سناریوهای پسا جنگ بورس

یکشنبه، ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۶:۲۴
کدخبر:۱۴۳۳۹۶

چراغ بازار سهام هنوز روشن نشده است. همزمان با حمله امريكا و اسراييل به ايران چراغ‌هاي اين بازار خاموش شد. طبق پيش‌بيني‌ها بازار پس از آتش‌بس قطعي باز خواهد شد. اما اين رويكرد مقامات دولتي از نگاه گروهي از فعالان بورس منطقي نيست. از ديد اين گروه از تحليلگران بايد در شرايط خاص نيز بازار سهام باز باشد. به باور آنها بسته بودن بازار ريسك‌هاي موجود را حذف نمي‌كند، فقط آن را پنهان مي‌كند.

سهيلا نقي‌زاده در گفت‌وگو با «اعتماد» مروري مي‌كند وضعيت بازار سهام را از اسفند سال گذشته و نگاهي مي‌كند به وضعيت سهامداران در شرايط فعلي. او مي‌گويد: از ابتداي اسفند ماه سال گذشته و همزمان با آغاز تنش‌هاي نظامي گسترده در منطقه، بازارهاي مالي ايران و جهان وارد دوره‌اي بي‌سابقه از تلاطم و عدم قطعيت شدند. حملات هماهنگ امريكا و اسراييل به تاسيسات حساس ايران در روزهاي پاياني بهمن، معادلات اقتصادي را به كلي دگرگون كرد و بازار سرمايه تهران تا اطلاع ثانوي تعطيل شد. در اين ميان، سرمايه‌گذاران حقيقي و حقوقي كه بخش عمده دارايي خود را در انواع اوراق و سهام متمركز كرده بودند، در سردرگمي بي‌سابقه‌اي نسبت به آينده دارايي‌هايشان گرفتار آمدند. 

 سيد محمدرضا اعلمي، كارشناس بازار بورس در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به اهميت بازار سهام در مورد وضعيت كنوني بازار سهام مي‌گويد: بازار سرمايه به عنوان آينه اقتصاد، در تمام دنيا حتي در شرايط سخت و پرريسك نيز نقش حياتي خود را حفظ مي‌كند. تجربه‌هاي بين‌المللي نشان مي‌دهد كه تعطيلي طولاني بازار در دوره‌هاي بحران نه‌تنها ريسك سيستماتيك را كاهش نمي‌دهد، بلكه به‌ واسطه انباشت فشار فروش، نبود كشف قيمت، افزايش نااطميناني و محدود شدن دست سرمايه‌گذار در مديريت پرتفوي، پيامدهاي شديدتري را ايجاد مي‌كند. از همين منظر، يكي از مهم‌ترين درس‌هايي كه شرايط اخير به ما داد، ضرورت باز بودن بازار سرمايه حتي در زمان جنگ و بحران‌هاي گسترده است. 

او مي‌افزايد: بازار بسته، ريسك را حذف نمي‌كند؛ فقط آن را پنهان مي‌كند. زماني كه معامله متوقف مي‌شود، سرمايه‌گذار امكان بازچيني سبد، كاهش ريسك، نقدشوندگي بخشي از دارايي يا تعديل پرتفوي را از دست مي‌دهد. در واقع، باز بودن بازار نه يك انتخاب، بلكه بخشي از «حق مالكيت» سرمايه‌گذار است. ابزارهاي كنترلي مانند بازارگرداني، دامنه نوسان و حجم مبنا دقيقا براي همين دوره‌ها طراحي شده‌اند و تنها در بازار باز قابليت اعمال دارند. بنابراين بسته ماندن طولاني‌مدت، عملا كارايي ابزارها را از بين مي‌برد.

