خواب يک هفته‌ای اقتصاد ایران

پنجشنبه، ۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۷:۳۷
کدخبر:۱۴۰۹۳۹

اعتماد: يك هفته است كه اقتصاد ايران در خوابي نيمه عميق فرو رفته است، خوابي كه با قطعي اينترنت كليد خورد. پيش از آن نيز شرايط اقتصادي مساعد نبود. تورم بالا از سويي و از سوي ديگر كاهش لحظه به لحظه ارزش پول ملي بازار را با مشکل مواجه كرد.

اعتراض‌هاي اصناف به وضعيت نابسامان ارزي و رشد تورم آغاز شد. دولت پزشكيان از همان ابتدا تلاش كرد كه اين اعتراض‌ها را به رسميت بشناسد و در راستاي رفع خواسته‌هاي فعالان اقتصادي قدم بردارد. اما صداي اصناف با صداي مردم ايران كه از شرايط اقتصادي ناراضي بودند، گره خورد. 

 خشونت‌هایی که پس از این اعتراضات شکل گرفت باعث شد ، اينترنت  بسته شود  و بدين ‌ترتيب راه‌هاي ارتباطي فعالان اقتصادي و عموم مردم با دنيا متوقف شد. حتي راه‌هاي ارتباطي داخلي نيز حداقلي شد. وحيد شقاقي‌شهري، اقتصاددان در گفت‌وگو با «اعتماد» از پيامدهاي  این اعتراض‌ها و خشونت‌های پس‌از آن مي‌گويد. از نگاه او اقتصاد ايران يك هفته به تعطيلات اجباري رفته است. در اين يك هفته اخير هر روز بخشي از سهم يك ميليارد دلاري GDP ايران از بين رفته است. اين گفت‌وگو را در ادامه بخوانيد. 

    هر ناآرامي داخلي كه در كشور شكل مي‌گيرد، چقدر به اقتصاد آسيب مي‌زند؟

قبل از اينكه به اين سوال شما پاسخ بدهم؛ بايد بگويم كه آنچه امروز نياز ضروري در كشور است؛ ايجاد اميد به آينده و اميدواري است، ايجاد اين حس كه در آينده شرايط بهتر خواهد شد، اين شايد مهم‌ترين مساله كشور باشد. منظور از اميد به آينده اينكه خانواده‌ها در قشرهاي مختلف و به ويژه جوانان اميدوار باشند كه وضعيت به تدريج رو به بهبود است. شرايط و مسائل كشور مسائل اقتصادي، سياسي و فرهنگي به تدريج رو به بهبود و حل خواهد بود، اين اميد به آينده مهم است وقتي اقشار مختلف از سياستمداران، صاحب‌نظران، نخبگان در كنار خانواده‌ها و به ويژه جوانان اميدوار باشند كه آينده بهتر خواهد شد؛ صبر و تحمل و اعتمادشان بيشتر خواهد شد. خروجي اين اتفاق كاهش ناملايمات، عصبانيت‌ها، اعتراض‌ها و از سوي ديگر تقويت انگيزش و همراهي با بدنه دولت براي بهبود وضعيت است.

پس مهم‌ترين حلقه مفقوده در شرايط كنوني كشور بحث نااميدي است. جوانان و نخبگان مي‌بينند مدام وعده داده مي‌شود، ولي اتفاقي نمي‌افتد . در بزنگاه‌ها و شرايط خاص به حرف‌هايشان گوش داده مي‌شود، ولي به سرعت مساله آنها فراموش مي‌شود. در واقع همه چيز در حد شعار باقي مي‌ماند؛ در ميدان عمل اتفاقي نمي‌افتد. در تمام سال‌هاي گذشته دولت‌هاي مختلف و مسوولان ارشد دولت‌ها پيش از انتخابات بارها شعارهاي مختلف دادند، اما وقتي مستقر شدند؛ به شعارهاي ساده خودشان نيز جامه عمل نپوشاندند. . همه اينها باعث نااميدي مي‌شود. نااميدي سم براي كشور است.  من به اغتشاشات كاري ندارم، چون وقتي اعتراضي شكل مي‌گيرد يك گروه‌هايي خودسر از درون يا بيرون آنها هم مي‌آيند و اوضاع را بدتر مي‌كنند. پس ما الان به گروه‌هاي تخريبگر، گروه‌هاي سازمان يافته كاري نداريم؛ چون آنها بيرون از مرزها هستند، به هر حال آنها در هر فرصتي مي‌خواهند اوضاع را به هم بريزند . اكنون بحث ما اعتراضاتي است كه با اعتراض اصناف شروع شد و ادامه يافت. ريشه اين اعتراضات در درون جامعه ماست. به عبارتي ديگر اين اعتراض‌ها امروز وجود دارد ولي حرف‌ها شنيده نمي‌شود. اميدواري به آينده هم كم مي‌شود. ما يك ابرچالش‌هايي در كشور داريم كه مردم را آزار مي‌دهد. چالش‌هايي مثل بحران آب، معيشت، انرژي . امروز يكسري سياست‌ها اين چالش‌ها را ايجاد كردند ولي كماكان كنار گذاشته نمي‌شوند. ما امروز سياه‌چاله‌هايي در اقتصاد، فرهنگ و سياست داريم كه سياستگذار بايد در راستاي انهدام آن قدم بردارد.

