کانال تلگرام ایران جیب

آخرین اخبار

فروشگاه اینترنتی مدیسه
تور لحظه آخری,تور کیش,تور دبی,تور آنتالیا,تور ترکیه,تور استانبول
صرافی آرز
دهکده ساحلی الیت
بیمیتو

ثروتمندان مجرمند یا ساختار اقتصادی کشور؟

کدخبر:۱۱۷۳۷دوشنبه، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۳:۲۳۵۰۷۷ بازدید

انگار در میان مردم جادویی است که در دست اقلیت قرار گرفته، اقلیتی که از وضعیت اقتصادی خیلی خوبی برخوردار هستند. نه تنها با آن ...
ثروتمندان مجرمند یا ساختار اقتصادی کشور؟

 انگار در میان مردم جادویی است که در دست اقلیت قرار گرفته، اقلیتی که از وضعیت اقتصادی خیلی خوبی برخوردار هستند. نه تنها با آن می‌توانند درهای پیشرفت را برای خود باز کنند، بلکه می‌توانند درهایی را هم روی دیگران ببندند.

ممکن است همکلاسی با دختر ناظم مدرسه یا تقسیم میز با پسر معلم کلاس را در چند سال از تحصیل تجربه کرده باشید. خوب یا بد بودن این اتفاق، ارتباط نزدیکی با ناظم، معلم و فرزندان آنها دارد. در این شرایط اگر معلم برای فرزند خود امتیازی قائل باشد، رابطه با کودک هر چند بی‌تقصیر، سخت خواهد شد. زمانی که جوان از این بی‌عدالتی‌های دوران کودکی دور شد، متوجه واقعیت‌هایی دیگر می‌شود که با تغییر مکان زندگی یا همفکری با دیگران قابل حل نیست. جوانی که فصل‌های یک سال خود را برای قبولی در دانشگاه دولتی از دست داده، در دانشگاه با دانشجویانی آشنا می شود که در قبال پرداخت پول زیاد در همان کلاس و همان دانشگاه با آنها درس می خوانند.

انگار در میان مردم جادویی است که در دست اقلیت قرار گرفته، اقلیتی که از وضعیت اقتصادی خیلی خوبی برخوردار هستند. نه تنها با آن می‌توانند درهای پیشرفت را برای خود باز کنند، بلکه می‌توانند درهایی را هم روی دیگران ببندند. در این گزارش از سارا و فرهاد که فرزند دو خانواده مرفه در تهران هستند، خواسته شد تا از زندگی خود بگویند.


اگر تهران دریا یا رودخانه‌ای داشت همه چیز خیلی بهتر می‌شد

چند ماهی در شرکت پدرش کار کرد. نه برای اینکه نیازی به درآمد داشته باشد و نه حتی برای بدست آوردن استقلال مالی. می‌خواست تا جایگاه اجتماعی بهتری بدست آورد. اما کار با برنامه روزانه، مخصوصا ساعات خوابش هماهنگ نبود. عادت داشت تا ساعت ۴ صبح بیدار باشد ولی باید ساعت ۸ در محل کار حاضر می‌شد. ۷ ماه و دوازده روز توانست به کار خود به عنوان مسئول فروشندگان ادامه دهد. ساعت ۷ صبح از خواب بیدار می‌شد، تا ساعت سه یا چهار در دفتر کار می‌‌کرد و وقتی به خانه می‌رسید تا ساعت ۹ شب می‌خوابید تا بتواند همراه دوستانش تا ۴ صبح بیدار بماند.

اما این روند برایش جذاب نبود، پس ادامه نداد. سارای ۲۸ ساله معمولا تا ساعت یک یا دو ظهر می‌خوابد. اگر با دوستان خود قرار برای خوردن صبحانه داشته باشد، می‌تواند زودتر بیدار شود. « جمع شدن برای صبحانه خوش می‌گذرد. اصلا صبحانه برای من مزه دیگری دارد. اگر تهران دریا یا رودخانه‌ای داشت همه چیز خیلی بهتر می‌شد.» وقتی به خانه باز می‌گردد، کمبود خواب خود را جبران می‌کند. در روزهای معمولی ساعات خود را با دیدن سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای می‌گذراند.
 