از نگاه اعلمي، اما براي اينكه بازار سرمايه بتواند در دوره‌هاي بحران باز بماند و در عين حال ثبات نسبي داشته باشد، برخي اقدامات لازم است. نخست آنكه بازار بايد به‌ صورت مرحله‌اي و طبقه‌بندي ‌شده مديريت شود؛ به اين معنا كه صنايع حساس يا شركت‌هايي كه نياز به شفافيت عملياتي دارند، با زمانبندي متفاوت و بر اساس گزارش‌هاي تكميلي وارد بازار شوند. دوم، تقويت نقش بازارگردان‌ها ضروري است. بازارگرداني فعال، از نوسانات غيرمنطقي جلوگيري مي‌كند و اجازه نمي‌دهد فشارهاي مقطعي باعث ايجاد روندهاي غيرواقعي شود. سوم، بايد ابزارهاي مشتقه، صندوق‌هاي باثبات درآمد و سازوكارهاي پوشش ريسك توسعه يابند تا سرمايه‌گذار در شرايط پرريسك انتخاب‌هاي بيشتري داشته باشد. اقدام ديگر، تقويت شبكه اطلاع‌رساني شفاف است؛ زيرا شايعات دقيقا در زماني شكل مي‌گيرند كه اطلاعات رسمي محدود باشد. بازار باز و پرمعامله، بهترين راهكار مقابله با شايعه است.

صندوق‌هايي كه باز شدند

در حالي كه بازار سهام هنوز بسته است. در بحبوحه جنگ بازارهاي كالايي همچون بازار طلا باز شد. در كنار آن صندوق‌هاي ثابت نيز باز شدند و به فعاليت خود ادامه دادند. نقي‌زاده درباره اين موضوع مي‌گويد: در غياب بازار سهام، برخي صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري از جمله صندوق‌هاي درآمد ثابت مجوز فعاليت يافتند و بازگشايي شدند. متعاقبا صندوق‌هاي كالايي از جمله صندوق‌هاي مبتني بر طلا و نقره نيز با شرايط خاصي به فعاليت خود ادامه دادند و مسير متفاوتي را نسبت به روزهاي پيش از جنگ طي كردند. 

او در تشريح وضعيت صندوق‌هاي درآمد ثابت كه عمدتا در اوراق بدهي دولتي و شركتي سرمايه‌گذاري مي‌كنند، مي‌گويد: در اين دوره از تعطيلي بازار سهام عملكرد نسبتا پايداري داشتند. با توجه به سياست‌هاي اعلامي بانك مركزي براي كنترل نقدينگي و تثبيت نرخ بهره، اين صندوق‌ها توانستند بازدهي مثبت و نسبتا قابل پيش‌بيني ارايه دهند. با اين حال، تشديد تحريم‌ها و بلوكه شدن بخشي از منابع ارزي كشور، فشار بر بودجه دولت را افزايش داد و نگراني‌هايي درباره توان دولت در بازپرداخت اوراق منتشر شده ايجاد كرد. در مجموع، صندوق‌هاي درآمد ثابت با نوسانات محدودتري نسبت به ساير دارايي‌ها مواجه شدند و براي سرمايه‌گذاران ريسك‌گريز گزينه مناسبي محسوب مي‌شوند.

او مي‌افزايد: برخلاف تصور رايج كه طلا را همواره يك دارايي امن در بحران‌ها مي‌داند، عملكرد طلا در جنگ چهل‌ روزه اخير پيچيده و غيرمنتظره بود. قيمت طلا در روزهاي ابتدايي جنگ تا مرز 5 هزار و 300 دلار در هر اونس صعود كرد، اما سپس در يك حركت نزولي شديد، حدود يك‌پنجم ارزش خود را از دست داد    و تا حوالي 4 هزار و 100 دلار سقوط كرد. اين افت شگفت‌آور به چند عامل اصلي بازمي‌گردد؛ نخست، افزايش قيمت نفت كه شاخص برنت را از 72 به بالاي 110 دلار رساند، نگراني از تورم پايدار را تشديد كرد و بازارها احتمال افزايش نرخ بهره توسط بانك‌هاي مركزي را پيش‌بيني كردند. از آنجا كه طلا در شرايط نرخ بهره بالا جذابيت خود را از دست مي‌دهد، فشار فروش بر آن افزايش يافت. دوم، در اوج بحران، سرمايه‌گذاران براي پاسخ يا جبران زيان ساير دارايي‌ها، مجبور به فروش طلا شدند. به عبارت ديگر، تقاضاي نقدينگي بر خاصيت پناهندگي طلا غلبه كرد. سوم، نگراني از اينكه صندوق‌هاي ثروت ملي، به ويژه در كشورهاي حوزه خليج‌فارس، براي تامين هزينه‌هاي جنگي ناچار به فروش ذخاير طلاي خود شوند، جو بازار را متشنج‌تر كرد.

