جنگ نشان داد اقتصاد امارات که تصویر «بهشت امن خاورمیانه» را سالها با روابط عمومی عظیم و برندسازی شهری به جهان فروخته بود، چیزی بیش از یک حباب بزرگ تبلیغاتی نبود. حبابی که با اصابت اولین موشکها و بسته شدن تنگه هرمز ترکید و صدها میلیارد دلار سرمایه را فراری داد.
همزمان با اوجگیری بیسابقه درگیریهای نظامی در خاورمیانه و گسترش دامنه آتش به پایگاههای نظامی و زیرساختهای استراتژیک در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، یک واقعیت تلخ اقتصادی به شکلی عریان برای استراتژیستهای جهانی آشکار شد.
مدل توسعه امارات متحده عربی، فاقد هرگونه «تابآوری درونزا» است. اقتصادی که سالها با تزریق صدها میلیارد دلار سرمایه خارجی، کمپینهای عظیم روابط عمومی و خلق تصویر یک «بهشت امن خاورمیانه» بنا شده بود، نشان داد که در برابر امواج واقعی یک بحران ژئوپلیتیک، چیزی بیش از یک سازه شیشهای و پوشالی نیست.
بسته شدن شاهراههای انرژی و اصابت پرتابهها به قلب زیرساختهای اقتصادی امارات، ثابت کرد که توسعه بر پایه خدمات لوکس و نیروی کار مهاجر، در روزهای جنگ، به پاشنه آشیل یک ملت تبدیل میشود.
اقتصاد مهاجرمحور و برندینگ شهری
جعفر صارمی، پژوهشگر اقتصادی میگوید که یکی از عمیقترین شکافهای ساختاری اقتصاد امارات، وابستگی مطلق آن به حضور اتباع خارجی است. بیش از 85% از جمعیت این کشور را مهاجرانی تشکیل میدهند که هیچگونه پیوند هویتی، تاریخی یا عاطفی با این جغرافیا ندارند. حضور آنها صرفاً بر مبنای منفعت اقتصادی، امنیت و رفاه بنا شده است.
با آغاز درگیریها، این نقطه قوت ظاهری به یک بحران موجودیتی تبدیل شد. مهاجران و سرمایهدارانی که با چمدانهای پر از پول آمده بودند، با شنیدن اولین آژیرهای خطر، چمدانها را بستند.
روزنامه معتبر «دیلی میل» در یک گزارش میدانی تکاندهنده، دبی را در روزهای اخیر به یک «شهر ارواح» تشبیه کرده است. سواحل معروف جمیرا که روزگاری پاتوق بیش از ۲۴۰ هزار بریتانیایی و هزاران توریست غربی بود، اکنون کاملاً متروکه شدهاند.
اصابت پرتابهها به مناطق حساسی نظیر هتل مجلل «فیرمونت» در پالم جمیرا (نخل جمیرا) و وارد آمدن خسارت به ساختمانهای منطقه مالی دبی، تصویر «جزیره امن» را در هم شکست.
ارتش اینفلوئنسرها و سلبریتیهایی که مبلغان اصلی این بهشت بدون مالیات بودند، در حال فرار از کشور هستند. آمارها نشان میدهد ظرفیت اشغال هتلها در سراسر امارات با ریزش حداقل ۲۰% در روزهای نخست مواجه شده و روند تخلیه کامل مراکز تفریحی و اقامتی با سرعتی غیرقابل کنترل در جریان است.
سقوط آزاد صنعت هوانوردی و املاک
اقتصاد دبی به عنوان ویترین امارات، بر دو ستون اصلی استوار است. ترانزیت هوایی و بازار املاک. درگیریهای نظامی هر دو ستون را به صورت همزمان قطع کرده است.
با ناامن شدن آسمان منطقه و لغو گسترده پروازهای بینالمللی، صنعت هوانوردی امارات که شریان حیاتی اتصال شرق به غرب بود، متحمل ضرر روزانه 1.44 میلیارد دلار شده است.
