کانال تلگرام ایران جیب

آخرین اخبار

فروشگاه اینترنتی مدیسه
تور لحظه آخری,تور کیش,تور دبی,تور آنتالیا,تور ترکیه,تور استانبول
صرافی آرز
دهکده ساحلی الیت
زیرپوش ضد عرق
ایکاپ
نیسان
مجتمع فنی تهران
کانال تلگرام ایران جیب

بابک زنجانی خانه‌ های «ایران‌زمین» را می‌خرد

کدخبر:۱۲۸۰دوشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۲:۰۴۱۰۹۵۵ بازدید

اینجا «ایران‌زمین» است؛ خیابانی در «شهرک غرب» با خانه‌های چند ده‌میلیاردی‌اش که حالا صاحبانشان در هتل آزادی اسکان پیدا کرده‌اند. ساعت پنج‌صبح روز 13 مهر بود که صدای مهیب ریزش، خواب اهالی ایران‌زمین را آشفته کرد.
بابک زنجانی خانه‌ های «ایران‌زمین» را می‌خرد

علت صدا ریزش ضلع شمالی پروژه شرکت ستسا متعلق به بابک زنجانی بود. جاده ضلع شمالی فروریخته است و خانه‌ها تخلیه شده‌اند. اجازه ورود به پروژه را نمی‌دهند. مرد مسنی که کلاه ایمنی بر سر دارد و از قرار یکی از مدیران پروژه است، با خانم میانسالی از مالکان محل در حال گفت‌وگو است. مرد مسن می‌گوید: «ببینید آقای زنجانی که شخصا نمی‌آیند برای خرید خانه با شما صحبت کنند نماینده می‌فرستند.» راهی خیابان منتهی به پروژه می‌شوم. انتهای حیاط خانه‌ها حالا به جاده که نه به گودالی فروریخته و مهیب ختم می‌شود.

بیل مکانیکی در کنار گودال در حال خاکریزی است. کمی پایین‌تر لاشه کانکس‌ها به چشم می‌آید. انتهای گودال ختم می‌شود به گودبرداری با ارتفاع 50 و مساحت سه‌هزارمتر که پر از آب شده است. گودال آبی که از شکستن لوله آب و فرونشست ایجاد شده است. ساکنان از ترس جانشان رفته‌اند، از آن صبحی که با صدای مهیب از خواب پریدند و با پیژامه به خیابان آمدند تا حالا که آواره هتل و خانه اقوام شده‌اند. تک و توک اهالی برای سرزدن به خانه‌هایشان حضور دارند.

 ماشین کلانتری برای حفاظت از خانه‌های خالی‌مانده دایما در حال گشت‌زنی است. دیوارهای خانه‌ها ترک‌های عمیقی برداشته است. زنگ خانه‌ها را می‌زنم، کسی جواب نمی‌دهد. بالاخره خانم مسنی جواب می‌دهد. ‌می‌گوید: «از خرداد خانه‌ها شروع کرده بود به ترک‌برداشتن، نامه نوشتیم، اعتراض کردیم اما هیچ‌کس توجه نکرد. از دو سال پیش پروژه شروع شد. یواش‌یواش کوبیدند، قبلا اینجا تالار سبز بود، سپاه بود، بسیج بود همه را کم‌کم کوبیدند.

 کوبیدنشان چهارماهی طول کشید. بعد از آن تاکنون در حال گودبرداری هستند. حالا هم 45متر رفتند پایین و معلوم است غیراصولی است. همه خانه‌ها به خاطر این ترک برداشتند.» او می‌افزاید: «پیشنهاد خرید دادند اما من دوست ندارم خانه‌ام را بفروشم، تازه‌ساخت است خانه‌های دیگر کلنگی است. البته فقط حرف زدند و قیمت ندادند باید کارشناس بیاید.» دوباره پرسه می‌زنم. ظاهری پسرک جوانی است با گرمکن و شلوار مارک که ساکن یکی از این خانه‌هاست.

 خانه سه‌طبقه است با حیاطی بزرگ. درباره صبح حادثه می‌گوید: «ساعت یک ربع به پنج بود که نگهبان کوچه زنگ را زد و گفت بیایید از خانه بیرون؛ دارد می‌ریزد. ما خواب و بیدار بودیم که یکی از همسایه‌ها گفت ریخت و صدای مهیب و وحشتناک آمد. نصف خیابان ریخت و ما خیلی سریع ماشین‌ها را جابه‌جا کردیم و سر کوچه گذاشتیم. بعد رفتم سر کوچه دیدم خیابان رفته پایین، لوله ترکیده بود و آب هم داشت با فشار بیرون می‌زد. تازه اگر یک ساعت دیرتر ماموران شرکت آب و فاضلاب می‌رسیدند، خانه ما هم می‌رفت.