تقریبا هفته‌ای سه یا چهار بار به آرایشگاه برای ترمیم ناخن، رنگ ریشه‌های مو، براشینگ و ... می‌رود. «قبلا هیچ کسی رنگ ریشه‌ موهای من را ندیده بود. خودم هم نمی‌دانم چرا اینقدر بی‌حوصله شده‌ام.» فقط چند میلیمتر قهوه‌ای تیره از انتهای موهای کاهی‌اش که نرم و صاف هستند، به چشم می‌خورد.

برنامه‌هایش برای عصر متفاوت است. خانواده‌اش در آرام‌ترین هفته خود، سه روز مهمانی دارند. این ممکن است تا یکسری مهمان برای صبحانه و یکسری برای عصر و شام تغییر کند، یعنی در هفته بیش از ۱۰ سری مهمان. مادر حضورش در بعضی از این مهمانی‌ها را واجب کرده است. دوستانش حداقل هفته‌ای دوبار دور هم جمع می‌شوند، یا با هم به تهران گردی می‌روند. پاساژها را می‌بنند و برای خود خرید می‌کنند. آخرین کیف دستی که خرید، ۷۰۰ هزار تومان بود. «خیلی منتظر شدم تا این برند کار جدیدش را بیاورد. ولی زیاد ازش راضی نیستم. باید بگم تا خاله‌ام آنی که می‌خواهم را از سوئد بیاورد.»

یکی از خاله‌های سارا در سوئد زندگی و سالی چند بار برای دیدن دوستان و خانواده به ایران سفر می‌کند. «تو سایت برندهایی که دوستشان دارم را می‌گردم، اگر از چیزی خوشم بیاد می‌گویم تا خاله برایم بیاورد. اینطور احتمال اینکه دیگری هم مثل آن را داشته باشد هم خیلی کم می‌شود. از ایران بیشتر شال و روسری می‌خرم. خاله همواره می‌گوید که خودت بیا و انتخاب کن. چند بار که رفتم خوشم نیامد. ایران را با تمام مشکلاتش دوست دارم.»

پدرش کارخانه چرم‌سازی دارد. برای برادر بزرگترش آرش، در سوئد خانه گرفتند تا درس بخواند، امروز بعد از ۱۰ سال به عنوان مهندس کامپیوتر در یک شرکت مشغول به کار است. برادر کوچکش، در هند تحصیلات خود را کامل کرد ولی تمایلی به زندگی در خارج از کشور را نداشت. برای همین برگشت و با کمک پدر در خیابان فرشته مزون مانتو و لباس شب باز کرد. با وجود تشویق‌های دائم پدر برای کار کردن سارا، او نمی‌تواند برنامه کار را با دیگر برنامه‌های زندگی هماهنگ کند.

چند سال پیش پدر سارا اتومبیل دنده اتوماتی به او هدیه داد. اما او هیچ وقت رانندگی نمی‌کند. « یکبار با ماشینم رفتم به خیابان‌های تهران رفتم، وضعیت خیابان‌ها خیلی خراب بود. راننده‌ها وقتی دختری با ماشین مدل بالا می‌دیدند، عمدا مزاحمت ایجاد می‌کردند. برای همین تصمیم گرفتم با ماشین دوستم هر جا خواستیم، برویم و اگر زمانی بدون او بودم حتما از آژانس استفاده کنم. » پدرش همچنین آپارتمانی در یکی از مناطق بالای شهر با اسباب و اثاثیه آماده کرد، ولی سارا زندگی در خانه پدر را ترجیح می‌دهد. « یکی از دوستانم خانه خود را از پدر و مادرش جدا کرد. خیلی سخت بود. مثلا من هیچ وقت خرید خانه نمی‌کنم. یا ظرف و لباسی را جابجا نمی‌کنم و نمی‌شویم. ولی دوستم مجبور شده بود ساعات زیادی کار کند. الان من هر وقت در یخچال را باز کنم. هر چیزی که بخواهم را از درونش بر می‌دارم ولی در خانه شخصی خود، مجبورم برای این وضعیت، قبلا خرید کرده باشم.»


