کانال تلگرام ایران جیب
کیان برنا
ibshop
نیسان
تاپیک شاپ

برندگان و بازندگان توافق هسته‌ای ايران

کدخبر:۱۳۲۳۹دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۴:۰۲۵۱۳۴ بازدید

پس از توافق هسته ای، تعامل آمریکا با ایران، بر اساس مدل روسی است یا چینی ؟

حسن روحانی رئیس جمهوری ایران وعده داد توافق خوب برای ایران به دست خواهد آمد و این توافق چشم اندازهای خوبی را در برابر کشور قرار خواهد داد.

به گزارش سرویس بین الملل انتخاب ؛ مذاکرات هسته ای میان ایران و شش کشور دیگر همچنان ادامه دارد و حتی این مذاکرات در برخی زمینه ها چون روند بازرسی از تاسیسات هسته ای ایران به بن بست هایی رسیده است.

با وجود چنین چالش هایی همچنان تلاش برای تدوین پیش نویس توافقنامه ادامه دارد در نتیجه گفتن این مطلب که زمان توافق نزدیک شده است سخن بیهوده ای نیست.ایران در پی آن است تا مذاکرات هسته ای را با دیگر مشکلات منطقه پیوند نزند اما توافقی که حاصل خواهد شد تبعاتی را نیز به دنبال خواهد داشت زیرا این توافق در ادامه بر روابط خارجی ایران تاثیر خواهد گذاشت.

با این حساب این سئوال مطرح می شود که آیا توافق هسته ای با ایران می تواند سبب مهار آن دسته از تنش هایی در منطقه شود که به نوعی دست های ایران و برخی از قدرت های منطقه ای دیگر در ایجاد آنها دیده می شود یا آنکه توافق با ایران این کشور را قدرتمند تر خواهد کرد و در ادامه باید شاهد تنش های بیشتری در منطقه باشیم؟!

دلایلی وجود دارد که با استناد به هر کدام از آنها می توان هر دو مورد را محتمل دانست در نتیجه می توان اینگونه تعبیر کرد که توافق هسته ای با ایران به جنجال درباره پرونده هسته ای این کشور پایان می دهد اما می تواند پرونده های بحران زای دیگری را در منطقه ایجاد کند در نتیجه این نیاز احساس می شود که از هم اکنون باید برای رویارویی با این تنش ها و بحران ها چاره اندیشی کرد.اگر نتیجه توافق هسته ای در روابط خارجی ایران آشکار شود یا تاثیرات خود را بر پرونده های تنش زای منطقه بر جای بگذارد ،به دور از نگرانی هایی که برخی از طرف ها در ایران مطرح می کنند می توان اینگونه گفت که ایران از این توافق سود راهبردی خواهد برد.

البته فرضیه دیگری هم وجود دارد و آن اینکه اگر برای مدیریت بحران های آتی که پس از توافق با ایران در منطقه ایجاد می شود فکری نشود منطقه با تنش های بیشتری مواجه خواهد شد و این امر می تواند شرایط منطقه را رو به بدتر شدن ببرد.در حوزه داخلی در ایران شاهد مقاومت هایی در برابر دولت میانه روی حسن روحانی هستیم. دولت میانه روی روحانی با فشارهای شدیدی در داخل کشور روبروست. 

یا آنکه پایگاههای خبری نزدیک به اصولگرایان از نتیجه نظرسنجی ای می گویند که بر اساس آن محبوبیت حسن روحانی در مقایسه با سال گذشته تا حدود 10 درصد کاهش یافته است. کاهش محبوبیت روحانی ناشی از آن است که رئیس جمهوری ایران در عملی کردن وعده های انتخابات اش مبنی بر آزادیهای بیشتر در کشور نتوانست چندان موفق عمل کند، ضمن اینکه اقتصاد ایران همچنان یکی از عواملی است که زمینه را برای فشار بیشتر بر دولت روحانی فراهم می کند اگر چه دولت روحانی دستاوردهایی در این زمینه داشت و موفق شد تورم 40 درصدی را به 17 درصد برساند با این حال هنوز در مقایسه با یک دهه گذشته عقب است.

اقتصاد ایران در سال 2005 پنجمین اقتصاد منطقه بود اما این کشور در سال 2009 به نهمین اقتصاد و در سال 2013 به چهاردهمین اقتصاد منطقه تبدیل شد تا طرح موسوم به چشم انداز ایران که در آن وعده داده شد ایران در سال 2025 به اقتصاد اول منطقه تبدیل می شود ضربات مستقیمی را شاهد باشد.در همین حال برخی از روزنامه‌های ایران از نظرسنجی دیگری می گویند که در آن آمده است 90 درصد ایرانیان به طرف آمریکایی اعتماد ندارند با این حال خواستار تداوم مذاکرات هستند.