من الان فقط به سياه‌چاله اقتصاد اشاره مي‌كنم. سياه‌چاله اقتصاد ايران، اقتصاد رانتي، نفتي، شبه دولتي، رفاقتي، دستوري و تبعيض‌آميز است. اين اقتصاد اجازه حضور مردم و بخش خصوصي را در اقتصاد نمي‌دهد و گسترش‌دهنده فساد و رانت است. ما يك كيك اقتصاد داريم كه مردم سهمي در آن ندارند. ما مسير را بستيم. اجازه فعاليت به مردم را نمي‌دهيم. از سويي فشارهاي متعدد اقتصادي را به مردم وارد مي‌كنيم و اين مشخص است كه اعتراض توليد مي‌شود. ما بايد اين سياه‌چاله كه هر روز فقط بحران توليد مي‌كند را منهدم كنيم. اين سياه‌چاله به دليل توليد تبعيض، بي‌عدالتي، عدم شايسته‌سالاري بحران‌هايي را يكي پس از ديگري ايجاد مي‌كند، پس بايد از بين برود. چندين سال است گفته مي‌شود حاكميت به دنبال حذف اين سياه‌چاله است، اما هيچ اتفاقي نيفتاده است.اگر امروز بخواهيم اميد ايجاد كنيم؛ سهم واقعي مردم و جوانان را در اقتصاد به آنها بدهيم؛ مسير پيشرفت را شكل بدهيم؛ بايد اين سياه‌چاله از بين برود. الان جوانان سهم و نقشي در اقتصاد ايران ندارند. مسير پيشرفت آنها بسته شده است. دليل آن هم اينكه يك حلقه بسته‌اي چنبره انداختند بر شركت‌هاي بزرگ كشور و اجازه حضور اقشار مختلف جوان‌ها را نمي‌دهد. فقط يك طيف محدودي صندلي‌ها را گرفتند. اينها را مردم مي‌بينند. ولي وقتي اصلاحات اتفاق بيفتد مردم اينها را مي‌بينند و به آينده اميدوار مي‌شوند؛ مردم مي‌فهمند كار و تلاش كنند، خلاقيت داشته باشند، وقت بزارند، ارتقا پيدا مي‌كنند.  ما داريم اميد را مي‌بنديم، البته در بحث‌هاي اقتصادي اين اميد را كمرنگ مي‌كنيم.

اميد بسته شده يا در حال بسته شدن است؟

در حوزه اقتصاد فقط به شما مي‌گويم كه مسير بسته شده است. ما سياه‌چاله‌اي را چهل ساله ايجاد كرديم . سياه‌چاله‌اي كه عناصرش «رانتي، نفتي، رفاقتي، غارتي، دستوري و شبه‌دولتي» بودن است. در اين اقتصاد تبعيض رشد مي‌كند؛ فاصله طبقاتي تشديد مي‌شود. اين سياه‌چاله محورش واردات است نه توليد. از سويي جايگاه بخش خصوصي در آن با جايگاه اصليش فرسنگ‌ها فاصله دارد. مردم در اقتصاد جايي ندارند. سهم مردم از كيك اقتصاد بسيار اندك است. بر همين اساس الان بخش عمده‌اي از اقتصاد دست نهادهاي خاص و شبه‌دولتي‌هاست. اين وضعيت نااميدي ايجاد مي‌كند، چون منافع كلان نصيب يك گروه اقليت مي‌شود. چندي پيش شنيدم، يك شخصي كه نه تحصيلات عاليه دارد  نه سوابق كاري برجسته، مديرعامل يك شركت بزرگ معدني شده است. شخصي كه سمتش را به واسطه يكسري سفارش‌هاي پشت پرده گرفته است . قطعا چندي بعد هم خواهيم شنيد كه حقوق اين فرد يا افرادي مثل او 500 ميليون يا يك ميليارد تومان است. ما مي‌خواهيم كشور درگير اين اعتراضات نشود، چون اين اعتراضات تبعات سنگين دارد.

    پيامدهاي اقتصادي اين اعتراضات در بخش اقتصادي چيست؟

وقتي اعتراضات گسترده مي‌شود؛ شيطنت‌هاي بيروني نيز وارد مي‌شود . سطح درگيري‌ها تشديد مي‌شود. كشته‌ها زياد مي‌شود.اين اعتراضات نااطميناني سياسي و اقتصادي را تشديد مي‌كند. هجمه بين‌المللي ايران را بيشتر مي‌كند. فشار تحريم را افزايش مي‌دهد. بهانه به دست كشورهايي مثل امريكا مي‌دهد كه تحريم‌ها را بيشتر كند. تهديد به جنگ تبديل مي‌شود. نااطميناني‌ها هم كه از يك حدي بيشتر مي‌شود، انتظارات تورمي را تشديد مي‌كند. وقتي انتظارات تورمي رشد كند، هم تورم رشد مي‌كند و هم شاهد جهش‌هاي ارزي خواهيم بود.