اگر اقتصاد مملکت اینقدر خراب نبود، ریچ کیدز به چشم نمی‌آمد

پدر فرهاد از فروشندگان فولاد در بازار آهن تهران است. پدرش برای اینکه او شغلی داشته باشد، از ۱۷ سالگی قسمتی از تجارت را بر عهده‌اش قرار داد. کار مانع تحصیلات دانشگاهی‌اش نشد. با کمک پدر در یکی از دانشگاه‌های دولتی با سالی ۲۵ میلیون تومان عمران خواند. اما هنوز همراه پدر کار می‌کند و مسئول فروش کارخانه است. «اوایل کار کردن در کارخانه برای من سخت و خسته کننده بود. ولی وقتی کار می‌کنم می‌بینم که آشنایان با من رفتار کاملا متفاوتی دارند. برای حفظ این شرایط به کار خود ادامه می‌دهم.»

یکی از مشکلات فرهاد که از دوران تحصیلش در مقطع راهنمایی شروع شد، بدبینی به دوستان و اطرافیانش بود. از آن سال‌ها بود که متوجه شد تعداد زیادی از دوستانش نه برای اینکه دوستش می‌دارند، بلکه برای امکاناتی که برای دوستانش مهیا می‌کرد، همیشه همراهش بودند. « دیگر نمی‌توانم به کسی اعتماد کنم. بیش از ۹۰ درصد افراد چه پسر و چه دختر، برای جذابیت مالی است، که به من نزدیک می‌شوند. من هیچ دوست صمیمی ندارم و نمی‌توانم به کسی برای همراهی زندگی‌ام اعتماد کنم.»

با این حال فرهاد تنها نیست. برای پیشگیری از سوء استفاده، دوستانی از خانواده‌های مرفه دارد. همراه آنها به سفر می‌رود یا برای دلایل کوچک مهمانی می‌گیرند. او از تولدهایی که در دوران دبیرستان دعوت می‌شد، گفت:« به تولد تمام بچه‌های مدرسه دعوت می‌شدم. حتی بعضی وقت‌ها می‌شد که صاحب خانه را نمی‌شناختم. این دعوت‌ها دو دلیل داشت، یکی هدیه‌های خوبی که پدرم به من می‌داد تا برای دوستم ببرم و دیگری شوق خواهرهای دوستانم برای دوستی با من.» در مهمانی‌هایی که این روزها می‌گیرند اما، هزینه ها به کیک و آبمیوه محدود نیست و هزینه هر مهمانی به یک ونیم تا دو میلیون تومان می‌رسد. »

هزینه اصلی اما برای خورد و خوراک نیست. اجاره ویلایی که فرهاد برای مناسک مجردی دارد با دلار حساب می‌شود. ماهی هزار و پانصد دلار. « این ویلاها مخصوص توریست‌ها و ایرانی‌هایی است که از خارج می‌آیند. محله‌هایی خلوت که کسی با کسی کاری ندارد. برای همین ترجیح من با آنها است. اما مساله مهم این است که در هر کشوری، افرادی این سبک زندگی را انتخاب کرده اند. دلیل اینکه چنین خرج‌هایی برای دیگران باورنکردنی است، وضعیت اقتصادی ضعیف کشورمان است که هر سال بدتر هم می‌شود. این عکس‌هایی که ما در صفحاتمان می‌گذاریم فقط بخشی از زندگی ماست و تمامش نیست. »

فرهاد از خواهرش می‌گوید که با وجود امکانات پدر زندگی معمولی را انتخاب کرده و در آپارتمانی زندگی می‌کند. « خواهرم در یکی از شرکت‌های خصوصی کار می‌کند. هیچ کدام از همکارانش نمی‌دانند که او نیازی به آن کار ندارد. از دوستانش تنها چند نفر از وضعیت مادی خانواده ما اطلاع دارند. او دوست دارد با تلاش خود زندگی کند و من دوست دارم از امکاناتی که در اختیار دارم استفاده کنم. هیچ کدام از ما مجرم نیستیم.»