اين تحليلگر بازار بورس درباره صندوق‌هاي نقره نيز كه وضعيتي مشابهي با صندوق‌هاي طلا داشتند، مي‌گويد: نوسانات صندوق‌هاي نقره شديدتر بود. نقره به دليل كاربردهاي صنعتي گسترده، علاوه بر عوامل موثر بر طلا، از كاهش پيش‌بيني‌هاي رشد اقتصادي جهان نيز ضربه پذيرفت. قيمت نقره در برخي روزها بيش از 25 درصد نسبت به سقف خود سقوط كرد. نكته قابل توجه، عملكرد ضعيف‌تر سهام شركت‌هاي معدني طلا نسبت به خود فلز بود. شاخص سهام بزرگ‌ترين معدنكاران طلا حدود 25 درصد كاهش يافت. دليل اصلي، جهش قيمت نفت و افزايش هزينه‌هاي استخراج از جمله هزينه ديزل و تجهيزات بود. نسبت طلا به نفت، يعني تعداد بشكه نفتي كه با يك اونس طلا مي‌توان خريد، به ‌شدت كاهش يافت و حاشيه سود شركت‌هاي معدني را تحت فشار قرار داد.

سناريوهايي براي آينده

سازمان بورس اوراق بهادر سناريوهايي را ترسيم كرده بود كه اين سناريوها شامل «وضعيت فعلي با محدوديت معاملات به صندوق‌ها»، «تشديد جنگ و تعطيلي كامل»، «بازگشايي پس از آتش‌بس كتبي» و «بازگشايي تدريجي در صورت آتش‌بس بدون توافق» بودند. نقي‌زاده، تحليلگر بازار بورس در بخشي از گفت‌وگويش با «اعتماد» با اشاره به چهار سناريو مقامات سازمان بورس اوراق بهادار، وضعيت بازار سهام را در دو قالب خوشبينانه و بدبينانه بازار بررسي مي‌كند و مي‌گويد: در هر دو سناريوي بازگشايي، وضعيت سهام به ‌شدت تحت تاثير شرايط حاكم خواهد بود. در خوشبينانه‌ترين سناريو يعني آتش‌بس رسمي و پايان پايدار جنگ، انتظار مي‌رود بازار واكنش بسيار مثبتي نشان دهد. تحليلگران معتقدند نشانه توقف حملات ايران يا بازگشت به ميز مذاكره، سيگنالي قوي براي ورود سرمايه‌گذاران به بازار سهام خواهد بود. در اين سناريو، كاهش تنش ژئوپليتيك منجر به افت قيمت نفت و كاهش فشار تورمي مي‌شود. صنايع پالايشي، پتروشيمي و حمل و نقل كه بيشترين آسيب را از جنگ ديده‌اند، احتمالا رشد سريعي را  تجربه خواهند كرد. 

او مي‌افزايد: همچنين نمادهاي كوچك و متوسط كه با نقدشوندگي پايين‌تري مواجه بودند، مي‌توانند رشد قابل توجهي داشته باشند. با اين حال، به دليل ريسك‌هاي سيستماتيك انباشته شده، بازگشت بازار به شرايط عادي احتمالا تدريجي خواهد بود  نه جهش ناگهاني.

اعلمي با نگاهي متفاوت به آينده مي‌گويد: در مورد وضعيت بازار و چشم‌انداز كوتاه‌مدت آن، طبيعي است كه پس از يك دوره تعطيلي يا افزايش تنش، بازار با نوسان مواجه شود. اين نوسان، مرحله‌اي ضروري از فرآيند كشف قيمت است. انتظار مي‌رود در روزهاي ابتدايي بازگشايي، فشار فروش معناداري ظاهر شود، اما نكته مهم آن است كه اين فشار به سرعت تخليه شود و پس از تثبيت حجم معاملات، بازار به سمت تعادل حركت ‌كند. تجربه جهاني نشان داده بازاري كه پس از بحران باز مي‌شود، تمايل دارد در هفته‌هاي نخست نوسانات رفت‌وبرگشتي داشته باشد و سپس بر اساس متغيرهاي بنيادي مسير خود را پيدا كند. اين كارشناس بازار بورس مي‌افزايد: در دوره آتش‌بس و ايجاد ثبات نسبي، معمولا بازار سرمايه واكنش مثبت‌تري نشان مي‌دهد. كاهش ريسك‌هاي سيستماتيك، روشن‌تر شدن چشم‌انداز عملياتي شركت‌ها و امكان ارزيابي دقيق‌تر خسارت‌ها، باعث افزايش تدريجي تقاضا مي‌شود. البته اين روند فوري نيست؛ سرمايه‌گذاران حرفه‌اي مسير را با احتياط طي مي‌كنند، اما به‌ محض انتشار گزارش‌هاي رسمي، شفافيت وضعيت توليد و بازگشت زنجيره تامين، بخش‌هاي بزرگي از بازار به‌ويژه صنايع بزرگ‌تر به سمت تعادل و حتي رشد حركت مي‌كنند.