 بعد هم کانکس سقوط کرد و سقوط آن هم صدای مهیبی داشت که همه ترسیدند. کلانتری که آمد اقدام کرد آب و فاضلاب و آتش‌نشانی از راه رسیدند.» ظاهری ادامه می‌دهد: «مرتبا می‌آمدند ترک‌ها را اندازه‌گیری می‌کردند، هفته پیش هم آمدند، دونفر از شرکت ستسا، همکارشان اندازه‌گیری کرد با کولیس وقتی عدد را گفت آن دیگری که یادداشت می‌کرد شک کرده بود، متعجب پرسید: چرا اینقدر؟ زیاد شده! دوباره و سه‌باره اندازه‌گیری کردند همان بود و رفتند. الان ترک عمیقی هم در حیاط ما ایجاد شده که جدید است.»

او درباره فروش خانه‌شان می‌گوید: «هنوز فقط صحبتش است و جلو نیامدند. البته ما شکایت کردیم باید ببینیم چی می‌شود.» راننده یکی از جرثقیل‌ها پسر جوان نارنجی‌پوشی است که گوشه‌ای ایستاده و مشغول صحبت با یکی از خانم‌های میانسال ساکن محل است. می‌گوید: «یکی از برج‌ها هم خالی کرده است اما آن دوتای دیگر را خطری تهدید نمی‌کند.» وی یادآور می‌شود: «ما اینجا بودیم که خیابان فروریخت. آب نشتی داده بود. تقریبا از 10 روز قبل آب نشتی می‌داد، به آبفا گفتند، آبفا گفته بود اینجا لوله نیست. این لوله در نقشه نبود چون قدیمی بود. 

هرچی آمدند نگاه کردند گفتند نه چیزی نیست. اما اینها چاه زدند مرتب پر آب می‌شد گفتند که نشتی دارد. آبفا می‌گفت همچین لوله آبی نداریم اینجا، تا اینکه نم و رطوبت زیاد شد به دیوار بتنی فشار آورد و فرو نشست.» او ادامه می‌دهد: «از سر شب خیابان ترک خورده بود و داشت بیشتر می‌شد. ما شب‌کار بودیم در این اتاقی که خراب شده است. آمدیم بیرون. دیدیم اتاق خیلی دارد صدا می‌دهد؛ صداهای عجیب‌وغریب. آمدیم بیرون تو ماشین خوابیدیم.

 کم‌کم دیدیم خیابان دارد می‌رود. قبل از اینکه خراب شود، خیلی ببخشید همسایه‌ها با لباس خواب پریده بودند بیرون. خانه‌هایشان صدا می‌داد. صدایش عجیب‌وغریب و وحشتناک بود.» او می‌افزاید: «پروژه دارد کار می‌کند. 10متر گودبرداری مانده، باید فونداسیون ببندند، موتور‌بندی کنند. پربتنش کنند، تا بیاید بالا و کار شروع شود. از یک طرف برق اتصالی کرد، از یک طرف آب بود، از یک طرف گاز بود، اصلا یک وضعی. مثل جهنم بود. خداروشکر برای کسی اتفاقی نیفتاد.» از او درباره حقوقش می‌پرسم. پاسخ می‌دهد: «الان من سه‌تومن طی کردم، با اضافه‌کار 5/3 می‌شود. 

به‌کارگرها یک‌ونیم و یک‌میلیون‌ودویست می‌دهند. بستگی به ‌کارشان دارد. ما برای خود شرکت کار می‌کنیم؛ هشت، 9سال است. قبل از این شرکت نفت بودم و باغ پرندگان.» می‌پرسم: «کدام قسمت شرکت نفت بودید؟» می‌گوید: «شرکت نفت پالایشگاه اراک بودیم.» آن‌طرف‌تر زن مالک که داشت با یکی از مسوولان پروژه صحبت می‌کرد با چند نفر دیگر مشغول صحبت هستند. به سراغشان می‌روم. زن ناراضی است: «الان برای اینکه آراممان کنند گفته‌اند همه را می‌خریم. من متضرر شده‌ام، خانه‌ام را قولنامه کرده بودم، خریدار فسخ کرده است. کناری هم اجاره داده بود آن هم فسخ کرد.»