شاید اگر شرایط اقتصادی ایران بهتر از این بود، اگر محل درآمد افراد شفاف سازی می‌شد و البته اگر مردم از پرداخت مالیات این افراد اطمینان داشتند؛ چنین رویکردی در مورد آنها شکل نمی‌گرفت. در کشورهای توسعه یافته طبقه مرفه برای همه چیز مالیات می‌پردازند. برای مثال اگر ویلایی رو به ساحل دریا داشته باشند، باید مالیات استفاده از آن منظره زیبا را پرداخت کنند. در این شرایط مردم اطمینان دارند که اگر چه این افراد روز خود را با زیبایی‌های خاصی شروع می‌کنند، حداقل مالیاتشان در جهت پیشرفت شهر خرج خواهد شد. تنها دراین صورت است که با شفاف سازی بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

کانال تلگرام ایران جیب



دیدگاه ها

آرمین: 1394/2/2112:05:58،
147
16
اینها مانند دو بال یک ÷رنده هستند و هر دو مجرمند و یکدیگر را تکمیل میکنند
. اما حرف از ثروتمندان شد و ساختار اقتصادی شد . بهتره مسئولان فاسد هم فراموش نشه
هویج: 1394/2/2112:57:54،
108
14
مجرم ما مردم بدبختیم که به این دنیا آمدیم و تو این مملکت زندگی میکنیم!!!!!!!!!!!!
ایرانی: 1394/2/2113:15:32،
117
10
در بوجود آمدن اختلاف طبقاتی ، حکومت صد در صد مقصر است.
سعید: 1394/2/2114:08:24،
31
23
به نظرمن این خانواده های محترم زندگی عادی رو دان فقط تیپشون بروز هست . این ما هستیم که عقب ماندهایم و باید از نظر تیپ بروز شویم . این که انها خوب زندگی میکنن به هیچ کس ربطی ندارد این زندگی شخصی هست .
شما حساب بانکی این افراد رو چک کنین میبینید خیلی کمتر از کسانی هست که با سمند در بالا شهر زندگی میکنند و تیپشون ماقبل تاریخ هست .
رادمهر : 1394/2/2119:44:32،
28
13
من یه شهروند عادی هستم
شغلم آزاده ماهی بین 3 تا 5 میلیون در امد دارم یه خونه کوچیک دارم یه پژو 405
به واسطه شغلم از نزدیک هم زندگی تمام این مرفهین را میبینم
خدا وکیل یک دهم زندگی خودم رو با تمام زندگی یکی از اینها عوض نمیکنم
اینا صداشون از دور خوشه باید از نزدیک ببینید چطوره مثل صدای دهله
زندگی به این چیزها نیست زندگی به احساس و صفا و صمیمیتشه به احترام بین خانوادست
طرف 5 میلیارد خرج خونش کرده زن و بچش ازش یه تشکر نکردن پسرش میگفت بابام الاقه
اینو از این برادر کوچکتون یادتون باشه

که مهم نیست که چطور زندگی میکنی مهم اینه که اون طور که خواستی زندگی کنی

طرف پشت پیکان جوانان مدل 56 لذتی میبره که اون بابا پشت ماشین چند میلیاردیش نمیبره