ایران در فوریه آینده شاهد برگزاری انتخابات پارلمانی است، اگر پیروز این کارزار جریان میانه رو باشد می توان تاثیر آن را بر روند کار دولت روحانی و تقویت پایگاه سیاسی اعتدالگرایان در این کشور مشاهده کرد.روحانی از لغو تحریم ها زیاد گفته است اما کارشناسان اقتصادی معتقدند تحریم ها علیه ایران سبب بروز 20 درصد از مشکلات اقتصادی بوده است ضمن اینکه تاثیر توافق هسته ای بر اقتصاد ایران تاثیر سریع و مستقیم نخواهد بود.

ممکن است ایران پس از لغو تحریم ها شاهد رشد اقتصادی سه تا هفت درصد باشد اما این میزان رشد برای مبارزه با بیکاری 14 درصدی یا حل دیگر مشکلات اقتصادی کشور کافی نیست ضمن اینکه ایران برای به دست آوردن همه آنچه را که در اثر تحریم ها از دست داده است به سالها زمان نیاز دارد.با این حال لغو تحریم ها می تواند در اساس اقتصاد ایران تغییراتی را به وجود بیاورد و جهتگیری جدیدی را به اقتصاد این کشور بدهد که افزایش سرمایه گذاری خارجی یا افزایش رقابتی شدن اقتصاد بخشی از این جهتگیری هاست.ایران اگر چه توانست برخی از تحریم ها را تحمل کند اما تحریم نفتی این کشور به اقتصاد ایران آسیب های فراوانی وارد کرده است زیرا اقتصاد این کشور تا حد زیادی به درآمدهای نفتی متکی است.

ایران از سال 1996 در جذب سرمایه گذاری های خارجی، به ویژه سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز با مشکل مواجه بود زیرا بر اساس قانون تحریم هیچ سرمایه گذاری حق سرمایه گذاری بیش از 20 میلیون دلار را در این کشور ندارد. البته ناکامی در جذب سرمایه گذاری های خارجی را نباید تنها در تحریم ایران جستجو کرد بلکه این امر تا حد زیادی ناشی از سازوکارهای حقوقی و سیاسی در این کشور است. سازوکارهایی که اقتصاد این کشور را با چالش های مواجه کرده است مثلا ماده 81 از قانون اساسی ایران هرگونه سرمایه گذاری خارجی در کشور را که سبب اعطای امتیازاتی شود که می تواند به زیان استقلال کشور باشد منع کرده است.

تلاش های شانزده ساله دولتهای سابق هم نتوانست به مشکلات حقوقی و سیاسی در مسیر اقتصاد کشور پایان دهد. حتی قانون حمایت از سرمایه گذاری های خارجی مصوب سال 2002 هم نتوانست این معضل را حل کند.در هر حال می توان از اقتصاد و سرمایه گذاری خارجی به عنوان پرونده هایی در ایران یاد کرد که زمینه را برای رویارویی و رقابت میان اصولگرایان از یک سو و اعتدالگرایان و اصلاح طلبان از سوی دیگر فراهم می کند و آنچه پیداست اینکه اصولگرایان همواره در ایران به ارکان اقتصادی کشور نزدیک تر بوده اند.

با آنکه عوامل بحران اقتصادی ایران متعدد است اما لغو تحریم ها علیه این کشور آثار مثبتی را بر اقتصاد ایران بر جای خواهد گذاشت زیرا 100 تا 140 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی این کشور به دلیل تحریم ها در بانک های خارجی توقیف شده است و بر اساس اظهارات یکی از اعضای مطلع کنگره آمریکا به محض امضای توافق هسته ای با ایران 30 تا 50 میلیارد دلار از این دارایی ها آزاد خواهد شد.

شعار «تدبیر و امید» که با ورود روحانی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری وارد عرصه سیاست ایران شده است زمانی محقق می شود که جایگاه ایران در محافل بین المللی رشد یابد و پیداست که عملی شدن این هدف نیازمند بهبود در روابط با غرب است هر چند این امر تا حدودی به موفقیت ایران در بهره گیری از نفوذش در محافل مختلف نیز ارتباط دارد.