مرد میانسالی همکلام او می‌شود: «الان شما قشنگ می‌توانی بفروشی. دوبرابر می‌توانی بفروشی.» زن پاسخش را می‌دهد: «نمی‌دهند. دیروز به من گفتند شب تماس می‌گیریم. هنوز معلوم نیست دارند تصمیم می‌گیرند بخرند یا نه. می‌گویند در اولویت این سه خانه هستند که ترک‌هایشان زیادند و بَر‍ِ خیابان هستند. بعد پشتی‌ها که ترک خوردند بعد به ما می‌رسد. اما دیروز که شورای شهر اینجا بودند گفتند همه را می‌خریم. ناراحتی ندارد. بابک زنجانی اینقدر پول دارد، دوبرابرش را می‌دهد، از قیمت کارشناسی هم بالاتر می‌دهد. 

اما این حرف‌ها برای یک ساعتی بود که شورای شهر و مسوولان شهرداری اینجا بودند تا غایله بخوابد.» زن ادامه می‌دهد: «الان هم تماس گرفتند گفتند بابک زنجانی آمده من با عجله آمدم آنقدر که دکمه‌های روپوشم را در خیابان بستم. بابک زنجانی صبح آمده یک‌دقیقه سر زده و رفته شورای شهر.» او می‌افزاید: «الان به‌نظرم تنها همین سه‌تا خانه را می‌خواهند بخرند. اول برای آرام‌کردن، مردم را بردند هتل آزادی و استقلال. گفتند تخلیه کنید گفتیم کجا برویم گفتند بروید هتل استقلال و آزادی. من گفتم: متضرر شدم. گفتند: ما پرداخت می‌کنیم.

 گفتم: توافقنامه و قولنامه در بنگاه است خودتان بروید.» مرد میانسال می‌گوید: «من خودم بنگاه‌دارم بیایید آنجا بنویسم برایتان، کدام بنگاه رفتید؟ من املاکی هستم.» زن می‌گوید: «اتفاقا گفتند املاکی‌ها می‌آیند با شما صحبت می‌کنند که قیمت را ببرند بالا شما نفروشید. من هم گفتم آقا من قیمت کارشناسی را قبول دارم.» مرد املاکی می‌گوید: «قیمت کارشناسی اینجا متری 22‌میلیون است. البته زمین.»

زن می‌پرسد: «ساختمان چقدر است؟»

مرد املاکی پاسخ می‌دهد: «باید ببینید تمیزی‌اش چطور است، اما ساختمان‌های اینجا بیشتر کلنگی است. 25، 26ساله متری 24‌میلیون می‌شود. نوساز باشد یا بازسازی‌شده شاید تا 30تومن هم بخرند. چون بَرِ خیابان است کشش دارد برای کارهای دیگر. معامله کنید برود، می‌شود مثل گلستان که نمی‌توانی یک‌ثانیه بایستی.» زن میانسال آهی می‌کشد و با حسرت می‌گوید: «اینجا دنج‌دنج بود، یک بازارچه بود که 25سال تعطیل بود. بهترین موقعیت را در این منطقه داشت اما با این پروژه خراب شده است.»

 حالا باید دید سرنوشت پروژه تجاری - اداری سه‌هزارمتری بابک زنجانی در ایران‌زمین چه می‌شود؛ پروژه‌ای که زنجانی در دولت پیشین در کمیسیون ماده 5 وزارت مسکن و شهرسازی مجوز گودبرداری 50متری‌اش را گرفت و حالا تا 45متر پیش رفته است. زنجانی اگر بخواهد تنها سه خانه «بر» پروژه را که به‌خاطر فرونشست خیابان دچار آسیب شدید شده بخرد باید 26میلیاردو400‌میلیون‌تومان  بپردازد.