چه تو پاریس باشی چه تو کره ماه چه تو جنگل یا تو حیاط خونت یه سیخ کباب از یه گوشت درست شده احساس تو هست که بهش مزه میده
و
علی: 1394/2/2121:34:36،
22
8
آیا باکتری مقصر است یا بدن انسان ضعیف???
آرام: 1394/2/2112:07:22،
87
9
اقتصاد بدون ساختار مقصره.......
حمید: 1394/2/2112:11:09،
35
10
ساختار اقتصادی و رانت ورابطه فامیلی با افراد خاص و مدیریت کم تجربه وناتوان باعث میشه افرادی از این خلا استفاده کرده و به ثروت های نا مشروع دست یابند و دستگاههای نظارتی نیز ضعیف وگزینشی با مسئله برخورد می کنند و فقط با رقیب برخورد میکنند
علی : 1394/2/2112:26:30،
68
8
اونارو ول کن از 3هزار میلیاردر چه خبر ؟ یا اختلاس جدید وزارت علوم؟ حال آدم به هم میخوره کلمه اقتصاد را میشنوه
بهنام: 1394/2/2112:33:40،
23
10
اتومبیل دنده خودکار؟؟ بابا بی خیال
احمدرضا: 1394/2/2113:19:19،
21
8
حالا خدا بهش خیر بده که جزییات زندگیش رو کم و بیش تعریف کرد . شاید همه ما اگر خیلی عمر کنیم ۷۰ سال دیگه زندگی کنیم حساب بگیرید هر سالی که ایشون داره زندگی میکنه به اندازه ۳۰ سال زندگی ماست.
میثم: 1394/2/2113:20:14،
15
25
ثروتمند مجرم نیست بلکه بیماره!
حمید: 1394/2/2113:33:29،
26
24
بدنت سالم باشه.پولدار باید بمیره بی پولم باید بمیره.اگه پولدارا تونستنت رشوه بدن و 200 سالعمر کنن اون موقع میشه گفت پولدار هستن.اتفاقا جون دادن به عزراییل واسه این پولدارا عالمی داره.
جنگجو: 1394/2/2116:28:07،
21
14
داداش از قدیم گفتن یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب
من شخصا حاضر بودم کلا 40 سال زندگی میکردم ولی زندگی میکردم
نه که 30 سال از بهترین روزهای عمرم (جوونیم) برای پولدارا کار کنم که یک وقت از گشنگی نمیرم. بعدش شما هیچ وقت فراموش نکن بهترین و با ارزش ترین چیزی که هر انسان روی کره زمین دارد و برای همه است جوانی میباشد که متاسفانه جوانی ما در خدمت پولداران میگذرد.
هادی: 1394/2/2113:38:23،
39
9
چرا اون آدمی که ساعت 11 صبح ازخواب پا میشه.مواد میکشه.کفتر بازی میکنه کار نمیکنه یارانه حقشه ولی یه ثروتمند که کار کرده حقش نیست؟
علی م: 1394/2/2114:26:17،
27
14
با شما موافقم ، اگه کار کرده باشه ، درآمدش قانونی باشه و مالیاتش رو داده باشه حرفی نیست . ولی آیا در این کشور بی در و پیکر بی ... میشود با کار کردن و درآمد قانونی و پرداخت مالیات و حق و ناحق نکردن و ....چنین ثروتهای رویایی به دست آورد ؟
حالم بهم میخوره از این بچه پولدارا که حتی نمیتونن شلوارشون رو بکشن بالا و یکی باید بهش پول بدن تا اینکار رو براشون بکنه
اون دختر بی لیاقتی که اعتراف میکنه حتی نمیتونه یه بشقاب بشوره خیلی عذر میخوام به درد لای ... میخوره . یا اون پسری که حتی لیاقت انجام کار مدیریتی بی مسئولیت رو نداره بجز حروم کردن اکسیژن هوا چه فایده ای واسه این کشور داره . یک ساعت کار کارگر شهرداری ارزشش واسه این کشور بیشتر از تموم زندگی این حیف نونها ست
امیر: 1394/2/2115:42:15،
23
28
تا وقتی همچین طرز تفکری داشته باشند مردم ما معلومه که پیشرفت که هیچ پسرفت شدید هم میکنیم
نوش جون هرکسی که ماشین و قصر میلیاردی و کارخونه و ویلای آنچنانی دارند
انشاالله خدا ده برابرش کنه
زحمت کشیده و تلاش کرده الان مزدشو میگیره