توقف پروازها و فرار سرمایهگذاران، ماشه فروپاشی بازار املاک را نیز کشید. بازاری که همواره با حباب قیمتها و سفتهبازی خارجی زنده بود، اکنون با سقوط 35% ارزش معاملات مواجه شده است.
نماد این فروپاشی، ریزش 40% ارزش سهام ابرشرکت «اعمار» است؛ شرکتی که سازنده برج خلیفه و دبی مال است و نبض تپنده ساختوساز در امارات محسوب میشود. سرمایهگذاران روس، اروپایی و آسیایی که اقتصاد امارات را پناهگاهی امن میپنداشتند، اکنون در حال حراج داراییهای خود برای خروج سریع از این باتلاق هستند.
زلزله در سیستم بانکی و خروج سرمایه
شاید مهلکترین و غیرقابل جبرانترین ضربه به اقتصاد امارات، در بخش مالی و بانکی رخ داده باشد. برآوردهای اولیه حاکی از خروج شوکهکننده حداقل ۳۰۷ میلیارد دلار سرمایه از این کشور است که سنگینترین تاوان آن را مرکز مالی دبی پرداخته است.
اهمیت این موضوع زمانی درک میشود که به نقش نهادهای مالی بینالمللی مانند «سیتیبانک» مستقر در مرکز مالی بینالمللی دبی نگاه کنیم. این نهاد که از دهه ۱۹۶۰ در امارات حضور دارد، صرفاً یک بانک نیست، بلکه پل ارتباطی اصلی میان سرمایهگذاران جهانی و بازارهای خاورمیانه است. با بروز جنگ و خروج سرمایهها، خدمات حیاتی نظیر صدور اعتبار اسنادی (LC)، تأمین مالی واردات و صادرات، و مدیریت نقدینگی شرکتهای چندملیتی فعال در حوزه نفت و تکنولوژی دچار اختلال و توقف جدی شده است. بدون این شریانهای بانکی بینالمللی برای تأمین مالی تجارت، دبی از یک هاب مالی به یک جزیره منزوی و پرخطر تنزل یافته است.
انهدام زیرساختهای صنعتی
امارات در دو دهه گذشته دهها میلیارد دلار هزینه کرد تا با توسعه مناطق آزاد صنعتی، ادعا کند که اقتصاد خود را از وابستگی به نفت و خدمات متنوع کرده است. اما هدف قرار گرفتن زیرساختهای استراتژیک، ماهیت عاریتی این صنایع را فاش کرد.
اصابت موشک به سایت عظیم «الطویله» در ابوظبی، ستون فقرات اقتصاد غیرنفتی امارات را فلج کرد. این مجتمع متعلق به شرکت «امارات گلوبال آلومینیوم» با ظرفیت تولید ۱.۶ میلیون تن در سال (معادل ۴% کل تولید جهانی)، تأمینکننده کلیدی «آلومینیوم ممتاز» برای صنایع هوافضا و خودروسازی جهان بود.
خارج شدن این سایت از مدار تولید، نه تنها یکی از بزرگترین اقلام صادراتی امارات (پس از نفت) متوقف شد، بلکه بیش از ۶۰ هزار شغل وابسته به آن نیز در معرض نابودی قرار گرفت.
همچنین، «منطقه اقتصادی خلیفه ابوظبی» که وسعتی معادل دو برابر شهر پاریس دارد، زیر ضربات نظامی قرار گرفت. این منطقه میزبان بیش از ۷۰۰ شرکت داخلی و خارجی است و حدود ۳۰% از تولیدات صنعتی ابوظبی را با ایجاد بیش از ۴۰ هزار شغل بر عهده داشت.