همراه مکانیک



دیدگاه ها

امین: 1392/7/1510:44:05،
194
49
با این پولها میدونین میشه چند تا شهر و روستا رو آباد کرد یا چند تا خونواده رو از بدبختی و فلاکت نجات داد حالا فقط خرج تهران مثلا پایتختمون بکنن این پولها حق و خون مردمان بی گناهی ان که خونشون تو شیشه اس و بعضیاع دارن کیفشو میبرن.
فراز: 1392/7/1713:02:33،
39
42
به شخصه ترجیح میدم آقایون بخور بخورشون رو داشته باشن ولی به مملکت هم برسن و کار بکنن، نه مثل دولت قبلی که هم مثلا" جلوی بخور بخور و گرفت هم آبادی مملکتو و گند زد به همه چی.
زنجانی هم درسته خورده از نفت ولی اگه نبود الان 1 بشکه هم نمی تونستیم نفت بفروشیم، از الان هم بدبخت تر بودیم
کاوه خان: 1392/7/1511:05:19،
181
37
وقتی همه چیز بی حساب و کتاب باشه این شکلی میشه.
رضا: 1392/7/1511:37:37،
173
31
دست دولت ومجلس درد نکنه با این دلال نفتی شون.چند تا کشتی هم میدادن ما میفروختیم به آقایون پورسانتش رو حتما می دادیم.
آراز: 1392/7/1511:46:46،
166
38
آخه تو این مملکت یکی نیست بگه آقای بابک زنجانی اینهمه پولو از کجا آورده؟ یعنی پای همه گیره؟
راننده تاکسی: 1392/7/1512:16:18،
113
39
ایجاد یک همچین پول هنگفتی در زمان کوتاه آنهم با شغل رانندگی محال است .
یا باید یک ارث چند صد میلیاردی در کار باشه یا گنج !
که هیچکدام نیست .

این میزان سرمایه در این زمان کوتاه جز با رانت خواری و پول شویی امکان ندارد .
رضا2: 1392/7/1511:59:13،
128
36
اگر جای بابک بودم کل تهران رو میخریدم . مجلس و دولت را هم تعطیل میکردم خوب بعدش هم همه تصمیمات رو خودم میگرفتم.همه نفت هم خودم میفروختم!
مهندس: 1392/7/1512:13:14،
101
39
خیلی عجیبه ... اون نیلینگ هایی که میزنن برای تثبیت خاک معمولا ردخور ندارن و خوب کار میکنن ... به نظر من این رانش خاک ، یک کار عمدی برای خرید خانه های اطراف بوده تا بعد از احداث مرکز تجاری افزایش چند برابری داشته باشد و یک مرکز دیگه اونجا ساخته بشه .
امین: 1392/7/1512:30:20،
105
38
اینم بدونیم که ماها بیخود خودمونو خسته نکنیم اینا همشون دستشون تو یه کاسه اس فقط هم بخور بخوره هیچ دولتی یا کشوری اینچنین فساد مالی مثل کشور ما نداره باید دست مریضاد گفت به همه دست اندرکاران
امین: 1392/7/1512:30:49،
63
29
اینم بدونیم که ماها بیخود خودمونو خسته نکنیم اینا همشون دستشون تو یه کاسه اس فقط هم بخور بخوره هیچ دولتی یا کشوری اینچنین فساد مالی مثل کشور ما نداره باید دست مریضاد گفت به همه دست اندرکاران
kazeme: 1392/7/1513:11:24،
84
41
این ها رو حکومت باید مورد توجه قرار بده. اگر واقعاً حکومت عدل علی هست، حضرت علی هیچگاه اجازه نمی داد بیت المال به دست پول پرستان و دنیا طلبان بیفته. این آموزه هایی است که خودشان همیشه تکرار کرده اند. در حکومت علی سهم ولید بن عقبه سه سکه بود و سهم یک برده تازه مسلمان هم سه سکه...
رضا: 1392/7/1513:23:05،
52
43
ببینید دوستان ادم باید اینجوری لارج باشه !!!!! همه یاد گرفتید؟؟؟
ندا: 1392/7/1513:30:30،
54
34
بیچاره مردم!
تي تي: 1392/7/1513:48:26،
46
45
مرسي بابك جان
شهرام تبریزی: 1392/7/1514:27:17،
58
44
کجاست ذوالفقار حیدر کرار که حافظ بیت المال بشه یا مهدی///
علی: 1392/7/1523:39:54،
39
31
اون موقع هم از الان بهتر نبود.اون موقع ایران اشغال شده را غارت میکردند و به کسانی مثل طلحه و زبیر و عبدالرحمن بن عوف میدادند.دعوا فقط سر این بود که قدیمی ها بیشتر بگیرند یا پول غارتی به اسم بیت المال بصورت مساوی بین اعراب اشغالگر تقسیم بشه!! حالا هم جزایری ها و جمشید بسم الله ها و بابک زنجانی ها جانشین خلف اونها شده اند!!
دکی: 1392/7/1514:36:47،
51
54
مطمئن باشید سر سالم توی گور نمی بره! خدا جای حق نشسته،به هر دست بدی به همون دست هم می گیری، وقتی خیلی ها پول خرید یک نصفه نان ندارند، وقتی دیدم کسایی رو که با اینکه خودشون خیلی مستحق بودن اما به مستحق دیگه ای کمک کردن و ...و حتی اون کسی که دست توی جیب میلیون ها مستحق کرد، همه اینها رو خدا می بینه.
مهدی: 1392/7/1522:20:37،
36
31
بابا خدا کجا بود عزیز من، خدا مگه بکاره بیاد برای کارهای مردمی که سرشون رو مثل کبک کردن تو برف دخالت کنه، یارو چند ساله پیش راننده رئیس بانک مرکزی بوده و الان شده خدا، اگر حرف شماها بود که تا حالا باید خدا یکاریش کرده بود. طرف معلوم نیست نوچه کدوم یک از سران مملکته.
آرش: 1392/7/1518:16:35،
46
40
کد یمین عریق جبین که میگن ماحصل کار بابک جانه.
علی: 1392/7/1523:35:00،
81
30
خوبه طرحو بروزه این اقا هم با خرید مسکن های ترک خورده و خراب کردن انها بزرگتر و بهتر هم میشه دیگه چی از این بهتر والا شانس دیگه
حسن: 1392/7/1608:58:07،
47
26
هر دم از اين باغ بري ميرسد
تازه تر از تازه تري ميرسد