حلالش
امید: 1394/2/2116:53:07،
16
13
امیر جون، قربونت برم، لطفا بخواب! وقتش گذشته!!!
امیر: 1394/2/2118:08:56،
12
18
حسود هرگز نیاسود امیدجان
شما چرا از پولدار بودن یه عده زحمتکش و شریف میسوزی??????
من: 1394/2/2119:46:21،
13
8
الان دارم از خنده از رو صندلی می افتم.
طرف عرضه کار کردن نداره, با پول باباش دانشگاه رفته ( یعنی مدرک رو خریده ) تا ساعت 1 بعد از ظهر می خوابه, بعد زحمت کشه ؟؟؟
پس من که 7 روز هفته ساعت 7 صبح توی محل کارمم چیه اسمم اگه اون زحمتکشه ؟؟؟؟ خدا رو شکر دستم به دهنم می رسه و مشکلی ندارم, ولی تو تمام عمرم از اینهایی که آویزون ننه و بابا و ... بودن برای زندگی و خودشون عرضه یه لقمه نون در آوردن هم ندارن بدم می اومد.
امیر: 1394/2/2118:13:58،
14
19
بازم خدا ثروتمندان رو برامون نگه داره که اگه نبودن هرروز باید تو تهران شاهد پژو و پراید و لیفان و دیگر خودرو های بی کلاس بودیم
هرروز باید خانه های بی کلاس و بیخود میدیدم
خدا نگهشون داره که حداقل شمال تهران رو زیبا نگه داشتن تا توریست ها محله هایی مثل آزادی و پونک رو نببینن
sasan: 1394/2/2119:06:43،
19
10
بحث مالیات شد
یکی از اقوام ما در یکی از شهرستان های اصفان تو کاره مرغ داری و ایناس.
بعد ایشون خونه 1 ملیاردی و سرمایه باغ بزرگی و خونه تو اصفهان و ماشین 300 ملیونی :
میگف وضع خیلی خراب شده
پارسال 16 ملیون فقط مالیات گرفتن از من!!!!!!!!!!!!!!!!!
تازه میگفت وضع خراب شده . . .
رشید: 1394/2/2119:09:35،
12
10
اینجا بدون اقازاده بودن کسی ثروتمند نمیشود...
اوج: 1394/2/2119:48:59،
11
9
يه چيز ميندازي وسط خوب ملتو سرگرم ميكني.بابا تو ديگه...
رفیق: 1394/2/2210:56:39،
9
9
فقط باید گریست به حال مردمانی ک بزرگترین دغدغه زندگیشان فراهم کردن مایحتاجیست ک فقط بتوانند با آن زنده بمانند نه مانند لاشخوران و گرگ صفتانی که نه تنها کمک و یاری به قشر ضعیف جامعه نمی کنند بلکه مانند زالو خون آنها را میمکنند تا فربه تر شوند.
عمده ی فساد و فحشا و اختلاف فاحش طبقاتی ثمره مدیران نا لایق و بی احساسی است ک فقط فقط فقط به فکر منافع خود و ثروت اندوزی خانواده اشان و خوش گذارانی های اشرافی و تجملاتی فرزندانشان است.
فقط باید گریست
امیر: 1394/2/2216:39:11،
9
10
اخه شما هی میگید مالیات بگیرن ایا تا الان این همه مالیات از حقوق و مالیاتهایی که به عنوان ارزش افزوده گرفتند برای ما چکار کردند بابا برید جلوی اختلاس ها رو بگیرید اونی که تولید می کنه حقش ....ولی اون زالو دلال چی...
مجرم: 1394/2/2411:18:40،
11
8

از نظر من همه مجرمند مگر اینکه خلافش ثابت بشه...ههههه...

افزودن دیدگاه


  • نظرات غیر مرتبط با موضوع خبر منتشر نمی شوند.
  • نظرات حاوی توهین و افترا منتشر نمی‌شوند.
  • لطفاً نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید.
نام:
پست الکترونیک:
متن:
در صورتی که تمایل دارید بعد از تایید از طریق ایمیل به شما اطلاع داده شود ، علامت بزنید

در صورتی که تمایل دارید بعد از پاسخ به نظر شما از طریق ایمیل به شما اطلاع داده شود، علامت بزنید
تور لحظه آخری
ایران تلنت
نگین خودرو
آیسان پرواز

پربازدیدترین اخبار هفته

پربحث ترین ها

آسایشگاه خیریه
تور لحظه آخری
تورآنتالیا
دیجی استایل