بندر خلیفه در همین منطقه، با ظرفیت تخلیه و بارگیری بیش از ۶ میلیون کانتینر در سال، عملاً کارکرد لجستیکی خود را به دلیل ناامنی مسیرهای دریایی از دست داده است. این اتفاق اثبات کرد که کارخانههای غولپیکر در کشوری که فاقد عمق استراتژیک و توانایی تأمین امنیت مستقل آبراههای خود است، در زمان جنگ هیچ مزیتی ندارند.
شوک جهانی بسته شدن تنگه هرمز و بحران بیسابقه انرژی
تبعات این جنگ، اقتصاد امارات را درنوردیده و به یک بحران جهانی تبدیل شده است. بسته شدن تنگه هرمز، جریان خون اقتصاد جهانی را مسدود کرده است.
بر اساس تحلیلهای تفصیلی مؤسسه بینالمللی «Rystad Energy»، انسداد این تنگه باعث اختلال در عرضه روزانه ۱۴.۲ میلیون بشکه نفت (از مجموع ۱۶ میلیون بشکه عبوری از این آبراه) شده است. محاسبات نشان میدهد که حتی اگر جهان تمام ظرفیتهای جایگزین خود را به کار گیرد ــ شامل استفاده از خطوط لوله جایگزین عربستان و امارات با ظرفیت ۴.۱ میلیون بشکه، کاهش اجباری فعالیت پالایشگاهها که منجر به کاهش تقاضای ۲ میلیون بشکهای میشود، و آزادسازی بیسابقه ذخایر استراتژیک نفتی به میزان ۳ میلیون بشکه در روز بازار جهانی انرژی همچنان با کسری فاحش و خطرناک ۲.۵ میلیون بشکه در روز دستوپنجه نرم خواهد کرد.
دادههای تجمعی نشان میدهد که از اواخر فوریه تا پایان مارس، تعطیلی تولید نفت خام در کشورهای حاشیه خلیج فارس (شامل عراق، کویت، عربستان و امارات) منجر به عدم تولید حدود ۲۰۰ میلیون بشکه نفت شده است. این کاهش عظیم عرضه، موجی از تورم ویرانگر جهانی، افزایش سرسامآور هزینههای حملونقل و بیثباتی مطلق در بازارهای کالا را به همراه داشته است.
اقتصاد مقاومتی یا رشد پوشالی؟
مدل توسعه امارات متحده عربی، چیزی جز بنا کردن آسمانخراشهای لوکس بر روی شنهای روان و گسلهای فعال ژئوپلیتیک نبوده است. اقتصادی که حیات آن به طور کامل به واردات مستمر سرمایه خارجی، کارگران مهاجری که با اولین صدای آژیر خطر کشور را ترک میکنند، برندسازیهای اغراقآمیز رسانهای و ثبات شکننده آبراههای بینالمللی وابسته باشد، دارای هیچگونه «مقاومت درونزا» نیست و ویترینی شیشهای است که با اولین موج انفجار فرو میریزد.
این تجربه تاریخی یک پیام روشن، قطعی و گرانبها برای تمامی کشورهای منطقه دارد. در جغرافیای پرالتهاب و همواره دستخوش بحران خاورمیانه، حرکت به سمت «اقتصاد مقاومتی» و بنا نهادن پایههای توسعه بر مبنای توانمندیهای درونزا، دیگر یک انتخاب استراتژیک نیست، بلکه یک «ضرورت گریزناپذیر» است.
اقتصادی که نتواند در شرایط بحران روی پای خود بایستد، زنجیره تأمین داخلی مستقل و ایمنی نداشته باشد و نیروی انسانی بومیاش موتور محرک آن نباشند، در برابر شوکهای بیرونی کاملاً خلع سلاح خواهد بود.
نادیده گرفتن این ضرورت حیاتی و دل بستن صرف به مدلهای توسعه وارداتی و وابسته، در نهایت حاصلی جز رشدهای پوشالی و توهم ثروت نخواهد داشت؛ سرابی که در روزهای صلح و آرامش میدرخشد، اما با وزیدن اولین طوفان جنگ، در هم میشکند و به تلی از خاکستر تبدیل میشود./ فارس