او در بخشي از تحليلش مي‌گويد: اما فضاي پس از جنگ از هميشه مهم‌تر است. دوره پساجنگ معمولا دوره‌اي است كه اقتصاد نياز به حجم عظيمي از سرمايه‌گذاري براي احياي زيرساخت‌ها، توليد، انرژي و لجستيك دارد. در چنين شرايطي، بازار سرمايه عملا موتور تامين مالي كشور خواهد بود؛ چه از طريق افزايش سرمايه شركت‌ها، چه انتشار اوراق، چه صندوق‌هاي پروژه. صنايع زيرساختي، فولادي، سيماني، پتروشيمي‌هاي پايه، نيروگاهي‌ها و شركت‌هاي مرتبط با ساخت‌وساز در خط مقدم بازسازي قرار خواهند گرفت. اين صنايع معمولا در دوره پسابحران با افزايش تقاضا روبه‌رو مي‌شوند و مي‌توانند نقش پيشران بازار را ايفا كنند. او مي‌افزايد: از سوي ديگر شركت‌هايي كه آسيب ديده‌اند با ارائه گزارش‌هاي شفاف و اعلام برنامه بازسازي مي‌توانند به ‌تدريج اعتماد بازار را بازگردانند. تجربه اقتصادي كشورها نشان مي‌دهد كه بازار سرمايه در دوران پساجنگ معمولا يكي از اولين بخش‌هايي است كه روند بهبود را آغاز مي‌كند، چراكه سرمايه هميشه به‌دنبال فرصت‌هاي جديد  و ارزيابي ريسك/  بازده واقعي است.

سخن آخر

همچنان وضعیت مذاکرات و آینده آتش‌بس و به تبع آن بازار سهام نامشخص است. در این وضعیت اعلمي در جمع‌بندي اظهاراتش مي‌گويد: بازار سرمايه نه‌تنها بايد در دوره بحران فعال بماند، بلكه در دوره بازسازي نقشي تعيين‌كننده در رشد اقتصاد خواهد داشت. براي تحقق اين هدف، باز بودن بازار، شفافيت كامل اطلاعات، فعال‌سازي ابزارهاي كنترلي و توسعه بازار بدهي و ابزارهاي مشتقه از ضرورت‌هاي غيرقابل چشم‌پوشي هستند. با رعايت اين اصول مي‌توان انتظار داشت كه بازار سرمايه در روزهاي پيش‌رو، چه در دوره آتش‌بس و چه در دوران بازسازي، مسير متعادل، منطقي و مبتني بر واقعيت‌هاي اقتصادي را دنبال كند.

نقي‌زاده نيز از نگاهي ديگر اظهاراتش را چنين جمع‌بندي مي‌كند كه جنگ چهل ‌روزه بار ديگر اثبات كرد كه هيچ دارايي كاملا امني در برابر شوك‌هاي ژئوپليتيك وجود ندارد. صندوق‌هاي درآمد ثابت كمترين نوسان را داشتند، طلا خلاف رويه تاريخي خود عمل كرد و بازار سهام نيز در هاله‌اي از ابهام باقي مانده است. مهم‌ترين عامل براي سرمايه‌گذاران، صبر استراتژيك و پرهيز از تصميمات احساسي در روزهاي اول بازگشايي بازار خواهد بود. چشم‌انداز نهايي  بازار سهام بيش از هر چيز به ميز مذاكره وابسته است نه به اظهارات سياسي .