اگر بر این باور باشیم که اولویت های سیاست خارجی هر کشور در گرو برنامه ریزی های درست آن کشور است باید بگوییم که ایران نیز پس از امضای توافقنامه هسته ای نیازمند برنامه ریزی های طولانی و راهبردی است و همین امر گویای آن است که می توان امید داشت پس از امضای توافقنامه سیاست های این کشور در سایه دولت روحانی تغییراتی را شاهد خواهد بود. این تغییر در روابط خارجی این کشور از جمله روابط با آمریکا نیز استثنا نخواهد داشت. ایران برای رسیدن به این مرحله در برخی از سیاست هایی که چالشی در مسیر سیاست های خارجیش به شمار می آید تجدید نظر خواهد کرد اما این تجدید نظر در سطحی نخواهد بود که از آن به دنباله روی ایران از آمریکا تعبیر شود!

البته گزارش هایی که از آمریکا به گوش می رسد نشان می دهد راهبرد این کشور تعامل با ایران و تلاش برای تبدیل چالش ها به فرصت هاست . این سیاست آمریکا بر شش اصل استوار است

1- تقویت توافق هسته ای با تحمیل شرایطی موثر و طولانی مدت که بتواند التزام ایران به توافقنامه را تضمین کند

2-همکاری با ایران در مسائلی که منافع مشترک برای دو کشور دارد. این مسئله با هدف کمک به ثبات و آرامش خاورمیانه و وارد کردن ایران در فهرست کشورهای میانه رو است

3-رویارویی با آن بخش از سیاست های ایران که با منافع آمریکا در تضاد است

4- التزام دولت آمریکا به حمایت از شرکای منطقه ای با هدف مقابله با طرح های احتمالی ایران که می تواند سبب بی ثباتی منطقه شود

5-استفاده از توافق هسته ای با ایران در مسیر تقویت معاهده منع تولید و گسترش سلاح هسته ای و مقابله با طرحهای هسته ای مشابه در منطقه

6-استفاده از فرصتی که توافق هسته ای با ایران ایجاد می کند برای توجه و تمرکز به آسیا و اروپا و افزایش نفوذ واشنگتن در چین و روسیه

اما این سئوال مطرح می شود که پس از توافق هسته ای تعامل آمریکا با ایران بر اساس مدل روسی است یا چینی ؟ طبیعی است که ایران ترجیح می دهد مدل چینی باشد یعنی در حوزه سیاسی دو کشور به طرز قابل ملاحظه ای به هم نزدیک نمی شوند اما در تبادل منافع شاهد گشایش خوبی خواهیم بود زیرا ایران معتقدند بهبودی کامل روابط با آمریکا به معنی دور شدن تهران از شعارهای انقلاب است و این می تواند برای کشور زیان هایی به دنبال داشته باشد .

در هر حال توافق هسته ای راه را برای نزدیک شدن بیشتر ایران و آمریکا فراهم می کند و حتی می تواند موجب همکاری منطقه ای شود و روابط ایران را با همسایگانش بهبود ببخشد اما به نظر می رسد این بهبود روابط شامل روابط ایران و عربستان نشود چرا که رقابت این دو کشور می تواند عرضه را در بازار نفت بالا نگه دارد و عرضه بالای نفت بر بازار جهانی به سود آمریکا و دیگر کشورهای خریدار نفت است.

البته در برابر این فرضیه، فرضیه دیگری نیز قرار دارد و آن اینکه ممکن است توافق هسته ای با ایران شرایط این کشور را بهبود ببخشد و این کشور با استفاده از این شرایط در پی افزایش نفوذ منطقه ای خود بر آید و به نوعی در این زمینه به رقابتی پررنگ تر با عربستان و ترکیه روی آورد.

این اتفاق می تواند سبب نرمش در سیاست های ترکیه شود و آثار این نرمش را می توان در پرونده های چون بحران سوریه مشاهده کرد.

اما در این شرایط تنش در روابط ایران و عربستان بیشتر خواهد شد.اگر در ادامه شاهد تداوم بحران در سوریه و عراق باشیم باید بگوییم تنش در روابط میان عربستان و ایران در پس از توافق هسته ای روند رو به رشدی دارد به ویژه اینکه عربستان قادر نیست کاری را که در یمن آغاز کرده است پایان دهد.




اخبار مرتبط

دیدگاه ها

افزودن دیدگاه


  • نظرات غیر مرتبط با موضوع خبر منتشر نمی شوند.
  • نظرات حاوی توهین و افترا منتشر نمی‌شوند.
  • لطفاً نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید.
نام:
پست الکترونیک:
متن:
در صورتی که تمایل دارید بعد از تایید از طریق ایمیل به شما اطلاع داده شود ، علامت بزنید

در صورتی که تمایل دارید بعد از پاسخ به نظر شما از طریق ایمیل به شما اطلاع داده شود، علامت بزنید
X22
نگین خودرو

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار هفته

پربحث ترین ها

سایر خبرها

آسایشگاه خیریه
سکه ثامن
کلینیک دی
جار میزنم
تورآنتالیا