که ریال از فشارهای داخلی آزاد شود و بخشی از ارزش خود را از نقش منطقهای ایران بهدست آورد. اگر این مسیر درست طی شود، هرمز تنها یک آبراه نخواهد بود؛ بلکه یک نقطه اتصال بین قدرت ژئوپلیتیک و قدرت پولی ایران خواهد شد./ خراسان