اين‌طوري كه ما نمي‌توانيم كشور را اداره كنيم. هر كدام از اين اعتراض‌ها تبعات اقتصادي تورمي و جهش ارزي را به همراه دارد، چون بهانه به بيرون مرز داده شده كه دخالت كنند و تهديدها را افزايش دهند. 

 همه اينها باعث مي‌شود سرمايه‌گذاري متوقف شود، چون سرمايه‌گذار مي‌بيند كه فضاي آرام و باثباتي در اينجا وجود ندارد.

در حال حاضر سرمايه‌گذاري در كشور منفي است.

بله، سال‌هاست رشد سرمايه‌گذاري در كشور منفي است. البته در دولت‌هاي قبلي، يكي، دو سال سرمايه‌گذاري مثبت شد، اما مثبت شدن ناشي از سرريز پول‌هاي نفتي بود. گزارش‌هايي كه همان زمان داده مي‌شد، گمراه‌كننده بود؛ چون بخش خصوصي سرمايه‌گذاري نكرده بود، بلكه سرزير بخش نفت بود كه سرمايه‌گذاري را مثبت كرد.

در دنياي واقعي سرمايه‌گذاري در 14 سال اخير كه تحريم‌ها تشديد شده، هميشه منفي بوده است.

ما بايد تصميمات اساسي در راستاي اصلاح محيط اقتصاد ايران بگيريم. يكي از اين تصميمات حذف سياه‌چاله‌اي است كه سال‌ها از آن صحبت كرده‌ام و هنوز بر آن تاكيد دارم.

    برآوردي از ميزان آثار منفي اين اعتراضات بر اقتصاد داريد؟ اعتراضاتي كه دولت گفت آنها را شنيده است. منظور همان ديدار با روساي اتاق‌ها و اصناف است، ولي به باور گروهي دولت آنها را نشنيد.

ما بايد واقعيت‌ها را ببينيم؛ با ديدار با روساي اصناف و بازرگانان مشكل حل نمي‌شود. مشكل فراتر از اينهاست. مشكل آن سياه‌چاله است كه بايد منهدم شود. دولت مي‌خواهد ماليات اصناف را صفر كند، مثل اين است كه به كودكي كه گريه مي‌كند، شكلات بدهيد تا گريه او متوقف شود.

مساله امروز ايران با اين سياست‌هاي مقطعي حل نمي‌شود. مساله بنيادين است. اگر سياه‌چاله منهدم نشود، نااميدي باقي مي‌ماند. 

    فقط به خاطر قطعي اينترنت خسارت زيادي به گفته فعالان حوزه‌ آي‌تي و بازرگانان به آنها تحميل شده است. البته آنها نيز آماري نمي‌دهند ولي مي‌گويند تمام روابط خارجي آنها قطع شده است. 

بخش زيادي از كسب و كارهاي خانواده‌هاي ما مختل شده است. بسياري از خانواده‌ها كسب و كارهاي اينترنتي راه انداخته بودند كه با قطعي اينترنت تمام آنها متوقف شده است. فعالان بزرگ اقتصادي كه در حال واردات و صادرات بودند، فعاليتشان مختل شده است، چون آنها با فعالان اقتصادي و به ويژه تجار كشورهاي مختلف دايم در ارتباط بودند و اكنون اين ارتباط متوقف شده است.

در داخل كشور هم همه شبكه‌هاي اقتصادي مبتني بر اينترنت و همه آنها متوقف شده است. يك هفته اقتصاد ايران تعطيل است . البته شرايط كنوني حاكميت را مجبور كرده كه اينترنت را ببندد. اما همين تصميم تبعات سنگين اقتصادي دارد، پس بايد مسير اصلاح شود. اگر مسير اصلاح نشود، ما به اعتراضاتي برمي‌خوريم. اين اعتراضات هم پيامدهايي دارد كه بخشي از آن اقتصادي است و آن پيامدها شرايط اقتصادي موجود را بدتر مي‌كند.

هر روزي كه اقتصاد ايران تعطيل است، ما زيان مي‌كنيم. كيك اقتصاد ايران الان 400 ميليارد دلار است؛ يعني رقم GDP ايران در هر روز يك ميليارد دلار است. الان بخشي از اين يك ميلياردها در هر روزي كه اقتصاد ايران به تعطيلات اجباري رفته، كاهش يافته است. نمي‌توانم دقيق بگويم در اين هفت روزي كه اينترنت قطع شده و اقتصاد تعطيل، چند درصد از اين 400 ميليارد دلار از بين رفته يا اينكه روزانه چند درصد از آن يك ميليارد دلار تقليل پيدا كرده است.