مرتضي رفيق دوست
شهرام جزايري
خاوري
بابك زنجاني
.....

آفرين به اين گلستان
عاصي: 1392/7/1612:35:16،
65
29
هرچي سر اين مردم مياد حقشونه ، حالا روزهاي خوشه .خواهيم ديدكه اين جماعت چه بلاهايي سراين مردم درميارن وچه خيانتها رذالتهاوپستيها به اين آب وخاك ميكنند وهنوز هم سرمون زير برفه واين ادامه خواهد داشت......
سینا: 1392/7/1618:43:17،
60
28
یه مدتی سر مردم گرم اختلاس سه هزار میلیاردی<البته با دلار هزار تومنی> بود حالا بابک زنجانی! یه مدت دیگه رو اینم درپوش میذارن. بیخیال
محمد: 1392/7/1618:51:46،
31
32
اقای زنجانی هم یارانه میگره یا بنزین سهمیه ای هم داره
حامد: 1392/7/1713:20:48،
37
38
این هست عدالتی که جمهوری اسلامی میگفت؟ اختلاس ... میلیاردی - آقای زنجانی ... - و الی ماشالله
farzad: 1392/7/1801:33:44،
33
34
یادش به خیر ، پدرم هی می زد تو سرم می گفت : بچه درستو بخون یه چیزی بشی.
احمدی نژا: 1392/7/1901:13:35،
40
48
ههههههههههههه بابک پولهای منو نگه داشته ....چون من که نمی تونستم اون همه پولو قایم کنم ......پس یه مزدور لازم داشتم ........
جججججججج: 1392/7/2018:10:28،
39
25
کسانی که5 نسل بزر گترین صادرکننده پوست هستن گوشه از ثروت بابک زنجانی رو ندارن ....انصافا این همه ثرت حلال هست؟؟؟؟؟؟اگه 24ساعته پول هم چاپ میکرد اینهمه ثروت میشد..........؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس: 1392/7/2115:05:40،
21
37
خوب لیاقت داشته پولشو زیاد کرده شما هم دارین؟!!

خوب پولدار شین لازم نکرده حرام حلال و خون تو شیشه کنین

افزودن دیدگاه


  • نظرات غیر مرتبط با موضوع خبر منتشر نمی شوند.
  • نظرات حاوی توهین و افترا منتشر نمی‌شوند.
  • لطفاً نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید.
نام:
پست الکترونیک:
متن:
در صورتی که تمایل دارید بعد از تایید از طریق ایمیل به شما اطلاع داده شود ، علامت بزنید

در صورتی که تمایل دارید بعد از پاسخ به نظر شما از طریق ایمیل به شما اطلاع داده شود، علامت بزنید
تور لحظه آخری
نگین خودرو
آیسان پرواز
رزرو هتل
آژانس مسافرتی بهار پرستوها

پربازدیدترین اخبار هفته

پربحث ترین ها

آسایشگاه خیریه
تور لحظه آخری
تورآنتالیا
فروشگاه اینترنتی مد و پوشاک دیجی استایل
بازاریاب تجارت فردا
بلیط هواپیما